تجارت گزینه های دودویی در افغانستان

تحلیل بنیادی

حتی اگر بنا ندارید یک تحلیل عمیق و پیچیده کنید، یادگیری نسبت‌ها و اصطلاحات کلیدی می‌تواند به شما کمک کند وضعیت سهام را با دقت و دانش بیشتری دنبال کنید.

مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تفاوت تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به زبان ساده

هرکسی که قصد دارد پول خود را در بازارهای سهام سرمایه گذاری کند باید با مفهوم تحلیل بازار آشنا شود. چنانچه فرد با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شود بهتر می تواند موقعیت مالی خود در بازار را ارزیابی کند. این دو تحلیل با یکدیگر تفاوت هایی دارند که در این مقاله به آنها می پردازیم. چنانچه قصد سرمایه گذاری در بازارهای سهام را دارید ابتدا باید با مفاهیم تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی آشنا شده و تفاوت های آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis به شیوه پیش‌بینی قیمت یک دارایی مبتنی بر گذشته قیمت و حجم معاملات آن در بازار بر طبق علم نمودارخوانی می گویند. در این شیوه فرآیندهای تحلیل مبتنی بر نمودارهای مختلف در خصوص یک دارایی صورت می‌پذیرد.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis به شیوه ای برای پیدا کردن ارزش واقعی یک دارایی گفته می‌شود. در این روش از همه ی ابزارهایی که برای رسیدن به این هدف وجود دارد، استفاده می‌ گردد. بررسی وضعیت اقتصادی حاکم بر جامعه و نیز اقتصاد خرد در این شیوه مورد تحلیل قرار می گیرد.

بررسی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

این دو تحلیل، سیستم های کاملا متفاوتی هستند، اما این دو را می توان تکمیل کرد. در هر صورت، این دو تحلیل نقطه حمایتی هستند که شما در حال حاضر برای باز یا بسته شدن موقعیت ها در بازار سهام دارید. جای تعجب نیست که آنها از این به بعد امنیت بیشتری را در عملیات به شما می دهند. همانطور که ممکن است در سرمایه گذاری خود تجربه کرده باشید، یک پروفایل کاربر وجود دارد که تجزیه و تحلیل فنی را بر مبانی ترجیح می دهد و بالعکس. شما یک یا چند سیستم تجزیه و تحلیل را بر اساس اولویت های خود انتخاب می کنید. در اصل، تجزیه و تحلیل نه از دیگری بهتر و نه بدتر است. از این نظر، بسیار مهم است که شما انتظارات خود را برای انتخاب مناسب ترین و درست ترین تحلیل انتخاب کرده باشید.

image 1 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

جامع‌ ترین آموزش تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال

نقد و بررسی تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال لزوما اولین و مهمترین سیستم تجزیه و تحلیل نیست، بلکه یک تحلیل فنی است. تجزیه و تحلیل فنی اساساً شامل تعیین وضعیت واقعی سهام یا سایر دارایی های مالی است.
جای تعجب نیست که مطالعه عملکرد بازار عمدتا از طریق استفاده از نمودارها برای پیش بینی رفتار آن در جلسات معاملاتی بعدی انجام می شود. در نتیجه این ویژگی مهم، شکی نیست که تحلیل تکنیکال بهترین سیستم برای اطلاع از میزان ورود و خروج در هر بازار مالی است. تجزیه و تحلیل تکنیکال در درجه اول برای معاملات کوتاه مدت استفاده می شود و برای تعدیل قیمت ضروری است. در معاملات خرید و فروش شما چاره ای ندارید جز اینکه آنها را با نمودار و تحلیل تکنیکال تجسم کنید. جایی که تنوع گسترده ای از ارقام، سطوح و مناطق نشان داده شده است تا به شما کمک کند بهتر بفهمید که در مورد سهام چه می گذرد. به ویژه در معاملاتی که مدت زمان کوتاه تری را هدف قرار می دهند.

تحلیل تکنیکال در خرید کمک می کند

بدون شک، آموزش تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی یک پشتیبانی برجسته برای انجام سفارشات خرید شماست. سطح قیمت جایی است که باید وارد بازارهای مالی شوید ؛ زیرا در میان دلایل دیگر به شما کمک می کند تا از قابلیت اطمینان بالایی برخوردار باشید.
شما تضمین بیشتری برای دستیابی به این اهداف دارید، به ویژه اگر آن را با سایر سیستم های تجزیه و تحلیل بسیار پیچیده تر مقایسه کنید. تا جایی که می توانید یوروهای زیادی را در هر یک از معاملات انجام شده تحت این سیستم اساسی ذخیره کنید. با این حال، شما همچنین باید بدانید که این یک برنامه کاملاً بی خطا نیست. نه چندان کم.

بررسی بهترین ارزش های لحظه ای با تحلیل تکنیکال

البته، شما چاره ای جز داشتن دانش در این تکنیک تجزیه و تحلیل نخواهید داشت. همانطور که ممکن است از ابتدا حدس بزنید، این فراتر از ملاحظات اساسی دیگر است. در هر صورت، دانش به دست آمده از تجزیه و تحلیل فنی شما را آماده تر می کند تا بتوانید خود را ارتقا دهید. تحلیل تکنیکال به شما می گوید که بهترین ارزش های لحظه ای چیست و بنابراین باید موضعی در مورد آنها داشته باشید. یا برعکس، زمان ایده آل برای بازپس گیری موقعیت ها را ترسیم می کند. این تحلیل همچنین می گوید که آیا به عنوان مثال اوراق بهادار بیش از حد خریداری شده است؟

بررسی روند سهام

اگر تجزیه و تحلیل تکنیکال و فنی مشخص شود، به قدرت پیش بینی بالا متکی خواهید شد. یعنی این تحلیل نشان می دهد که روند واقعی یک شاخص سهام، صنعت یا سهام چیست. اگر در حال افزایش یا سقوط باشد، اطلاعات مهمی را در اختیار شما قرار می دهد تا بتوانید تصمیمات خود را در بازارهای سهام بگیرید.
به یک معنا، در نظر گرفتن این رویکرد برای سرمایه گذاری منطقی است. از این نظر، اگر عملیات در کوتاه ترین زمان نگهداری انجام شود، با مزیت خاصی بازی خواهید کرد.

تحلیل تکنیکال؛ ضمانت موفقیت بیشتر

تجزیه و تحلیل تکنیکال، یک پشتیبان بسیار منطقی برای شماست تا بتوانید تصمیمات خود را با ضمانت های موفقیت بیشتر تحقق بخشید. هزاران سرمایه گذار کوچک و متوسط را در نظر بگیرید که این سیستم را برای ساختار و مدیریت سرمایه گذاری های خود انتخاب کرده اند. به یک معنا، این برنامه ای برای شماست که پول را با ترسیم یک نمودار به بازار سهام واریز کنید.

image 2 - مهم ترین تفاوت های تحلیل تکنیکال با تحلیل بنیادی و فاندامنتال

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال

تجزیه و تحلیل بسیار متفاوت دیگر، تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال بوده ؛ زیرا در این مورد خاص، ساختار تجاری شرکت ذکر شده است که مورد توجه قرار می گیرد. از آنجا که تجزیه و تحلیل بنیادی اساساً قبل از هر چیز یک روش بسیار خاص برای تجزیه و تحلیل بازار سهام است ؛ تعیین ارزش واقعی امنیت یا اقدام، ارزش بنیادی نامیده می شود.
تحلیل بنیادی و فاندامنتال، بدهی، ارزش دفتری یا بسیاری دیگر از اطلاعات مربوطه وضعیت شرکت در بازارهای سهام را نشان می دهد. این روش تحلیل بسیار پیچیده تری است.
در هر صورت، باید به خاطر داشته باشید که سیستم تجزیه و تحلیل بنیادی نیاز به دانش بسیار بیشتری نسبت به سیستم فنی دارد. همه سرمایه گذاران در موقعیت کاملی برای تفسیر داده های این تجزیه و تحلیل جامع نیستند.

خطرات تحلیل بنیادی

بر خلاف تجزیه و تحلیل فنی، تحلیل بنیادی و فاندامنتال برای معاملاتی که هیچ سررسیدی ندارند مفیدتر است. مکانی که در آن می توانید سرمایه گذاری های خود را در شرایط دلخواه تحلیل بنیادی در هر زمان نگه دارید. از این منظر، نمی توانید با گفتن اینکه تجزیه و تحلیل بنیادی بسیار کامل تر از تحلیل تکنیکال است، اشتباه کنید. پیچیده ترین موضوع این است که می توانید آن را به درستی تفسیر کنید. یکی از بزرگترین مشکلاتی که استفاده از تحلیل بنیادی به همراه دارد این است که می توانید اشتباه کنید. بنابراین ممکن است برخی از معاملات را در بازار سهام انجام دهید که می تواند برای منافع شخصی یا حرفه ای شما بسیار مضر باشد. این یکی از بزرگترین خطرات است که می توانید با پیاده سازی این سیستم بسیار خاص داشته باشید.

آگاهی از میزان سهام شرکت

تحلیل بنیادی و فاندامنتال در نهایت یک روش است که سعی می کند ارزش واقعی یک اوراق بهادار را محاسبه کند. از طریق تجزیه و تحلیل ترازنامه و با ارزش بازار مقایسه می شود. به این ترتیب، شما در بهترین شرایط هستید تا دریابید که قیمت برخی از سهام ارزان یا گران است. زیرا به لطف تحلیل بنیادی، واسطه های مالی اطلاعاتی را ارائه می دهند که به اندازه قیمت هدف سهام مهم است و هر از گاهی به روز می شود. در هر صورت، این اطلاعاتی است که به شما کمک می کند میزان سهام شرکت را بدانید.

استفاده از هر دو روش تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

همانطور که می بینید، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی روش های متفاوتی هستند که بسته به نمایه ای که ارائه می دهید، قابل استفاده اند. اما در مورد دانش، شما باید هر دو روش تحلیل را تفسیر کنید. به طور شگفت انگیزی، این چیزی است که احتمال دارد برای سرمایه گذاران کوچک و متوسط متفاوت باشد. زیرا عجیب نیست که برخی از کاربران یک روش را بر سایر روش ها ترجیح می دهند. سرانجام، چیزی که شما باید در نظر بگیرید این است که چگونه هر دو تحلیل باعث صرفه جویی پس انداز با ضمانت های موفقیت بیشتر شما می شوند. این یکی از اهداف اصلی سرمایه گذاری در بازار سهام، فراتر از ملاحظات دیگر در تفسیر بازارهای سهام است.

تفاوت بین تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

سرمایه گذاران برای تصمیم گیری در مورد معاملات سهام از تجزیه و تحلیل بنیادی یا تکنیک های تجزیه و تحلیل تکنیکال (یا اغلب هر دو) استفاده می کنند. تجزیه و تحلیل بنیادی سعی می کند ارزش ذاتی سهام را با استفاده از داده هایی مانند درآمد، هزینه، چشم انداز رشد و … محاسبه کند. با این حال، تفاوت بین تحلیل بنیادی و فاندامنتال و تحلیل تکنیکال را می توان به دلایل زیر به وضوح ترسیم کرد؛
تجزیه و تحلیل بنیادی یک روش بررسی امنیت برای تعیین ارزش ذاتی آن برای فرصت های سرمایه گذاری بلند مدت است. تجزیه و تحلیل تکنیکال روشی است برای ارزیابی و پیش بینی قیمت وثیقه های آینده بر اساس عملکرد قیمت و حجم معاملات. این روش تعیین می کند که سهام در آینده چه خواهد کرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی و فاندامنتال از زمان های طولانی تری برای تجزیه و تحلیل سهام در مقایسه با تجزیه و تحلیل بنیادی استفاده می کند. بنابراین، تجزیه و تحلیل بنیادی توسط سرمایه گذاران انجام می شود که می خواهند در سهامی سرمایه گذاری کنند که ارزش آنها در چند سال افزایش می یابد. برعکس، تحلیل تکنیکال زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که تجزیه و تحلیل تجاری فقط کوتاه مدت باشد.
تفاوت زمانی بین این دو تحلیل نه تنها در رویکرد آنها بلکه در هدف آنها نیز تجربه می شود. همانطور که اکثر معامله گران از تجزیه و تحلیل بنیادی برای خرید یا نگهداری سهام شرکت استفاده می کنند، معامله گران دیگر برای دستیابی به سود کوتاه مدت به تجزیه و تحلیل تکنیکال تکیه می نمایند.
هدف تجزیه و تحلیل بنیادی تعیین ارزش واقعی یک سهام است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال برای تعیین زمان ورود یا خروج از بازار استفاده می شود.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، تصمیم گیری بر اساس اطلاعات موجود و ارزیابی آماری است. برعکس، تصمیم گیری در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس روند بازار و قیمت سهم است.
تجزیه و تحلیل بنیادی داده های تاریخی و جاری را در نظر می گیرد ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال فقط داده های تاریخی را در نظر می گیرد.
تجزیه و تحلیل بنیادی بر اساس صورتهای مالی است ؛ در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس جداول حاوی تغییرات قیمت صورت می گیرد.
در تحلیل بنیادی، حقوق صاحبان سهام، صورت سود و زیان، ترازنامه، صورت جریان وجوه نقد، حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت قیمت به درآمد و غیره با تجزیه و تحلیل قابل تشخیص است. همچنین الگوی تداوم و الگوی معکوس، حرکت قیمت، شاخص فنی، مقاومت و پشتیبانی، تجزیه و تحلیل روندهای آینده قیمت در نقطه مورد نظر بررسی می شوند.
در تحلیل بنیادی و فاندامنتال، قیمت آتی اوراق بهادار، عملکرد گذشته و حال و سودآوری شرکت تصمیم گیری می شود. در مقابل، قیمت های آینده در تجزیه و تحلیل تکنیکال بر اساس نمودارها و شاخص هاست.
تجزیه و تحلیل بنیادی توسط معامله گران موقعیت بلندمدت انجام می شود، در حالی که تجزیه و تحلیل تکنیکال توسط معامله گران نوسان و معامله گران روزانه کوتاه مدت انجام می شود.

سخن آخر

به طور کلی در یک جمع بندی می توان گفت که در تجزیه و تحلیل بنیادی، سهام زمانی خریداری می شود که قیمت بازار سهام کمتر از ارزش واقعی سهام باشد. در مقابل، در تجزیه و تحلیل تکنیکال، معامله گران وقتی سهام را خریداری می کنند که انتظار دارند با قیمت نسبتاً بالاتری به فروش برسد. رسا بورس با ارائه بهترین آموزش های ارز دیجیتال، فارکس و… در خدمت شما عزیزان می باشد.

تحلیل بنیادی چیست؟ تحلیل فاندامنتال در فارکس و بازارهای مالی

تحلیل بنیادین

در طول اردوی آموزشی خود و مطالعه مجموعه مقالات آموزش فارکس، احتمالا با گالیور، ارباب حلقه ها، میتی کومان و مبحث تحلیل بنیادی یا همان فاندامنتال برخورد داشتید.

یک دقیقه صبر کنید…

ما قبلاً در دروس ابتدایی یک تیزر تبلیغاتی از تحلیل فاندامنتال را به شما نشان دادیم! پس حالا بیایید به مبانی بپردازیم!

تحلیل فاندامنتال دقیقاً چیست و آیا استفاده از آن لازم است؟ خوب، تحلیل فاندامنتال یا بنیادی مطالعه اصول و مبادی بنیادین است!

آسان بود، نبود؟ آهان! گرفتم.

واقعیت را بگوییم جریان خیلی بیشتر و پیچیده تر از این حرفهاست.. خیلی خیلی پیچیده تر.

اگر شنیدید که مردم از فاند یا مباحث بنیادی صحبت می کنند، آنها واقعاً در مورد اصول بنیادین اقتصادی کشور میزبان ارز صحبت می کنند.

اصول بنیادین اقتصادی شامل مجموعه وسیعی از اطلاعات می شود – که به صورت گزارش های اقتصادی، سیاسی یا محیطی، داده ها، اطلاعیه ها و یا به صورت رویدادهای خبری انتشار می یابند.

حتی پایین آمدن رتبه اعتباری، در دسته داده های بنیادین قرار می گیرد و بعدها خواهید دید که دوستان “پیپ گیر” ما چگونه این خبر را تبدیل به یک فرصت کرده و با فروش روی EUR / USD سودی خوبی کرده اند.

تحلیل بنیادی استفاده و مطالعه این عوامل است.

تحلیل فاندامنتال مطالعه این است که منظر اقتصادی و مالی جهان و محیط اطراف ما چگونه است و تمرکز آن بر این است که چگونه عناصر کلان اقتصادی (مانند رشد اقتصادی، تورم، بیکاری) بر هر آنچه معامله می کنیم تأثیر گذار است.

آمار بنیادی و شکل های مختلف آن

تحلیل فاندامنتال شامل مطالعه روند های اقتصادی و رویدادهای ژئوپولیتیکی است که بر قیمت ارز تأثیر گذار است. به عبارت دیگر، تحلیل بنیادی، مطالعه اخبار مالی و آمار اقتصادی است.

آن دسته از آمار اقتصادی که رصد آنها مهم تر از سایرین است عبارتند از:

  • نرخ بهره
  • تورم
  • تولید ناخالص ملی (GDP)
  • آمار اشتغال

هنگامی که یک آمار اقتصادی منتشر می شود، تحلیل بنیادی یک دید کلی در اختیار ما می گذارد که قیمت در برابر یک رویداد اقتصادی خاص چگونه “باید” یا “ممکن” است واکنش نشان دهد.

داده های بنیادی در اشکال گوناگون نمود می یابند.

می تواند به شکل گزارشی باشد که توسط بانک فدرال رزرو در مورد فروش خانه های موجود در امریکا منتشر شده است. و یا می تواند با توجه به این احتمال که بانک مرکزی اروپا سیاست پولی خود را تغییر می دهد یا نمی دهد، خود را نشان دهد.

انتشار این آمار برای عموم مردم اغلب باعث تغییر فضای اقتصادی (یا بهتر بگوییم ذهنیت اقتصادی) شده و واکنش سرمایه گذاران و نوسان گیران را به دنبال دارد.

حتی مواردی وجود دارد که گزارش خاصی منتشر نمی شود، اما انتظار انتشار چنین گزارشی، خود نمونه دیگری از اصول بنیادین است.

گمانه زنی ها درباره افزایش نرخ بهره می تواند ساعت ها یا حتی چندین روز پیش از اعلام واقعی نرخ بهره مورد ارزیابی قرار گرفته و “سبک و سنگین شود”.

در حقیقت، بسیار دیده می شود که جفت ارزها لحظاتی پیش از اخبار مهم اقتصادی، گاهی تا حتی 100 پیپ جابجا می شوند، که آنها را تبدیل به فرصتی سودآور برای یک تریدر شجاع می سازد.

به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران فارکس اغلب پیش از انتشار آمار و وقایع اقتصادی پشت سیستم بوده و آماده و هوشیار هستند و شما نیز باید چنین باشید!

به طور کلی، بخش عمده ای از داده های مورد استفاده در تحلیل فاندامنتال را آمار ها و شاخص های اقتصادی تشکیل می دهند. همچون به صدا درآمدن آژیر آتش بمحض کشف دود، شاخص های اقتصادی نیز یک دید کلی از سلامت اقتصاد کشور در اختیار ما می گذارند.

گرچه دانستن مقدار عددی یک شاخص مهم است، اما انتظار بازار از این مقدار نیز مهم است.

درک صحیح تأثیر حاصل از رقم واقعی نسبت به رقم پیش بینی شده مهمترین بخش کار است. باید به همگی این عوامل هنگام تصمیم گیری برای معامله توجه کرد.

نگران نباشید. ساده تر از آنچه فکر می کنید است و برای استنباط و درک آن نیاز نیست دانشمند هسته ای باشید.

پیشنهاد می کنم هر روز از صفحات تقویم اقتصادی بازدید کنید تا بتوانید در جریان انتشار اخبار اقتصادی آتی باشید.

تحلیل بنیادی ابزاری ارزشمند در ارزیابی شرایط آینده اقتصاد است، اما استفاده از آن برای پیش بینی جهت قیمت ارز چندان کارساز نیست.

این نوع تحلیل دارای مناطق خاکستری زیادی است. زیرا اطلاعات بنیادین که به صورت گزارش، آمار اقتصادی یا بیانیه تغییر سیاست های پولی منتشر می گردند در مقایسه با اندیکاتورها و شاخص های تکنیکالِ واقعی، ابهام بیشتری دارند.

تجزیه و تحلیل آمار اقتصادی انتشار یافته و گزارش داده های بنیادی معمولاً چیزی شبیه به این است:

“افزایش نرخ بهره با این مقدار درصد ممکن است باعث بالا رفتن یورو شود.”

“دلار آمریکا با عدد شاخص در فلان محدوده باید پایین رود.”

“اعتماد مصرف کننده 2 درصد نسبت به آخرین گزارش کاهش یافته است.”

آیا قطعیتی در تحلیل فاندامنتال وجود دارد؟

بازار تمایل دارد که بر اساس احساس مردم واکنش نشان دهد. این احساسات می تواند براساس واکنش آنها به گزارش های اقتصادی، یا براساس ارزیابی آنها از شرایط فعلی بازار باشد.

و همانطور که احتمالا حدس می زنید – هزاران هزار نفر، با احساسات و ایده های مختلف وجود دارند.

احتمالاً با خود می گویید: “پناه بر خدا پس هیچ قطعیتی در تحلیل فاندامنتال وجود ندارد!”

در واقع کاملا درست می گویید.

به هیچ وجه نمی توان بر اساس یک سری آمار جدید بنیادی، صد در صد دانست که جفت ارز به کجا خواهد رفت.

این بدین معنا نیست که تحلیل فاندامنتال را باید کنار گذاشت.

به دلیل حجم سنگین داده های بنیادین موجود، اکثر مردم به سختی می توانند همه آنها را کنار هم قرار دهند.

آنها یک گزارش خاص را درک می کنند، اما نمی توانند آن را در تصویر کلی اقتصادی قرار دهند. این کار به زمان و درک عمیق تری از داده ها نیاز دارد.

همچنین ، بیشتر داده های بنیادین فقط برای یک ارز گزارش می شوند، در حالیکه به داده های بنیادی برای ارز دیگر در یک جفت ارز نیز نیاز است تا بتوان آنها را قیاس کرد و تصویری دقیق بدست آورد.

همانطور که در ابتدای کار گفتیم، موضوع تحلیل بنیادی سر این است که یک ارز قوی با یک ارز ضعیف جفت شود.

تحلیل فاندامنتال بهتر است یا تحلیل تکنیکال ؟

در این مرحله، شما احتمالاً همچنان منتظر پاسخ به این سوال هستید: “آیا برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق فارکس نیاز است که حتما از تحلیل بنیادی استفاده کنم؟”

کاملاً متوجهیم که هر جناح طرفداران و عاشقان خود را دارد.

به نظر می رسد تحلیل تکنیکال، روش ترجیحی معامله گران کوتاه مدت فارکس است که تمرکز اصلی آنان بر نمودار و قیمت است.

معامله گران میان مدت ​​و برخی از معامله گران بلند مدت علاوه بر آن دوست دارند روی تحلیل بنیادی نیز تمرکز کنند زیرا این امر به ارزش گذاری و قیمت گذاری ارز کمک می کند.

تحلیل فاندامتتال یا تحلیل تکنیکال

ما دوست داریم با گفتن اینکه باید از هر دو استفاده کنید کمی جالب تر شویم!

استراتژی های متمرکز بر تحلیل تکنیکال، هنگامی که یک رویداد کلیدی بنیادین رخ می دهد، چیزی جز نابودی حساب نیستند.

به همین ترتیب، معامله گران صرفا بنیادی فرصت های کوتاه مدتی را که الگو ها و آرایش های نموداری و سطوح تکنیکال نشان می دهند را از دست می دهند.

ترکیبی از تحلیل تکنیکال و بنیادی همه نقاط و زوایا را پوشش می دهد. شما از انتشار برنامه ریزی شده یک رویداد خبری اقتصادی آگاهی دارید، اما در کنار آن می توانید ابزارها و الگوهای تکنیکالی مختلف که بازیگران درشت بازار روی آنها تمرکز کرده اند را شناسایی و از آنها استفاده کنید.

در دروس بعدی چند مثال معاملاتی برای شما داریم که نشان می دهند چگونه ترکیب مناسب تحلیل بنیادی و تکنیکال منجر به سودهای کلان می گردد.

و در ادامه، در مورد عمده عوامل بینادی که ارزها را تحت تأثیر قرار می دهند بحث خواهیم کرد.

عواملی نظیر نرخ بهره، سیاست های پولی و گزارش های اقتصادی که تکان دهنده بازار هستند.

منظور از تحلیل بنیادی در بورس چیست؟

تحلیل بنیادی - بورس - بازار - سهام - مانو

برای سرمایه‌گذاری موفق در بورس، تحلیل و بررسی فاکتورهای اقتصادی و روانشناسی معاملات، نقش حیاتی بازی می‌کند. به طور خلاصه هدف از تحلیل بنیادی در بورس، یافتن ارزش ذاتی سهام شرکت‌ها، بر مبنای فاکتورهای اقتصادی، وضعیت صنعت و مقایسه با شرکت‌های مشابه و بررسی سود عملیاتی آن شرکت است. این مولفه‌ها می‌تواند از عوامل اقتصاد کلان مانند وضعیت اقتصاد، تورم، نرخ بهره و شرایط صنعت گرفته تا عوامل اقتصادی خرد، قیمت‌گذاری‌ها و فعالیت‌های عملیاتی آن شرکت باشد.

همانطور که گفته شد، هدف نهایی این تحلیل رسیدن به عددی است که یک سرمایه‌گذار بتواند آن را با قیمت فعلی اوراق بهادار مقایسه کند تا ببیند یک سهم کمتر از ارزش واقعی‌اش در حال عرضه است یا بیش از حد واقعی ارزش‌گذاری شده است.

نکاتی در رابطه با تحلیل بنیادی در بورس

  • تحلیل بنیادی در نقطه مقابل تحلیل تکنیکال قرار می‌گیرد که روند آتی قیمت‌ها را از طریق تجزیه و تحلیل تحلیل داده‌های پیشین بازار مانند قیمت و حجم پیش‌بینی می‌کند.
  • از نگاهی دیگر، تحلیل بنیادی در بورس معمولا چه از منظر کلان و چه خُرد، به دنبال شناسایی سهامی است که قیمت آنها به درستی در بازار شناسایی نشده است.
  • تحلیل بنیادی فرآیند تحلیل یک کسب و کار در ابتدایی‌ترین یا بنیادی‌ترین سطح مالی است. این نوع تجزیه و تحلیل بنیادی تحلیل بنیادی تحلیل با مطالعه نسبت‌های حسابداری تلاش می‌کند، وضعیت شرکت را از نظر اقتصادی بسنجد.
  • در این تحلیل علاوه بر ارزشیابی سهام یک شرکت، به مقایسه آن با شرکت‌های مشابه نیز پرداخته می‌شود.

به بیان ساده با کمک تحلیل بنیادی می‌توانید با روش‌های متنوع ارزش یک شرکت را محاسبه کنید و این ارزش بدست آمده را با قیمت فعلی سهام این شرکت در بازار مقایسه کنید، با این مقایسه شما بهتر می‌توانید برای سرمایه‌گذاری در سهام این شرکت تصمیم‌گیری کنید.

هدف تحلیل بنیادی چیست؟

بسیاری از سرمایه‌گذاران از فاکتورهای کاملاً بنیادی در تحلیل شرکت و تعیین قیمت سهام آن استفاده می‌کنند. برخی دیگر از سرمایه‌‌گذاران فکر می‌کنند که می‌توانند با استفاده از هر دو عامل بنیادی و تکنیکال، مدل مستحکم‌تری از ارزیابی و برآورد قیمت به دست می‌آید.

نقطه موفقیت این تحلیل آنجاست که تعیین کنیم آیا قیمت فعلی سهام، با ارزشی که عوامل بنیادی و پیش‌بینی بازار نشان می‌دهد، یکسان است و یا تفاوت دارد. اگر مغایرتی دیده شد، می‌توان از این تفاوت برای فرصت سرمایه‌گذاری استفاده کرد.

حتی اگر بنا ندارید یک تحلیل عمیق و پیچیده کنید، یادگیری نسبت‌ها و اصطلاحات کلیدی می‌تواند به شما کمک کند وضعیت سهام را با دقت و دانش بیشتری دنبال کنید.

با بررسی درآمد شروع کنید

شما باید طیف گسترده‌ای از داده‌ها را در نظر بگیرید، اما اولین داده‌ای که باید به دنبال آن باشید و آن را مورد بررسی قرار دهید، درآمد شرکت است. رقم درآمد، ساده‌ترین راه برای رسیدن به جواب سوالات اصلی است. سوالاتی مثل «شرکت چقدر درآمد کسب می‌کند؟» و «احتمال درآمدزایی و تولید آن در آینده چقدر است؟».

به عبارت دیگر، درآمد نشانه سود است. محاسبه درآمد ممکن است پیچیده باشد، اما این یکی از عواملی است که برای خرید سهام یک شرکت مهم است.

سرمایه گذاری و تحلیل بنیادی

یک تحلیلگر تلاش می‌کند مدلی برای تعیین ارزش تخمینی قیمت سهام یک شرکت بر اساس داده‌های موجود، ایجاد کند. این مقدار به دست آمده توسط تحلیلگر فقط برآورد ارزش سهم این شرکت در مقایسه با قیمت فعلی بازار است. برخی از تحلیلگران ممکن است قیمت تخمینی خود را به عنوان ارزش ذاتی شرکت ذکر کنند.

اگر نتایج یک تحلیل نشان دهند که ارزش سهام باید به طور قابل توجهی بالاتر از قیمت فعلی بازار سهام باشد، یک سیگنال خرید و اگر ارزش ذاتی آن کمتر از قیمت فعلی بازار باشد، آن سهم بیش از ارزش ارزیابی شده (Over Value) و توصیه فروش اولویت بالایی پیدا می‌کند.

سرمایه‌گذارانی که از این تحلیل بنیادی توصیه‌ها در تحلیل بنیادی پیروی می‌کنند انتظار دارند بتوانند سهام مطلوب را خریداری کنند زیرا چنین سهامی با گذشت زمان احتمال رشد بیشتری دارند. از طرف دیگر، انتظار می‌رود سهام با رتبه‌بندی نامطلوب احتمال سقوط قیمت بیشتری داشته باشد. این سهام را می‌توان به عنوان کاندیداهای حذف از پرتفوی موجود یا اضافه شدن به عنوان سرمایه‌گذاری کوتاه مدت در نظر گرفت.

تحلیل بنیادی کمی و کیفی

مشکلی که در تعریف کلمه بنیادی وجود دارد این است که این کلمه می‌تواند هر آنچه را که مربوط به خوب بودن یک شرکت از نظر اقتصادی است، پوشش دهد. بدیهی است تحلیل بنیادی، اعدادی مانند درآمد و سود را در نظر می‌گیرد، اما سهم از بازار، تبلیغات و کیفیت مدیریت شرکت هم در این تحلیل، تاثیرگذار خواهند بود.

آیا استفاده از تحلیل بنیادی همیشه موثر است؟

نه. مانند هر استراتژی معاملاتی یا تکنیک سرمایه‌گذاری دیگری، استفاده از تحلیل بنیادی همیشه موفقیت‌آمیز نیست. این واقعیت که تحلیل بنیادی نشان می دهد سهامی در حال حاضر به قیمتی کمتر از ارزش واقعی در بازار به فروش می‌رسد، نمی‌تواند تضمین تحلیل بنیادی کند که در آینده قیمت این سهام افزایش پیدا می‌کند و به ارزش ذاتی خود برسد. همه چیز به همین سادگی پیش نمی‌رود. در واقع، رفتار واقعی قیمت تحت تأثیر عوامل بی‌شماری قرار دارد که ممکن است تحلیل بنیادی را تضعیف کند.

هنگام ارزیابی پتانسیل رشد و سودآوری شرکت، سرمایه‌گذاران و تحلیلگران اغلب از ترکیبی از تحلیل‌های بنیادی، تکنیکال، تابلوخوانی و روانشناسی بازار استفاده می‌کنند.

سخن پایانی

تحلیل بنیادی در بورس را می‌توان یکی از پایه‌های اساسی تحلیل در نظر گرفت. اما واقعیت اینجاست که تنها با تکیه بر آن نمی‌توان موفقیت در بورس را تضمین کرد و تحلیل تکنیکال و موارد دیگر نیز نقش مهمی در کاربردی بودن تحلیل بازی می‌کنند. اما، ذات بورس عرضه و تقاضاست و انجام تحلیل‌های مختلف فقط در راستای کاهش عدم قطعیت قدم برمی‌دارد.

تیم متخصص مدیریت ثروت مانو، شرایطی را مهیا کرده است که افراد بدون نیاز به کسب دانش تخصصی و صرف زمان، بتوانند متناسب با درجه ریسک‌پذیری خود، به صورت حرفه‌ای در بورس سرمایه‌گذاری کنند.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا همان Fundamental Analysis در کنار تحلیل تکنیکال از روش های بسیار مهم و پایه ای برای پیش بینی قیمت سهام و اوراق بهادار به حساب می آید که برای استفاده سرمایه گذاران بازارهای مالی از جمله بورس به وجود آمده است .

تحلیل بنیادی روشی در راستای ارزیابی اوراق بهادار است که شامل اندازه‌ گیری ارزش ذاتی با توجه به تمامی عوامل مربوط به اقتصاد، مالی و دیگر عوامل کمی و کیفی محاسبه می شود. یک تحلیل گر فاندامنتال در تلاش است تا هر عاملی را که می‌ تواند بر ارزش اوراق بهادار موثر باشد را مورد بررسی خود قرار دهد، مواردی مانند نیروهای اقتصاد کلان و عوامل خاص شرکت‌ ها مانند وضعیت مالی و مدیریت شرکت. تحلیل بنیادی یعنی سرمایه‌ گذار سوددهی آینده‌ یک شرکت را طبق محیط کسب ‌و‌ کار و عملکرد مالی آن مورد تجزیه و تحلیل خود قرار دهد .

مهم‌ترین هدف تحلیل بنیادی؛ تعیین ارزش ذاتی

همان‌طور که می‌دانید، بازار بورس جایی است که قیمت سهام شرکت‌ها به‌صورت روزانه مشخص می‌شود و هر لحظه که اراده کنید می‌توانید با مراجعه به سایت بورس، از قیمت روز سهام شرکت‌ها باخبر شوید. اما ارزش ذاتی چنین نیست و تقریبا هیچ کس (حتی تحلیلگران بنیادی) نمی‌تواند بگوید ارزش ذاتی سهام یک شرکت دقیقا چقدر است .

به همین دلیل است که در بازارهای سرمایه همیشه این جمله معروف را می‌شنویم که «قیمت سهام را همه می‌دانند، اما ارزشش را نه». نکته اینجاست که اگر سهامدار به ارزش سهامی که دارد واقف باشد، حاضر نخواهد شد سهامش را زیر قیمت بفروشد، ولی اگر ارزش سهامی را که دارد نداند، ممکن است حتی حاضر شود سهامش را به یک‌سوم قیمت بفروشد .

منظور از ارزش ذاتی سهام، ارزش واقعی محاسبه‌شده آن سهم، بر اساس اطلاعات عمومی موجود و تفاوتیست که میان ارزش واقعی با قیمت خرید و فروش سهم در بازار، ارزنده بودن یا نبودن آن است. به عبارت دیگر اگر قیمت سهم نسبت به ارزش ذاتی شرکت، کمتر باشد خرید آن سهم ارزنده است و در صورتی که قیمت سهم بیشتر از ارزش واقعی آن باشد، سهم غیر ارزنده و زیان‌بار اعلام می‌شود .

عوامل موثر در تحلیل فاندامنتال :

  1. در نظر داشتن وضعیت کلی اقتصاد کشور
  2. عملکرد صنعیتِ شرکت مورد نظر
  3. رشد سالانه سهام و میزان رشدی که سهام در طی ۳ ماه اخیر داشته
  4. میزان درآمدی که به ازای هر سهم حاصل شده
  5. نسبت سود سهام به سرمایه کل
  6. نسبت ارزش سهم به درآمد یا همان نسبت P به E
  7. میزان نقدینگی ، میزان نقدینگی مجموع پول و شبه پول است
  8. میزان بدهی و نسبت بدهی به دارایی
  9. درآمد و میزان سرمایه شرکت
  10. میزان ارزش عملکرد شرکت

مزایا و معایب تحلیل بنیادین

این روش تحلیلی دارای معایب و مزایایی است که دانستن آنها به موفقیت در این بررسی‌ها کمک بیشتری می‌کند، این مزایا و معایب عبارتند از :

مزایا

  1. با انجام درست تحلیل، می‌توان به فهم و درک کلی بازار و آینده سهام به‌خصوص تخمین قیمت امیدوار بود
  2. این روش تحلیل یکی از محبوب‌ترین روش‌های بررسی برای سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در حوزه‌های مختلف است .
  3. عوامل تاثیرگذار در پیش‌بینی قیمت و ارزش سهام در این نوع تحلیل در نظر گرفته می‌شود .

معایب

  1. برای درک درست از شرایط بازار سهام باید تمام فاکتورهای تاثیرگذار بر قیمت و ارزش سهام را به درستی تحلیل کرد که این امر مستلزم بررسی و تحقیق و مطالعه طولانی و دقیق است .
  2. گاهی اوقات برخی از عوامل موثر در تحلیل به اشتباه محاسبه می‌شوند .
  3. این نوع از بررسی بازار بسیار وقت گیر است، بنابراین تنها با صرف وقت زیاد و داشتن حوصله و صبوری می‌توان به نتیجه دلخواه رسید .

برای مطالعه مطالب بیشتر در حوزه بازار سرمایه به بخش مقالات پاداش مراجعه نمایید.

تحلیل بنیادی یا تکنیکال

تمامی افرادی که به نحوی در بازارهای مالی فعالیت میکنن، اصطلاح تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال رو شنیدن. این دو روش تحلیل بازارهای مالی با متد کاملا متفاوت از همه که معمولا تریدرها به یکی از اون ها تمایل بیشتری دارند.

تحلیل بنیادی چیه؟

همونطور که از اسمش پیداست تحلیل بنیادی روشی برای بررسی یک نماد از لحاظ بنیاد و ساختار نماده.

در روش بنیادی با همون فاندامنتال، تریدر نماد مدنظر رو از لحاظ ساختار سهم بررسی میکنه. اینکه ارزش ذاتی سهم چه مقداره. ارزش ذاتی سهم مهم ترین عامل بنیادی یک شرکته که برای دستیابی به حدودش از جنبه های مختلف بایستی سهم رو بررسی کرد.

این امر ازین جهت حائز اهمیته که با دستیابی به ارزش ذاتی سهم و قیاسش با قیمت کنونی، اختلاف قیمتی حاصل شده در واقع دورنمایی از میزان سود یا زیان رو مشخص میکنه. بطور ساده تر بگم ما انتظار داریم قیمت یک سهم نهایتا به ارزش ذاتی سهم برسه. بدیهیه که زمانی ارزش ذاتی بیش از قیمت کنونی باشه سهم از لحاظ بنیادی مستعد رشد هست و خرید نماد توجیه پذیره.

در تحلیل بنیادی بایستی به پارامترهای خاصی توجه بشه. سودسازی به ازای هر سهم یا همون (eps) برای ما اهمیت ویژه ای داره. همچنین پارامتر پی بر ایی. هر قدر پی به ای پایین تر باشه نشون میده سهم برای رشد قیمتی وضعیت مطلوب تری داره.

لازم به ذکره که p/e هر نماد بایستی با هم گروهی های خودش قیاس بشه. چرا که هر صنعت وضعیت متفاوتی از دیگر صنایع داره.

همچنین در تحلیل بنیادی بایستی به گذشته سوددهی شرکت هم توجه بشه. اینکه سهم چه مقدار سود برای سهامداران ساخته میتونه به تصمیم گیری برای آینده به تریدر کمک کنه.

رزومه کاری اعضای هیئت مدیره شرکت، شفافیت صورت های مالی حسابرسی شده، برنامه های توسعه آتی، قیاس میزان دارایی ها با شرکت های رقبا همگی نکاتی هستند که بایستی در تحلیل بنیادی مورد مطالعه قرار بگیره.

تحلیل تکنیکال چیه؟

بر خلاف تحلیل بنیادی، تحلیل بنیادی در تحلیل تکنیکال اینکه ارزش سهم چه میزانه، سودسازی به چه شکله و غیره به کل از درجه اعتبار خارجه. در تحلیل تکنیکال، تریدر صرفا با اتکا به دانش تحلیل نمودارها سهم رو در منطقه حمایت قیمتی خریداری میکنه و در مقاومت های قیمتی از سهم خارج میشه. در واقع در تحلیل تکنیکال تریدر توجهی به اینکه سهم ارزنده هست یا خیر نداره. چه بسا سهمی مورد معامله قرار بگیره که اوضاع بسیار بدی هم از لحاظ بنیادی داشته باشه اما در یک موج صعود مقتعی قرار گرفته که منجر به ایجاد بای پوزیشن شده.

در تحلیل تکنیکال مهم ترین عوامل برای داشتن دید تکنیکالی و تشخیص روندها، تسلط به کندل شناسی، توانایی تحلیل روند ها و الگوهای قیمتی با استفاده از پرایس اکشن هست.

اندیکاتورها و اسیلاتور ها ابزارهای کمکی به معامله گر جهت معامله هستند. بسیاری از تریدرهای آماتور عمدتا به اسیلاتورها تکیه میکنند و این به جهت عدم توانایی و نداشتن مهارت کافی در تشخیص و تحلیل روند ها بصورت پرایس اکشن هست که کاملا هم اشتباهه.

بنظر بنده یک تکنیکالیست باید به پرایس اکشن تسلط داشته باشه، باید با امواج الیوت آشنا باشه و با توجه به تایم فریم معاملاتیش بتونه اون ها رو در نمودار سهم تشخیص بده، سپس کف و سقف های استاتیکی و دینامیکی سهم رو مشخص کنه و نهایتا پس از تشخیص روند و تایید اونها به کمک اندیکاتورها اقدام به معامله کنه.

بنیادی یا تکنیکالی مسئله این است.

در وبسایت آکادمی نیکخوی توضیحات مفصلی راجع به تحلیل تکنیکال و بنیادی ارائه شده.

پس از اینکه شخصی وارد بازارهای مالی شده بایستی استراتژی معاملاتی خودش رو مشخص کنه. داشتن استراتژی مالی گام اول در معامله گری هست. اینکه شخص میخواد نوسان گیری کنه، نگاه کوتاه مدتی یا بلند مدتی تحلیل بنیادی داشته باشه مهم ترین عوامل در اتخاذ یک سیاست مالی در بازار هست.

بطور کلی در بازار های روند دار بنظر دید بلندمدتی مناسب تر هست. در این بازارها گرچه اصلاحات اتفاق میوفته اما نهایتا روندهای کلی درصد خطا روی معاملات رو پایین میارن. این یک تفکر سرمایه گذاری هست. مشخصا چنین افرادی نبایستی نگاه درآمدزایی داشته باشند.

در پست های بعدی البته راجع به ریزه کاری هایی که راندمان معاملات رو دراین مواقع بالا میبره صحبت خواهم کرد.

اما در بازار های رنج، بازار هایی که در محدوده های خاصی نوسان میکنند و در واقع در دراز مدت سود خاصی نمیدهند، استراتژی تکنیکالی بهتر جواب میده. یعنی خرید در کف ها و فروش در سقف ها. از این استراتژی حتی در بازارهای روند منفی هم میشه استفاده کرد.

این استراتژی اغلب برای نوسان گیری، کوتاه مدت با نهایتا میان مدتی استفاده میشه. هیچ نیازی به بررسی ارزندگی سهم هم نداره.

در پست های بعدی البته راجع به ریزه کاری هایی که راندمان معاملات رو دراین مواقع بالا میبره صحبت خواهم کرد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا