استراتژی تجارت فارکس

انواع استراتژی

احسان والیان

استراتژی نوآوری

استراتژی نوآوری

استراتژی نوآوری مجموعه‌ای از فعالیت‌های ساختارمند، فراگیر و خلاقانه بوده که در راستای پشتیبانی از رشد آتی سازمان تدوین می‌گردند. این رویکرد ترکیبی از دو مفهوم مدیریت استراتژیک و نوآوری سازمانی است. هیچ دو استراتژی نوآوری شبیه به یکدیگر نیستند اما حداقل همه‌ی آن‌ها باید هدف فعالیت‌های نوآوری سازمان و ابتکارات کلیدی آن را تشریح کنند.

استراتژی نوآوری به کسب‌وکار کمک می‌کند تا تناسب بین دانش خارجی و نیازهای نوآوری داخلی را ارزیابی نمایند. از این طریق عملکرد نوآوری پیشرفته را تضمین کنند. علاوه بر این، داشتن یک راهبرد نوآوری با یک فرآیند برنامه‌ریزی رسمی، یک چرخه بودجه و یک روند بررسی، می‌تواند هماهنگی داخلی و هماهنگ‌سازی دانش خارجی را بهبود بخشد. این می‌تواند جذب و بهره‌برداری از دانش جذب شده از منابع خارجی را تسهیل و از این طریق عملکرد نوآوری را تقویت نماید.

به‌زعم شومپیتر، ابداع روش‌های جدید و نوآورانه از محصولات و خدمات همیشه برای حیات گروه‌ها در محیط‌های رقابتی مهم بوده است. نوآوری به‌عنوان فرایندی رایج در بخش‌های، مختلف صنعت فرصت‌های اساسی را برای سازمان‌ها درگرفتن بازارهای جدید و از بین بردن کسادی و رکود به وجود می‌آورد. نظر یه اهمیت موضوع در این مقاله استراتژی نوآوری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تعریف استراتژی نوآوری

استراتژی نوآوری Innovation strategy در واقع چارچوبی برای نوآوری‌ها، ایده‌ها و خلاقیت‌هاست تا تضمین شود که تلاش، انرژی و هزینه شرکت در جهت مناسب خرج می‌شود. این رباهرد به هیچ وجه نباید با استراتژی کلی شرکت ناهم‌سو باشد. درست همانند استراتژی بازاریابی و فروش شرکت، که به‌صورت جداگانه و مستقل از سایر بخش‌های شرکت تعیین شده ولی هم راستا و هم سو با اهداف کلی شرکت هستند.

مراحل انتخاب استراتژی نوآوری درست عبارتند از:

  • مشخص کردن هدف و روش استراتژیک در استراتژی نوآوری
  • شناخت بازار، مشتری‌ها و رقبا
  • مشخص کردن ارزش پیشنهادی
  • ارزیابی و توسعه قابلیت‌ها و توانایی‌ها
  • پیاده سازی استراتژی نوآوری

در گام نخست باید اولویت مهم شرکت مشخص گردد. علت و انگیزه نوآوری و خلاقیت چیست و چه هدفی دنبال می‌شود؟ یعنی کسب‌وکار نهایتاً با ایجاد نوآوری به چه مزیتی قرار است دست پیدا کند؟ برای پاسخ دادن به این سؤال، باید یک مرحله به عقب بازگشته و مسیر و اهداف دراز مدت شرکت را رصد کرد. در واقع پاسخ این سؤال بشدت در ارتباط با اهداف کلی شرکت است. اهدافی که با گذر زمان کمتر دستخوش تغییر خواهند شد. بنابراین هر نوع استراتژی جهت نوآوری از قبیل ایجاد محصولات جدید، طراحی جدید و … باید در همین جهت باشد.

روش‌های استراتژی نوآوری

نوآوری الگوی کسب‌وکار

نوآوری الگوی کسب‌وکار توسعه مفاهیم جدید و یکتایی است که از نظر مالی به شرکت کمک کرده و مأموریت و فرآیندها را تسهیل می‌کند. در واقع هدف اول نوآوری مدل کسب‌وکار ایجاد منابع جدید درآمدزایی از طریق بهبود ارزش محصول و ارائه آن به مشتری است. بنابراین نوآوری مدل کسب‌وکار؛ هدف گذاری، محصول، خدمات و مدل بهره‌وری را تحت کنترل می‌گیرد. این استراتژی در سطح مدل عملیاتی بر سودآوری بیشتر، بهبود مزیت رقابتی و ایجاد ارزش تمرکز دارد.

توسعه استراتژی‌های موجود

منظور از توسعه استراتژی موجود، بهبود مداوم و روند افزایشی و پایدار نوآوری است. بر خلاف نوآوری مدل کسب‌وکار، در این مدل کسب‌وکار تمرکز اصلی بر توسعه مدل کسب‌وکار کنونی و بهبود هسته اصلی کسب‌وکار است و نه ایجاد مدل‌ها یا ارزش جدید!

بر اساس این دو روش کلی می‌توان نهایتاً از یک یا ترکیبی از سه الگوی نوآوری با تمرکز بر مشتری، بازار یا تکنولوژی استفاده کرد.

انواع استراتژی نوآوری

انواع استراتژی‌های نوآوری به دودسته تقسیم شده‌اند که شامل:

  • استراتژی نوآوری محصول
  • استراتژی نوآوری فرایند

راهبرد نوآوری محصول

استراتژی نوآوری محصول به افزایش مزیت رقابتی و کاهش هزینه‌های تولید و ایجاد مزیت رقابتی در عملکرد سازمان‌ها منجر می‌شود. محصول هر آن چیزی است که بتواند برای ارضای یک خواسته یا نیاز به بازار ارائه شود. محصولاتی که بازاریابی می‌شوند شامل کالاهای فیزیکی، خدمات، تجربیات، وقایع، افراد، اماکن، دارایی‌ها، سازمان‌ها، اطلاعات و ایده‌ها هستند. استفاده از ابزارهای، نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در مسیر نوآوری محصول بسیار یاری‌دهنده است.

راهبرد نوآوری فرایند

استراتژی نوآورهای فرایند برای پایداری نوآوری‌های محصول لازم هستند. تحقیقات نشان داده است که سازمان‌های موفق دریافته‌اند که دو حوزه نوآوری را به‌طور همزمان موردتوجه قرار دهند. نوآوری‌های فرایندی ممکن است شامل چنین مواردی نیز بشوند: مواد ورودی، ویژگی‌های شغل، جریان کار و اطلاعات. در مورد انواع نوآوری فرآیند، مناسب است توجه گردد که یک فرآیند بهطور عملی، شامل چه مواردی می‌شود که این خود شاید بتواند نگاه مناسبتری از نوآوری فرایند را ارائه دهد. ویژگی اصلی نوآوری فرایند این است که این نوع نوآوری در درون سازمان است و در خط تولید اتفاق می‌افتد و توسط افراد خارج از سازمان قابل رؤیت نیست. این یک ویژگی منحصربه‌فرد است چون به خاطر اینکه در درون سازمان است و قابل رؤیت نیست توسط رقبا تقلید نمی‌شود.

نتیجه‌گیری

بزرگ‌ترین و نوآورترین شرکت‌های دنیا استراتژی‌های نوآوری شفاف و واضحی دارند. با وجود اینکه بخشی از این استراتژی‌ها خصوصی بوده و نمی‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد، اما با این وجود راه‌هایی وجود دارد که بتوان از طریق آن‌ها متوجه شد که استراتژی نوآوری آن‌ها به چه شکل است. فعالیت‌های نوآورانه متفاوت سبب خلق استراتژی‌های نوآوری متفاوتی خواهد شد. با استفاده از ابزار ماتریس نوآوری، شما نیز می‌توانید به ابتکارات کلیدی که توسط شرکت‌هایی نظیر اپل، آمازون، سامسونگ و گوگل ایجاد شده‌اند، دست پیدا کنید.

آخرین مسئله‌ای که در مورد استراتژی نوآوری باید به یاد داشت، مقیاس پذیری و قابلیت پیاده سازی استراتژی است. هنگام تعیین استراتژی سیستم و ساختاری که قرار است استراتژی در آن پیاده سازی گردد باید در نظر گرفته شود. همچنین این استراتژی باید بتواند در ابعاد مختلف قابل انواع استراتژی اجرا باشد. بنابراین در این مرحله باید عناصر، زیر ساخت‌ها و تکنولوژی‌های مورد نیاز برای ایجاد نوآوری و پیاده سازی مؤثر آن در سیستم مورد نظر مشخص گردد.

انواع استراتژی بازاریابی

انواع استراتژی بازاریابی

در مقاله حاضر هدف توضیح بر انواع استراتژی بازاریابی می باشد؛ برای آگاهی از چیستی و هدف بازاریابی پیشنهاد می کنم به مقاله استراتژی چیست، مراجعه کنید.

استراتژی بازاریابی (Marketing Strategy):

استراتژی ها باعث می شوند که سازمان ها با طی کردن تدریجی مراحل رشد و ترقی پا را فراتر بگذارند و به جایگاه بالاتری (در آینده) در بازار دست پیدا کنند. تجزیه و تحلیل موقعیت (داخلی و خارجی) و در نظر داشتن ماموریت سازمان، برای بررسی و انتخاب استراتژی ضروری و حتمی می باشد.

هر سازمان و شرکتی از زمان شروع فعالیت تا مرحله زوال همواره هدف مشخصی دارد که آن تداوم حیات، کسب موفقیت، رشد مداوم و روز افزون است که البته برای رسیدن به این اهداف، اهدافی چون ارائه محصولاتی با کیفیت و قیمت مناسب، جلب رضایت مشتریان، توجه به جامعه و تصورات عموم، منتفع ساختن ذینفعان را مطرح می کند و به وسیله رقابت هر چه بیشتر در بازار و تلاطمات محیطی، نگرش بلند مدت، گرایش به محیط، عملکردی بهتر از رقبا، تنوع فعالیت ها ضرورت پیدا می کند.

بنابراین با وجود منحصر به فرد بودن وظایف، اهداف و فعالیت های سازمانی، همه آنها در حالت کلی در هر زمینه ای که فعالیت دارند به دنبال بقا و پیشرفت هستند. برای رسیدن به این اهداف نیازمند استراتژی هستند.

انواع استراتژی بازاریابی:

استراتژی بازاریابی محدوده نزدیک:

استراتژی بازاریابی محدوده نزدیک (close range marketing) یا مجاورتی به حالتی گفته می شود که از بلوتوث یا وای فای برای ارسال پیام های تبلیغاتی محصولات و خدمات استفاده شود.

بازاریابی رابطه ای:

بازاریابی رابطه ای (Relationship Marketing)، به شکلی از فعالیت ها گفته می شود که به منظور حفظ سودآوری و رابطه بلند مدت با مشتری در تلاش است. از جمله استراتژی های موفق در بازاریابی رابطه ای:

  • در این نوع از بازاریابی خدمات شخصی سازی شده و مشتری محور ارائه دهید.
  • هر جا که مشتری فعال باشد با او ارتباط برقرار کنید.
  • برای وفاداری مشتری انگیزه و پاداش در نظر بگیرید.
  • محتوای ارزشمند تولید کنید.
  • به طور مرتب بازخورد مشتریان را جمع آوری کنید.

به طوری کلی بازاریابی معامله ای نوعی از استراتژی است که در آن شرکت ها به جای تلاش منحصر به فروش (بازاریابی معامله ای)، بر ایجاد روابط با مشتریان تمرکز می کنند.

بازاریابی معامله ای:

بازاریابی معامله ای (Transactional Marketing) بر معاملات نقطه فروش تمرکز دارد تا کسب و کار ها را به حداکثر کارایی و حجم فروش شخصی برساند و بر ارتباط با مصرف کننده و خریدار تاکیدی ندارد.

در این شکل از بازاریابی، به دنبال دسترسی سریع به فروش است تا یک رابطه طولانی با مشتری برقرار کند و یا به عبارتی دیگر به مجموعه ای فعالیت هایی که در آن کالا و خدمات از یک فرد به فرد دیگر به شکلی انتقال می یابد که بین طرف قرار داد و تعهد شکل بگیرد، می توان گفت.

استراتژی بازاریابی کمبود:

بازاریابی کمبود (Scarcity) بر ترس مصرف کننده برای از دست دادن انتخاب تمرکز به کار می رود. به عبارتی دیگر اگر محصولی نباشد یا خیلی کم باشد خیلی جذاب تر می شود. کمبود همچنین می تواند ارزش کالا یا خداماتی که ارائه می دهد را جذاب تر و ارزشمند تر نشان دهد.

به این روش شما می توانید از نظر مصرف کننده یا مشتری خیلی گران بها و ارزشمند باشید، ترس از محدود بودن منبع خرید موجب می شود با تمرکز کمتر و نسنجیدن همه جوانب خرید به سمت و سوی کالای شما بیایید. این استراتژی پر کاربرد بازاریابی در برخی از بازار ها کاربرد دارد.

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله تورم اقتصادی و دلایل آن در ایران را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

تکنیک های بازاریابی کمبود

تکنیک های بازاریابی کمبود

تکنیک های بازاریابی کمبود:

  • پیشنهادات و شمارش معکوس با زمان محدود
  • پیشنهادات فصلی
  • موجودی کم
  • تولید محدود

استراتژی بازاریابی دهان به دهان:

بازاریابی دهان به دهان یا womm که مخفف (Word of Mouth Marketing) می باشد به طوری کلی می شود گفت منظور تاثیرگذاری فعال و برانگیختن طبیعی گفت وگو های حول یک برند، سازمان یا خدمات یا حصول و کالا می باشد.

بازاریابی دهان به دهان، انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر به وسیله ارتباطات شفاهی است. مشتریان بسیار هیجان زده برند های مورد علاقه خود را با جهان پیرامون خود به اشتراک می گذارند. استراتژی بازاریابی دهان به دهان، از استراتژی های پرکاربرد بازاریابی، از جمله شیوه های باستانی افراد برای به اشتراک گذاشتن تجربیات خریدشان است.

بازاریابان مدرن این که چطور واژگان موثق در مورد شرکت یا محصولات را در استراتژی دهان به دهان به منظور ارائه مجدد ایجاد نمایند، به خوبی آموخته اند. در حقیقت در بازاریابی دهان به دهان، محصول یا خدمات شما باید به قدری قدرتمند باشد تا مشتریان دلیلی برای تعریف و صحبت از محصول یا خدمات شما را داشته باشند.

هر تبلیغ دهان به دهان (womm) نیازمند دو جز اصلی انواع استراتژی می باشد؛

  • خلق هیاهوی بازاریابی
  • تقویت کردن هیاهوی تولید شده

چگونگی موفقیت در بازاریابی womm:

تشویق کاربران به تولید محتوا، محتوای تولید شده توسط کاربران می تواند جز منابع حقیقی و تاثیر گذار برای کالا ها و محصولات محسوب شود که بدون هیچ هزینه بازاریابی می شود از آن امتیاز بهره مند شد.

امتیاز دهی محصولات و کالا های تولیدی در سایت خودتان را قرار دهید؛ بنابر نحوی کسب و کار می توانید بر روی خدمات و سرویس ها موقعیتی را برای مصرف کننده مهیا کنید که به محصولات تان امتیاز دهند. این راهکار می تواند در تجارت الکترونیکی و فروشگاه های اینترنتی بسیار تاثیر گذار و مثبت عمل کند.

یک تخفیف یا هدیه تبلیغاتی در نظر بگیرید.

برقراری ارتباط با اینفلوئنسرهای صنعت خود؛ افراد موثر یا به اصطلاح اینفلوئنسر، دقیقا همان چیزی است که می شود از این نام برداشت کرد؛ افرادی با ارتباط های گسترده، قوی و همچنین قدرتی می تواند بر باور ها و رفتار جمعی داشته باشد. این افراد با داشتن اعتبار از پیش تامین شده ای که دارند در بازاریابی دهان به دهان به شدت تاثیر گذار هستند.

استراتژی بازاریابی فراخوانی برای عمل (CTA):

دعوت به عمل یا فراخوان به عمل عنوان فارسی واژه (Call to Action) می باشد. ابتدا لازم به ذکر است که بدانید فراخوان باید عملی اختیاری و حالت دعوت داشته باشد و به هیج وجه اجباری یا تحمیلی نیست، به عباررتی استراتژی بازاریابی فراخوانی برای عمل (CTA), (Call to Action) دعوت مردم به استفاده از محتوا به منظور برداشتن قدم بعدی می باشد؛ که در انجام این مراحل، این مراحل مخاطب یا متری به حال خود رها نمی شود و اقدامات لازم را برای تحقق اهدافی که برای مشتری یا مشتریان خود در ذهن دارید را مشخص و عملیاتی می کنید. به طور خلاصه و کوتاه:

  • هدف اول و آخر فراخوان عمل را باید افزایش فروش دانست
  • هدف دوم؛ جذب بازدید کننده بازگشتی
  • هدف سوم؛ جذب کاربر
  • هدف چهارم؛ بازاریابی ایمیلی

استراتژی بازاریابی ویروسی:

بازاریابی ویروسی (Viral Marketing) با نشر و تکثیر به رشد و تکامل می رسد. بازاریابی ویروسی می تواند در شبکه های مختلف توسعه پیدا کند، از جمله روش های توسعه بازار یابی ویروسی (Viral Marketing) می توان به مواردی زیر اشاره کرد:

  • به صورت دهان به دهان
  • به صورت ایمیل یا همان پست الکترونیکی
  • وبسایت های مربوط به شبکه های اجتماعی همچون؛ فیسبوک، اینستاگرام، توییتر، لینکدین و مواردی همچون موارد گفته شده.
  • سایت های اشتراک گذاری ویدیو
  • انجمن های آنلاین

در بازاریابی ویروسی، به وسیله وب سایت ها یا کاربران پیام های بازاریابی به سایر وب سایت ها یا کاربران برای ایجاد رشدی بالقوه با هدف افزایش بازدید یا افزایش مرور پیام، فرستاده می شود.

پیشگامان بی نهایت مطالعه مقاله ریسک اعتباری را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

عناصر مهم بازاریابی ویروسی

عناصر مهم بازاریابی ویروسی

عناصر مهم بازاریابی ویروسی:

  • ارائه محصولات، کالا و خدمات ارزشمند
  • انتقال راحت پیام و تکثیر تبلیغات
  • ایجاد شرایط برای رشد
  • استفاده از شبکه های ارتباطی موجود

بازاریابی ویروسی ارزش:

بازاریابی ویروسی ارزش به حالتی گفته می شود که شرکت محصول و یا خدماتی تولید می کند که با ارائه کیفیت بالا مشتری را ترغیب به استفاده دوباره می کند و همچنین موجب می شود که افراد محصول را به دیگران پیشنهاد دهند؛ بازاریابی دهان به دهان بر این اصل استوار است.

بازاریابی ویروسی حیله ای:

در حالت فرد محصول را به دیگران معرفی می کند و در ازای این کار پاداش دریافت می کند. این روش ریسکی است و در اغلب موارد سود شخصی مورد توجه است.

بازاریابی ویروسی ناخوشایند:

بازاریابی ویروسی ناخوشایند به روشی گفته می شود که به نوعی بر عکس از دو نوع قبل است چرا که در این نوع استراتژی فرد از تجربیات خود با دیگران صحبت می کند و به افراد هشدار می دهد که از انتخاب اشتباه دوری کنند.

استراتژی بازاریابی تنوع گرا:

در دنیای امروز تولید کنندگان و شرکت ها با حجم بسیار بالایی از مشتری و علایق و نیاز های مختلف منطبق بر فرهنگ ها مختلف مواجه می شوند که رسیدی و توجه به همه این نیاز ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

استراتژی بازاریابی تنوع گرا (Diversity Marketing)، برای هر دسته از مشتریان و مخاطبین خود خدمات و کالای مناسب در نظر می گیرد و از تبلیغات مناسب برای جذب هر گروه از مخاطبین استفاده می کند. توسعه برنامه بازاریابی به وسیله تجزیه و تحلیل بخش های مختلف مشتریان به دست می آید.

باید این نکته را دانست که مخاطب در دنیای امروز با حجم بسیار زیادی از اطلاعات روبروست و قطعا به پیام های توجه می کند که مطابق سلیقه و نیاز های او باشد. قرار دادن این مجموعه از نکات در استراتژی خود منجر به ایجاد یک طرح بازاریابی سفارشی می شود که در اصطلاح به آن استراتژی بازاریابی متنوع (Diversity Marketing) می گویند.

به منظور کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه مقاله پنج نیروی رقابتی پورتر را به شما عزیزان پیشنهاد می نماییم.

انواع استراتژی فارکس

انواع استراتژی فارکس

منظور از استراتژی معاملاتی، زمانی است که برای خرید و فروش یک جفت ارز صرف می شود. در این مقاله انواع استراتژی قصد داریم در مورد انواع استراتژی فارکس که به معامله گر اجازه تحلیل بازار و ریسک کردن با اطمینان بیشتر را می دهد.

برای اینکه بررسی کنیم کدام یک از استراتژی های فارکس کارآمد بود و نیازها و اهداف معامله گر را تأمین نماید، باید معیارهایی از جمله مدت زمان لازم برای انجام معامله، فراوانی فرصت های معاملاتی که در اختیار قرار می دهد و نیز فاصله تا رسیدن به هدف مورد نظر را لحاظ نمود. حال به بررسی هر یک از این استراتژی ها می پردازیم:

استراتژی معامله در زمان رنج

یکی از انواع استراتژی معاملاتی در فارکس بر اساس نقاط حمایتی و مقاومتی انجام می شود. این استراتژی برای زمان هایی کاربرد دارد که نوسان زیادی در بازار معاملاتی وجود ندارد و روند ثابتی را طی می کند. حال به هریک از معیارهایی که در بالا اشاره کردیم می پردازیم:

مدت زمان لازم برای انجام معامله

این مدت زمان برای این استراتژی قابل تعیین نبوده و مشخص نیست. به این معنی که استراتژی معامله در زمان رنج در تمامی مقاطع می تواند عمل کند.

فراوانی فرصت های معاملاتی

استراتژی معامله در زمان رنج به علت اینکه مدت زمان محدودی نداشته و بیشتر در زمان هایی عمل می کند که نوسان زیاد نمی باشد، در نتیجه فرصت های معاملاتی زیادی را در اختیار معامله گر قرار می دهد. در این نوع معاملات نسبت ریسک به ریوارد نیز حالت مطلوب دارد. به نفع معامله گر می باشد.

مدت زمان لازم برای رسیدن به هدف

این استراتژی برای رسیدن به هدف نیاز به زمان زیادی دارد، در نتیجه برای زمان هایی کاربرد دارد که در آن سرمایه گذاری بلند مدت مد نظر معامله گر می باشد. همچنین افرادی که از استراتژی معامله در زمان رنج استفاده می کنند، باید از نظر تحلیل تکنیکال در سطح بالایی باشند تا شرایط انجام معامله مناسب فراهم شود.

ویدئو پیشنهادی : آموزش فارکس

استراتژی پرایشن اکشن

یکی دیگر از انواع استراتژی فارکس ، استراتژی پرایشن اکشن است که به بررسی قیمت های تاریخی برای رسیدن به فرمولاسیون معاملاتی تکنیکال بر می گردد.

این استراتژی را هم می توان به صورت مجزا بکار برد و هم می توان در کنار یک اندیکاتور از آن استفاده کرد. مدت زمان لازم برای انجام معامله در این استراتژی مشخص نبوده و بسته به اینکه در چه دوره زمانی مورد نیاز است، قابل استفاده می باشد. این عامل سبب محبوبیت این روش شده و معامله گران تمایل زیادی به بررسی و مطالعه این نوع از معاملات دارند.

ویدئو پیشنهادی : آموزش رایگان فارکس

استراتژی معاملاتی روند محور

یکی از انواع استراتژی فارکس که برای بهره گیری معامله گران در هر سطحی به آسانی مورد استفاده قرار می گیرد، استراتژی معاملاتی روند محور است. در این نوع استراتژی برای رسیدن به حداکثر سود می توان از مومنتوم های جهت دار بازارها بهره گرفت. در بازارهای خارجی انتظار اینکه روند به صورت یک خط مستقیم باشد، وجود ندارد.

بلکه روند حالت زیگزاگی و نقاط رشد و فرود خواهد داشت. معامله گر باید بتواند زمان رشد، خرید خود را انجام داده و در زمان ریزش نیز محصول را به فروش برساند.

مدت زمان لازم برای انجام این نوع معاملات می تواند طولانی مدت و یا میان مدت باشد. بنابراین یکی از معایب این استراتژی این است که نیاز به تحلیل گر بسیار قوی دارد تا در مدت زمان طولانی بتواند سود لازم را بدست آورد. از طرفی این روش فرصت های معاملاتی زیادی را در اختیار معامله گر قرار می دهد. در این استراتژی نسبت ریسک به ریوارد نیز حالت مناسب و مطلوبی دارد.

مقاله پیشنهادی : استیتمنت فارکس

معامله گری پوزیشن

یکی از انواع کاربردی استراتژی های فارکس مربوط به معامله گری پوزیشن یا پوزیشن تریدینگ می باشد. این استراتژی برای بلند مدت کاربرد داشته و با تمرکز بر فاکتورهای فاندامنتال انجام می شود. نوسانات بازار در حد کوچک در این استراتژی تأثیری نخواهد داشت و در نتیجه می توان در تمامی زمان ها از آن استفاده کرد.

این استراتژی نیز برای سرمایه گذاری های طولانی مدت اعمال می شود که زمان رسیدن به سود برای معامله گر اهمیتی ندارد. در مقابل نسبت ریسک به ریوارد بسیار خوب خواهد بود.

یکی از معایب مهم این نوع از انواع استراتژی فارکس مربوط به فرصت های محدودی است که در اختیار فرد قرار می دهد. در مقابل باید معامله گر از قدرت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال قوی برخوردار باشد.

انواع استراتژی فارکس

استراتژی معامله گری روزانه

این نوع استراتژی برای معاملات روزانه کاربرد دارد. از این استراتژی می توان در طول روز برای انجام چند معامله استفاده کرد، ولی با بسته شدن بازار معاملات ها، استفاده از آن نیز به اتمام می رسد.

بنابراین مدت زمان لازم برای استفاده از این نوع استراتژی معاملاتی می تواند در حد چند دقیقه و یا چند ساعت باشد. این استراتژی برای معاملات زیادی کاربرد دارد ولی برای رسیدن به سود در این مدت زمان کوتاهی که در اختیار معامله گر قرار می گیرد، باید تحلیل تکنیکال فرد در سطح بسیار بالایی قرار داشته باشد.

نسبت ریسک به ریوارد برای این نوع از انواع استراتژی فارکس در حد متوسط می باشد و بستگی به قدرت فرد در تحلیل شرایط بازار دارد. نکته مهمی که باید در این استراتژی مورد نظر قرار گیرد این است که نباید مدت زمان طولانی معاملات را بازنگهداشت، زیرا منجر به زیان خواهد شد.

انواع استراتژی فارکس

استراتژی اسکالپ

یکی دیگر از انواع استراتژی معاملاتی در فارکس ، استراتژی اسکالپ یا نوسان گیری کوتاه مدت می باشد. این استراتژی برای سودآوری اندک در طول روز با انجام معاملات متعدد و پرتکرار تعریف می شود. ممکن است تعداد این معاملات به بالاتر از ۲۰۰ برسد. این کار را می توان به صورت دستی و یا از طریق دستورات مشخصی مانند زمان خروج از معاملات و یا زمان ورود انجام داد.

مدت زمان لازم برای انجام معاملات در استراتژی اسکالپ حداکثر نیم ساعت می باشد و جزو معاملات کوتاه مدت ولی با تعداد بیشتر برای رسیدن به حداقل سود می باشد.

این نوع استراتژی نسبت سود به زیان ضعیف تری دارد، زیرا معامله گر به دنبال سود کمتر است و ریسک زیادی را انجام نمی دهد. ولی برای این سود متعارف نیز باید از قدرت تحلیل قوی برخوردار باشد تا در زمان کوتاه، معاملاتی انجام دهد که به هدف مورد نظر نزدیک تر شود.

استراتژی محو سازی

یکی دیگر از انواع استراتژی های روزانه و کوتاه مدت مربوط به استراتژی محو سازی است. در این روش معامله بر خلاف روند بازار انجام می شود. به این معنی که هر لحظه که قیمت افزایش پیدا کند، به امید کاهش قیمت فروش انجام خواهد شد. افرادی که از این روش استفاده می کنند، باید انتظار زیان های زیادی نیز داشته باشند.

ولی افراد متخصص و کسانی که قدرت تحلیل بالایی دارند سود بسیار زیادی از پیاده سازی این استراتژی از بین انواع استراتژی فارکس بدست خواهند آورد. در این تکنیک به امید اینکه اصلاح حرکتی انجام شود، معامله گر اقدام به خرید یا فروش می کند.

معامله‌گری سوئینگ

استراتژی سوئینگ یا سوئینگ تریدینگ مربوط به زمانی است که معامله گر می خواهد از بازارهای رنج و روند محور، سود مطلوبی را کسب نماید. مدت زمان لازم برای انجام و اجرای این استراتژی بین چندین ساعت و یا چندین روز تعریف می شود. زیرا بسته به سقف ها و کف هایی که در بازار قیمت اعلام می شود، فرد وارد پوزیشن خرید و فروش خواهد شد.

در این استراتژی فرصت های معاملاتی زیادی در اختیار معامله گر قرار می گیرد و نسبت ریسک به ریوارد نیز در حد متوسط قرار دارد. برای اجرای این استراتژی، معامله گر باید بتواند تحلیل درستی از وضعیت بازار داشته و مدت زمان سرمایه گذاری نیز باید برای بلند مدت تعریف شود.

معامله‌گری سوئینگ

استراتژی معامله انتقالی

همانطور که از نام این استراتژی برمی آید باید یک ارز با نرخ بهره پایین تر به ارزی با نرخ بهره بالاتر منتقل شود. در این صورت معامله گر با قرض گرفتن ارز معامله را انجام می دهد و سپس آن را در اوراق بهادار قرضه درجه بالا سرمایه گذاری می نماید. به این ترتیب در مدت زمان لازم، سود مورد نظر کسب می شود.

مدت زمانی که برای این معاملات در نظر گرفته می شود، رابطه مستقیمی با نوسانات نرخ بهره در بین ارزها دارد.هرچه نوسان بالاتر باشد، احتمال سودآوری نیز بیشتر می شود.

بنابراین نمی توان به عنوان معامله با زمان سرمایه گذاری کوتاه مدت به آن توجه داشت. این استراتژی در بین انواع استراتژی فارکس ، فرصت های محدودی را در اختیار معامله گر قرار می دهد. همچنین نسبت ریسک به ریوارد نیز در آن متوسط می باشد.

ویدئو پیشنهادی : آموزش ارز دیجیتال

انواع استراتژی فارکس

استراتژی های تجارت فارکس توسط معامله گران برای ارائه ساختار به تلاش های تجاری خود استفاده می‌شود این استراتژی ها به طور خاص برای بازار های فارکس طراحی نشده بلکه استراتژی های کلی هستند که می توانند در همه بازار های مالی اعمال شوند.

استراتژی های معاملات فارکس فوق متغیرهای کلی مانند مدت زمان فعالیت یک موقعیت، زمان اختصاص داده شده به تحقیق در بازارها و نظارت بر موقعیت های فعال کمک می‌کند. لیست زیر شامل استراتژی های معاملاتی بر اساس سطح مهم پشتیبانی و مقاومت است که به طور خاص برای بازار فارکس طراحی شده است.

  1. استراتژی گزاف گویی : بسیاری از معامله گران معتقدند سطوحی که در گذشته مهم بوده‌ اند می‌توانند در آینده نیز مهم باشند. بازار این سطح پشتیبانی را به عنوان مکانی مناسب برای خرید در نظر می‌گیرد. بنابراین، اگر ارز فارکس دوباره به آن سطح بازگردد، می‌تواند یک فرصت معاملاتی طلایی را نشان دهد.
  2. استراتژی شکست : سطوح مقاومت و پشتیبانی پویا هستند و مستعد شکست قیمت در هر انواع استراتژی دو جهت می‌باشند.اگر قیمت از سطوح مقاومتی فراتر رود، احتمال شکست وجود دارد. قبلا هنگامی که جفت ارز فارکس در این بالاترین سطح قرار داشت، فروشندگان وارد بازار شده و قیمت پایین می‌آمد و این نشان می‌داد که بازار به یک سطح بیش از حد ارزش رسیده است. اگر آن ارتفاع شکسته شود، پس چیزی به وضوح تغییر کرده است. معامله گران اکنون از خرید خود در جایی که قبلا فکر می‌کردند قیمت آن بسیار گران است، خوشحال می‌شوند. این می‌تواند یک استراتژی تجاری فارکس موثر برای جذب روندهای جدید باشد.
  3. خرید و فروش بیش از حد : استراتژی هایی که تاکنون ذکر شد بر اساس الگوهای نمودار و استفاده از سطوح پشتیبانی و مقاومت است اما این استراتژی متعلق به خانواده ای از ابزارهای معاملاتی است که به عنوان نوسان ساز شناخته می‌شود به این دلیل که با حرکت بازارها نوسان می‌کنند، به طور مثال وقتی که بازار RSI بالای ۷۰ درصد باشد تصور می‌شود بیش از حد خریده شده است، این بدان معناست که ممکن است بیش از حد کشیده شود و برخی از معامله گران از این به عنوان یک سیگنال برای انتظار بازگشت مجدد بازار استفاده می‌کنند.

استراتژی معاملات کوتاه مدت فارکس

معاملات کوتاه مدت بر نوسان قیمت یک ابزار مالی برای سود سریع متمرکز است، در حالی که معاملات بلند مدت بر جنبه های اساسی تر تمرکز می‌کند و هدف آن ایجاد بازدهی ثابت در یک بازه زمانی طولانی‌تر است، بنابراین معاملات کوتاه مدت بیشتر به عنوان یک روش سرمایه گذاری سوداگرانه تلقی می‌شود. معاملات کوتاه مدت اغلب شامل استفاده از محصولات است. استراتژی های تجاری کوتاه مدت و بلند مدت مزایایی دارد در حالی که گزینه های بهتری برای تجارت در کوتاه مدت وجود دارد.

معاملات روزانه احتمالا محبوب‌ترین استراتژی معاملات کوتاه مدت است که می‌تواند برای هر طبقه دارایی یا بازار مالی استفاده شود. در اینجا قصد داریم چند مورد از استراتژی های معاملات کوتاه مدت را برای شما بگوییم :

  1. خود و نوع معامله گر را بشناسید.
  2. بهترین بستر معاملاتی را برای خود انتخاب کنید.
  3. همبستگی ها را بررسی کنید.
  4. یک برنامه معاملاتی تهیه کنید.
  5. از خود محافظت کنید، ریسک خود را مدیریت کنید.
  6. با حقایق معامله کنید نه احساسات.
  7. یادگیری فارکس را ادامه دهید و از فناوری های جدید پیروی کنید.

در نهایت همه چیز بستگی به شما و نحوه برخورد شما با خود دارد. با مطالعه، تحقیق و آزمایش منظم به بهترین شکل معاملات خود را شکل دهید و پیروز شوید.

کلام آخر

با توجه به توضیحاتی که در مورد انواع استراتژی فارکس داده شد، می توان نتیجه گیری نمود که برای رسیدن به سود حداکثری باید سه معیار را به صورت حرفه ای در نظر گرفت.

اول اینکه مدت زمان لازم برای انجام معاملات چه مدتی می باشد. اینکه چه فرصت های معاملاتی در اختیار معامله گر قرار می گیرد و سوم اینکه برای رسیدن به سود و هدف مورد نظر چه زمانی لازم است.

بسته به اینکه برخی استراتژی ها روزانه بوده و در نتیجه فرصت های معاملاتی زیادی در اختیار معامله گر قرار می گیرد و زمان رسیدن به سود هرچند اندک نیز پایین است. در مقابل تعدادی از استراتژی ها مربوط به سرمایه گذاری های بلند مدت یا متوسط هستند ولی سود بدست آمده نیز بالاتر خواهد بود. همه این موارد رابطه مستقیمی با قدرت تحلیل تکنیکال معامله گر دارد.

انواع استراتژی در بورس

برای تعیین استراتژی مناسب حتما باید روحیات خود، زمانی که میخواهید برای سرمایه گذاری صرف کنید ، ریسک پذیری خود، میزان سرمایه خود را بسنجید و سپس تصمیم گیری کنید زیرا هر یک از انواع استراتژی ها در بورس سود آور بوده و هریک طرفدارانی در بازار بورس دارد

انواع استراتژی در بورس

یکی مهم از مهم ترین فاکتور های هر معامله گرِ حرفه ای داشتنِ یکی از انواع استراتژی در بورس میباشد. فردی که دارای یک استراتژی و برنامه مشخص برای معاملات خود باشد کم تر دچار ضرر و زیان خواهد شد و همیشه از اشتباهات خود درس میگیرد و هر سری استراتژی خود را بهبود میبخشد

استراتژی صبر (بلند مدت)

یکی از مهم ترین انواع استراتژی ها در بورس استراتژی بلند مدت یا صبر است در این دیدگاه معامله گر ابتدا باید سهم مهم و مناسب برای این نمونه از استراتژی را انتخاب کرده و با توجه به بودجه خود سهم را بخرد.

پیدا کردن سهم در این دیدگاه به شدت مهم است برای انتخاب سهم مناسب با این استراتژی معامله گر باید ابتدا شرکت مورد نظر را کاملا شناسایی کرده و گزارش های مالی آن شرکت را انواع استراتژی در بازه های ۳ ماهه و یک ساله مطالعه کند و اگر شرکت از لحاظ بنیاد و قدرت مالی مناسب تشخیص داده شد باید خرید خود را انجام دهد. حداقل زمان برای این استراتژی در بورس ۱ سال است.

یعنی سهامدار بعد از حداقل یک سال به سهم باز میگردد و بازدهی سهم را مشاهده میکند و سپس دوباره شروع به بررسی هایی از قبیل ارزندگی، صورت های مالیاتی و مالی، سود دهی شرکت در فروش و دارایی های شرکت میکند. اگر سهامدار به این نتیجه رسید که همچنان این سهم برای نگهداری مناسب است میتواند آن را در سبد نگه دارد و اگر نتیجه خلاف این بود میتواند سهم خود را فروخته و آن را با سهم ارزنده دیگری جایگزین کند.

استراتژی میان مدت ( تکنیکال)

دیدگاه میان مدت یکی دیگر از انواع استراتژی در بورس است که در این روش، معامله گر یا سهامدار با توچه به چارت و نمودار و سابقه معاملاتی آن سهم را انتخاب میکند در این استراتژی باید حتما به علم تکنیکال ( علمی که در آن به مطالعه نمودار ها و سابقه معاملاتی نمودار سهم ها توجه میشود و بر پایه آن تصمیم گیری میشود )

مسلط باشد تا بتواند نقطه ورود و خروج به سهم را تعیین کند( در مقاله مجزا به تعیین نقاط ورود و خروج سهم خواهیم پرداخت) معامله گر قبل از ورود به سهم هدف قیمتی خود را مشخص میکند این هدف قسمتی است که احتمال میرود سهم در این ناحیه روندش از صعودی به نزولی تغیییر کند او پس از تعیین هدف حوالی همین رنج بعد از رسیدن به این ناحیه با سود از این معامله خارج میشود و به دنبال سهم هایی با پتانسیل رشد بالا میگردد.

سوال : اگر بعد از خرید، سهم دچار روند نزولی شد آیا باید برای رسیدن به سود صبوری کرد؟

با توجه به استراتژی میان مدتی سهم نباید از یک حد بیشتر نزول کند پس این استراتژی در بورس نیازمند تعیین حد ضرر (مقداری که سهامدار نباید بیش از آن در معامله ضرر کند ) است و پس از فعال شدن حد ضرر باید از آن خارج شود.

استراتژی کوتاه مدت (نوسان گیری)

این استراتژی در بورس نیازمند مهارت بالایی علاوه بر علم تکنیکال است، منظور ما علم تابلو خوانی است در این دیدگاه و استراتژی در بورس معامله گر حد سود های خود را بسیار کم در نظر خواهد گرفت (بین ۲ الی ۲۰ درصد) و مدت زمان تقریبی ۱ الی ۵ روز.

در حین این استراتژی معامله گر پس از مطالعه دقیق تابلو سهم و مشاهده ورود پول هوشمند (زمانی که قدرت خریدار نسبت به فروشنده بسیار زیاد باشد ) یا وجود قدرت خریداران به صورت قوی، متوجه می‌شود زمان خرید فرا رسیده است؛ او خرید را انجام می‌دهد و زمانی که به سود مد نظر خود که از پیش تعیین کرده برسد با سود اندک از معامله خارج میشود.

در این روش، معامله گر باید هر روز معاملاتی برای کسب سود دست به معامله بزند که بتواند سود قابل توجهی در پایان دوره مالی خود بدست آورد. این استراتژی در بورس نیازمند وقت بیشتر نسبت به دو استراتژی قبل خواهد بود و قطعا ریسک بالاتر نیز دارد؛ با این استراتژی میتوانید به سود در زمان خیلی کم (حتی ۱ ساعت ) برسید، اما نیازمند دانش بالاتر و همچنین تجربه بالاتری نسبت به دو روش قبل خواهید بود.

در انواع استراتژی در بورس، کدام نوع بهتر است؟

برای تعیین استراتژی مناسب حتما باید روحیات خود، زمانی که میخواهید برای سرمایه گذاری صرف کنید ، ریسک پذیری خود، میزان سرمایه خود را بسنجید و سپس تصمیم گیری کنید زیرا هر یک از انواع استراتژی ها در بورس سود آور بوده و هریک طرفدارانی در بازار بورس دارد؛ اما پیشنهاد ما این است که با توجه به سطح دانش خود از بازار، هرچه دانش کمتری دارید، استراتژی‌های بلند‌مدت‌تر را انتخاب کنید.

یک نکته بسیار مهم در مورد معامله‌گری این است که هر شخص باید استراتژی خودش را داشته باشد، این یک حقیقت است که روش هیچ شخصی برای شخص دیگر مناسب نیست، برای پیدا کردن استراتژی مناسب خودتان باید کمی با تجربه‌تر نیز بشوید.

شاید برای شما هم مثل خیلی‌ها این سوال پیش بیاید که از کجا می‌توانم از انبوه انواع استراتژی در بورس ، یک استراتژی بخرم؟

اجازه دهید خیلی رک پاسخ شما را بدهیم: اولاً ‌‌انواع استراتژی در بورس که در بانک‌ها و موسسات و یا کارگزاری‌ها استفاده می‌شوند، اگر به صورت معاملات الگریتمی باشند، اصلاً قابل پیاده‌سازی با امکانات ما نیستند؛ اگر هم این استراتژی‌ها به شکل یک سری دستورالعمل باشند، مطمئن باشید با این قیمت‌‌های موجود همچین چیزی محال است و آن چیزی که موسوم به استراتژی فروخته می‌شود، منسوخ شده است و یا برای بازار امروز کارایی ندارد.

شما باید استراتژی معاملاتی خودتان را بسازید.

نحوه ساخت استراتژی می‌پردازیم:

۱. تایم فریم معاملاتی خودتان را تعیین کنید

همانطور که در ابتدای مقاله نیز گفتیم، شما باید بدانید یک تریدر بلند‌مدت، میان‌مدت یا کوتاه‌مدت هستید و سپس برای باقی مراحل تصمیم بگیرید. در پلتفرم‌های معاملاتی از تایم فریم ۱ دقیقه تا ۱ ماهه وجود دارد، اما عرف در بازار ایران به این شکل است که معمولاً کسانی که تصمیم گرفته‌اند به صورت کوتاه‌مدت در بازار فعالیت کنند، تایم‌فریم ۱ ساعته تا ۱ روزه را انتخاب می کنند،

افرادی که برای میان‌مدت برنامه ریخته‌اند، ۱ روزه و ۱ هفته و طبیعتاً اشخاص بلند‌مدتی تایم ۱ هفته یا ۱ ماهه را انتخاب می‌کنند. پس شما بعد از فهمیدن این موضوع که روانشناسی ذهنی شما با کدام بازه زمانی راحت‌تر است، باید بدانید در پلتفرم معاملاتی نیز در کدام فریم زمانی فعالیت کنید.

۲. انتخاب میزان ریسک مناسب برای شما

بعد از آن‌که شما متوجه شدید چه بازه زمانی برای شما مناسب است، حالا نوبت به انتخاب میزان ریسکی است که می‌توانید متحمل شوید. در بازار جهانی معمولاً ریسک نهایتاً ۲ درصد در هر معامله وجود دارد.

در بازار داخلی به دلیل ماهیت آن، می‌توان تا ۱۰ درصد در هر معامله ریسک کرد. این بدین معنی است که اگر شما برای مثال ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه دارید، در هر معامله نهایتاً ۱۰ میلیون می‌توانید ریسک کنید. دوستان من صحبت از ماکزیمم ریسک می‌کنم نه صحبت از درست بودن آن.

حقیقت این است که به صورت علمی، شما در بازار داخلی نیز به همان شکل نهایتاً ۲ الی ۳ درصد ریسک انجام دهید، اما به دلیل نبود مفهوم لوریج در بازار، برای بدست آوردن سود بهتر، باید بیشتر ریسک کرد.

۳. تشخیص روند کلی

شاید بتوان به جد گفت، تشخیص روند، مهمترین بخش از معامله‌گری باشد. اگر شما با هر شیوه تکنیکالی، قادر به تشخیص روند معاملاتی یک نماد خاص شوید، شک نکنید با همراه شدن به آن روند، سود خوبی بدست می‌آورید. پس به نظر من کسی که بتواند روند‌ها را به درستی تشخیص دهد، برنده است. پس به همین دلیل این بخش را جزئی از استراتژی معاملاتی قرار داده‌ایم.

تشخیص روند می‌تواند با استفاده از ابزار‌های ساده تکنیکالی مثل اندیکاتورها باشد یا به شکلی کاراتر با استفاده از ابزار پرایس اکشن، این امر صورت بگیرد. پس اگر هنوز نمی‌توانید به درستی روند کلی قیمت برای بازه مرحله قبل، مثلاً میان مدت انواع استراتژی را تشخیص دهید، نیاز به آموزش و تمرین بیشتری دارید. بعد از یادگیری اصولی این موضوع، بعد از دو مرحله قبل، روند را تعیین می‌کنیم.

۴. تعیین نقاط ورود و خروج

این مرحله یکی از مهم‌ترین مراحل در ساخت استراتژی است. می‌توان گفت مشکل اصلی در شکست یک معامله بعد از مدیریت سرمایه و روانشناسی، این مرحله است. شما برای آنکه بتوانید سودی در معامله بدست آورید، قبل از هرچیز باید با هر علمی که بلدید، بتوانید نقاطی برای ورود خود پیدا کنید. شما می‌توانید از علم تکنیکال، سنتیمنتال یا در موارد نادر از فاندامنتال برای این منظور استفاده کنید.

نکته بسیار مهم این است که باید یک روش ثابت برای نقاط ورود و خروج خود تعیین کنید تا در قالب یک استراتژی بگنجد. برای مثال، یک شخص ممکن است بگوید من با شکسته شدن خط روند، وارد معامله می شوم. به شکل سنتی ممکن است شخصی بگوید هروقت افراد زیادی صحبت از یک سهم می‌کنند، من از آن خارج می‌شوم.

به هر حال شما بعد از تکمیل علم خود باید قادر باشید این نقاطی دقیق و بهینه برای ورود و خروج را با هر روشی که بلدید مشخص کنید.

۵. تعیین حد محافظ و حد سود در هر معامله

دوستان عزیز شاید گفتن این جمله از نگاه خیلی از افراد مبتدی درست نباشد اما این نکته را در نظر بگیرید که شما برای موفقیت در بازار باید برای خود یک سود تعیین شده و همچنین ضررتعیین‌شده در نظر بگیرید و بدون توجه به حرکات بعدی بازار، با بستن معامله خود، چه در ضرر و چه در سود در نقطه تعیین شده، از معامله خارج شوید. این موضوع می‌تواند به ۲ شکل صورت بگیرد:

۱. استفاده از ریسک به ریوارد (Risk/reward ratio)

استفاده از ریسک به ریوارد یک روش رایج برای تعیین مقدار ریسک است. شما می‌توانید با توجه به نمودار تکنیکال، یک نقطه را به عنوان ضرر برای خود تعیین کنید و به خود قول دهید اگر معامله به آن قسمت رسید، معاملات را می‌بندم (به دلیل نبود سفارش اتوماتیک در بورس ایران این امکان وجود ندارد پس باید به صورت دستی این کار را انجام دهید) و همچنین در قسمتی مشخص سود خود را ببندید، حالا شاید سوال شما این باشد که ریسک به ریوارد چیست؟

ریسک به ریوارد یک نسبت است، برای مثال ۱:۲ یا ۱:۳ و الی آخر، معنای آن این است که به ازای ۱ واحد ریسک در معامله (احتمال ضرر)، چند واحد احتمال سود در همان معامله وجود دارد؟ این نسبت را به صورت معمول، برای معاملات معمولی ۱:۲ به بالا در نظر می‌گیرندگ معنای آن این است که به ازای ۱ واحد ریسک شما باید ۲ برابر آن سود کنید. اجازه دهید یک مثال ملموس در بازار ایران بزنیم:

ریسک به ریوارد مقدار ضرر مقدار سود
۱ به ۲ ۱ واحد انتظار ریسک یا ضرر ۲ برابر مقداری که انتظار ضرر داریم

شما مقداری سهم فملی خریداری کرده اید، به نمودار نگاه می‌کنید و متوجه می‌شوید تا کف قبلی حدود ۵ درصد اختلاف وجود دارد، پس شما حد ضرر خود را زیر آن فرض می‌کنید.

تا اینجای کار شما ۱۰ درصد ضرر یا ریسک در این معامله دارید، معنی آن این است که اگر به هر دلیلی شما تشخیص درستی از روند نداشته‌ باشید و قیمت برگردد، شما باید در -۱۰ درصد معامله خود را به هر قیمتی شده ببندید(البته اگر صف فروش نباشد) حالا ما گفتیم این معامله ۱۰ درصد ریسک دارد، اما چند درصد را برای سود مد نظر قرار دهیم؟ ما فرض می‌کنیم ریسک به ریوارد ما ۱:۲ است، پس انتظار ۲۰ درصد مثبت در این سهم داریم. پس این یک روش برای تعیین ضرر یا سود بود.

۲.مدیریت پویا

روش دوم که کمی تخصصی تر است، روش مدیریت پویا در معاملات است. در این شیوه شما باید در هر مرحله، معاملات خود را تحت کنترل خود داشته باشید و به صورت کندل به کندل، معامله خود را کنترل کنید.

شما ممکن است برای خود تعیین کنید اگر قیمت از دو کندل قبلی پایین‌تر رفت، معامله خود را نقد می‌کنم و برعکس، تا وقتی در سود هستم و شرط قبلی رخ نداده، معامله را نگه می‌دارم. این روش نیز یک روش برای تعیین سود و ضرر به صورت پویا است اما به تجربه بیشتری نیاز دارد.

۶. گرفتن خطای استراتژی و مکتوب ساختن آن

باور کنید من اشخاص زیادی را دیده‌ام که بعد از سال‌ها تجربه در بازار و گزیدن پیاپی از یک سوراخ، هنوز به فکر رفع آن خطا یا ایراد نیستند. این دسته از معامله‌گران بار‌ها و بارها اشتباه خود را در ترید‌ها تکرار می‌کنند اما اصلاً از خود نمی‌پرسند ایراد کار کجاست.

شما این کار را نکنید. شما در ابتدا باید و تاکید می‌کنم باید استراتزی خود را مکتوب کنید. علت مکتوب ساختن آن این است که بتوان بعد‌ها روی ایرادات آن کار کرد. بعد از رسیدن به یک نقطه ثبات در معاملات خود، تازه زمان آن می‌رسد که این استراتژی خود را که مکتوب کرده‌اید، اصلاح کرده و هر هفته یا هر ماه آن را بهبود دهید.

انواع استراتژی های سرمایه گذاری و هفت نکته طلایی

احسان والیان

احسان والیان

  • اشتراک‌گذاری

استراتژی بگوییم یا طرح و برنامه فرقی ندارد. استراتژی سرمایه گذاری یک اصطلاح است که به مجموعه‌ای از اصول و قواعد اشاره دارد که به کمک سرمایه گذار می‌آیند تا بتواند به صورت انفرادی و با توجه به شخصیت سرمایه گذاری‌اش مسیر دستیابی به اهداف خود را مشخص کند. استراتژی های سرمایه گذاری از این جهت اهمیت دارند که با توجه به تصمیمات یک سرمایه گذاری تعیین می‌شوند. جایی که فرد باید به نیازهای آینده خود فکر کند و با سنجش ریسک به میزان تحمل ریسک خود پی ببرد و بر اساس تمام این نتایج بتواند مسیر سرمایه خود را هدایت کند.

درک درست از استراتژی های سرمایه گذاری

قبل از این که مستقیم به فکر حرکت بیافتیم و مسیر سرمایه گذاری را آغاز کنیم باید به درک درستی از چگونگی چیدمان استراتژی بر اساس اطلاعات هر سرمایه گذار برسیم. سن سرمایه گذار، اهداف، سبک زندگی، موقعیت مالی، موجودی حال حاضر، موقعیت شخصی و بازده مورد انتظار یا همان بازده انتظاری از مهم‌ترین عواملی است که باید از یک شخص به دست بیاید تا بتوان برای او از استراتژی های سرمایه گذاری کارآمد استفاده کرد.

نکته اول، سن

یکی از مهم‌ترین نکات برای طراحی یک استراتژی موفق سن سرمایه گذار است. این که به سن و سال افراد اشاره می‌کنیم به این معنا نیست که کسی که سن بالایی دارد دیگر نباید به فکر سرمایه گذاری بیافتد. اهمیت بیش‌تر سن به این خاطر است که افراد زمانی که سال‌های جوانی خود را پشت سر می‌گذارند تا حد قابل توجه‌ای محافظه کار می‌شوند و به همین خاطر از ریسک پذیری کم‌تری برخوردار هستند. از طرفی دیگر، صبر و شکیبایی افراد بر اساس تجریبات‌شان بالا می‌رود و به همین خاطر بهتر می‌توانند سرمایه گذاری‌های بلند مدت را بپذیرند. البته تمام این نکات در مورد سن، زمانی به طور کامل صدق می‌کند که فرد سرمایه گذار را مورد سنجش ریسک قرار دهیم.

نکته دوم، اهداف مالی

به همان میزان که سن و سال فرد سرمایه گذار در طراحی یک استراتژی درست فردی در میان اصول استراتژی های سرمایه گذاری مهم است، این که ما چه اهداف مالی را دنبال می‌کنیم نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در واقع باید گفت که این اهداف مالی هستند که مشخص می‌کنند باید سرمایه گذاری بلند مدت داشته باشیم یا کوتاه مدت. به عنوان مثال کسی که در میان اولویت‌های اول سرمایه گذاری‌اش بگوید که می‌خواهد یک خانه بخرد پس باید سرمایه گذاری‌های بلند مدت را در طرح استراتژی خود قرار دهد.

نکته سوم، سبک زندگی

این نکته دقیقا همان نکته‌ای است که بسیاری از ما در آن دچار ضعف هستیم. سبک زندگی بر مبنای هدر دادن منابع مالی بنا شده است و باید هر چه سریع‌تر به این موضوع بپردازیم که چگونه می‌توان جلوی هدر رفت آن را گرفت. مسیر سرمایه گذاری و استراتژی های سرمایه گذاری که برای آن در نظر می‌گیریم با اصلاحات نیز باید همراه شود تا به نتیجه مطلوب برسیم. اگر سبک زندگی ما بر مبنای صرفه جویی نباشد می‌تواند راهکارهای مشخص شده ما را بی اثر کند و روند رسیدن ما به اهدافی که در ذهن داریم را به شدت کم کند. باید بدانیم که مبنای مشخص کردن هر نوع استراتژی سرمایه گذاری و یا برنامه مالی پول است. اگر نتوانیم در میان خرج و مخارج‌مان و عایدی ماهانه خود جایی برای پس انداز باز کنیم پس بی شک نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم و به اهداف خود برسیم.

نکته چهارم، موقعیت های مالی

پس اندازها، وام‌هایی که دریافت کردیم و پول‌هایی که به بهانه‌های مختلف به دست‌مان رسیده است را می‌توانیم به عنوان موقعیت‌های مالی به حساب بیاوریم. اگر دارای چنین موقعیت‌ها و یا بهتر بگوییم فرصت‌هایی هستیم بهتر است تا قبل از هدر رفتن هر کدام‌شان به تدوین برنامه‌ای برای این موقعیت‌ها در استراتژی سرمایه گذاری خود بپردازیم. گاهی پیش می‌آید که همین موقعیت‌های مالی به خوبی می‌توانند به میانبرهای موفق و واقعی در استراتژی های سرمایه گذاری ما تبدیل شوند؛ بنابراین در نقشه راهبردی خود از آن‌ها به عنوان قطب نما استفاده کنید و جای خرج کردن این دست وجوه نقد در زندگی روزانه و خورد و خوراک، بلافاصله آن‌ها را به چرخه حرکت خود اضافه کنید.

نکته پنجم، اندوخته های موجود

بارها به این موضوع اشاره کرده‌ایم که برای هر چه واقعی‌تر برنامه ریزی کردن در استراتژی های سرمایه گذاری خود باید اندوخته های موجود را مدنظر قرار دهیم. این که تصور کنیم در تاریخی که به آینده مرتبط می‌شود مقداری پول به دست‌مان می‌رسد و می‌توانیم آن را هم به برنامه فعلی خود اضافه کنیم تصوری است اشتباه که موجب به هم ریختگی برنامه‌های‌مان می‌شود. زمانی که اقدام به مشخص کردن استراتژی در سرمایه گذاری می‌کنیم باید هر چه واقع بینانه‌تر عمل کنیم. در این مسیر نه تنها باید فقط به داشته‌های‌مان اکتفا کنیم بلکه باید میزان خرج و مخارج و موارد اضطراری که ممکن است روی توان مالی ما و اندوخته‌مان تاثیر بگذارد را به حساب بیاوریم. استراتژی های سرمایه گذاری موفق همه اتفاقات مالی بالقوه را در نظر می‌گیرند.

نکته ششم، جایگاه در خانواده

شاید این پرسش به میان بیاید که جایگاه در خانواده چه تاثیری در استراتژی های سرمایه گذاری دارد و اصلا چرا باید این نکته را جزء قسمتی از استراتژی در نظر گرفت. جایگاه در خانواده در برنامه ریزی‌های مالی بسیار موثر است. اگر شما مرد خانواده باشید و هزاران خرج روی دوش‌تان باشد بی شک با دختر و یا پسر جوان و شاغل خانواده که از لحاظ مالی آن چنان دارای مسئولیت نیست موقعیت متفاوتی دارید و جنس برنامه ریزی و چیدمان استراتژی‌تان متفاوت خواهد بود. ریزجزء مخارج و درآمد خود را با توجه به جایگاه خود در خانواده یادداشت کنید و سپس به استراتژی های ممکن برای سرمایه گذاری خود فکر کنید.

نکته هفتم، بازده مورد انتظار

نکته‌ای که بدون تعارف با خودتان و حتی بدون این که به نظر و نصیحت کسی توجه کنید، باید گوشه‌ای بنشیند و به آن فکر کنید این است که انتظارتان از برگشت بازده مورد انتظارتان چه قدر است و تا چه زمانی انتظار دریافت آن را دارید. در این مورد حساسیت به خرج دهید و وعده و وعید توخالی از این که سالیان سال هم می‌توانید صبر کنید ندهید. به این موضوع فکر کنید که با توجه به مشخص کردن اهداف مالی خود تا چه زمانی نیاز به دریافت بازده مورد انتظار دارید و اصلا تا چه میزان سرمایه از بازده انتظاری خود را برای رسیدن به هدف مالی‌تان در نظر دارید.

انواع استراتژی های سرمایه گذاری

حال که با اصول و قواعد اولیه برای چیدمان استراتژی در سرمایه گذاری آشنا شده‌ایم، می‌خواهیم با انواع استراتژی های سرمایه گذاری آشنا شویم. انواع استراتژی در سرمایه گذاری شامل دو نوع می‌شوند؛ سرمایه گذاری محافظه کارانه و سرمایه گذاری تهاجمی

سرمایه گذاری محافظه کارانه

افراد در سرمایه گذاری و انتخاب استراتژی های سرمایه گذاری به دو نوع سرمایه گذاری محافظه کارانه و تهاجمی گرایش پیدا می‌کنند. بیش‌تر افرادی که به سمت سرمایه گذاری محافظه کارانه و استراتژی های این نوع از سرمایه گذاری تمایل دارند جز دسته افراد ریسک گریز هستند. آن‌ها علاقه دارند تا با ورود به زمینه‌های سرمایه گذاری ایمن مانند صندوق های سرمایه گذاری بادرآمد ثابت از خطر ریسک و نزول بازار دوری کنند و با بازده‌ای مشخص – البته بیش‌تر از سود بانکی – سرمایه گذاری موفق و امنی را تجربه کنند.

سرمایه گذاری تهاجمی

بر خلاف سرمایه گذاری محافظه کارانه و افرادی که به این حوزه علاقمند هستند باید به سرمایه گذاری تهاجمی که البته کم طرفدار هم نیست اشاره کرد. بازار سهام یکی از نمونه‌های سرمایه گذاری تهاجمی به حساب می‌آید که افراد برای کسب سود بیش‌تر در مدت زمان کم‌تر به سراغ آن می‌روند. یک حقیقت در مورد سرمایه گذاری تهاجمی و استراتژی های سرمایه گذاری در این زمینه وجود دارد و آن این است که هر چه ریسک پذیرتر باشیم می‌توانیم توقع بازدهی بیش‌تری را هم در زمان رونق داشته باشیم. بی شک برخی از سرمایه گذاران سعی در سرمایه گذاری در رشد دارند که با این حساب باید حساب نوسانات را هم در ذهن خود انجام داده باشند.

نتیجه گیری

استراتژی های سرمایه گذاری نه به صورت گروهی و کلی بلکه باید به صورت فردی و با توجه به شخصیت سرمایه گذار و تمام انتظارات ما از سرمایه گذاری انتخاب شوند. چه یک سرمایه گذار ریسک پذیر باشیم و بازده بالایی را در کوتاه مدت طلب کنیم و چه ریسک گریز باشیم، باید به دنبال ایمنی معقولی باشیم و نقشه راه خود را در مسیر سرمایه گذاری مشخص کنیم و استراتژی را از یاد نبریم.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا