فاركس

نقاط پیوت Pivot در فارکس

استفاده از نقاط پیوت در معاملات فارکس

ابزاری که سطح هایِ احتمالیِ حمایت [۱] و مقاومت [۲] را برای معامله گرانِ فارکس فراهم می کند و به آنها کمک می کند تا ریسک را کاهش دهند، نقطه ی پیوت [۳] یا نقاط پیوت و مشتقاتِ آن می باشد.

استفاده از نقاط عطف مانندِ حمایت و مقاومت به تعیینِ زمانِ ورود به بازار، و مکانِ قرار دادنِ توقف ها و حد سودها، کمک می کند.

با این حال، بسیاری از معامله گرانِ مبتدی به اندیکاتورهای تکنیکال [۴] نظیرِ واگرایی- همگراییِ میانگینِ متحرک (MACD) [۵] و شاخصِ قدرتِ نسبی (RSI) [۶] توجه بسیار زیادی می کنند.

این اندیکاتورها، با وجود اینکه مفید هستند، نمی توانند نقطه ای را شناسایی کنند که ریسک را تعریف می کند. ریسکِ نامعلوم می تواند به اخطارهای کسری سرمایه [۷] منجر شود، اما ریسکِ محاسبه شده، احتمال موفقیت را در طی بلند مدت، به طور قابل توجهی بالا می برد.

در این مقاله، ما درباره ی این موضوع بحث می کنیم که چرا ترکیب نقاط پیوت و ابزارهای سنتیِ تکنیکال، نسبت به ابزارهای تکنیکال به تنهایی، قدرتمند تر می باشد، و فایده ی نقاط پیوت را در بازار فارکس نشان می دهیم.

نقاط پیوت ۱۰۱

نقطه ی پیوت برای نشان دادنِ یک تغییر در گرایش بازار و برای تعیینِ روندهایِ کلی در طی یک فاصله ی زمانی استفاده می شود، مثل اینکه آنها محور هایی باشند که معاملات در آنجا به بالا یا پایین، نوسان می یابند.

نقاط پیوت که در اصل توسطِ معامله گران بورس [۸] در مبادلات فیوچرز یا آتی [۹] و سرمایه ی شناور [۱۰] استفاده می شدند، اکنون بیشتر در رابطه با سطح های حمایت و مقاومت، برای تائید روند و به حداقل رساندنِ ریسک، مورد استفاده قرار می گیرند.

مانند شکل هایِ دیگرِ تحلیلِ خطِ روند [۱۱] ، نقاطِ پیوت بر روابطِ مهمِ بینِ سقف، کف و قیمت های پایانی [۱۲] معامله در بین روزهای معاملاتی، تمرکز می کند؛ یعنی ، قیمت های روزِ قبلی برای محاسبه ی نقطه ی پیوت برای روز معاملاتی فعلی استفاده می شوند.

با اینکه آنها می توانند تقریبا برای هر ابزار معاملاتی به کار برده شوند، در بازار فارکس (FX)، مخصوصا در زمانِ معامله ی جفت ارزهای معاملاتی، به طور فوق العاده ای مفید می باشند.

بازارهای فارکس دارای نقدینگی بالایی می باشند و با حجم بسیار بالایی در آنها معامله انجام می شود که تاثیر دستکاریِ بازار را کاهش می دهد که در غیر این صورت ممکن است از پیش بینی های سطح های حمایت و مقاومتِ ایجاد شده توسطِ نقاط پیوت، جلوگیری کند.

سطح های حمایت و مقاومت

درحالیکه نقاط محوری بر اساس محاسباتِ خاص شناسایی می شوند تا به تعیینِ سطح های مقاومت و حمایتِ مهم کمک کنند، خودِ سطح های حمایت و مقاومت بر مکان های عینیِ بیشتری تکیه می کنند تا به تعیین فرصت های احتمالیِ شکستِ معاملاتی کمک کنند.

خطوط حمایت و مقاومت یک ساختار نظری می باشد که برای نشان دادنِ عدم تمایلِ ظاهریِ معامله گران برای پیشرفتِ قیمتِ دارایی [۱۳] ، فراتر از نقاط خاص، استفاده می شود.

اگر به نظر رسد که معامله‌ی صعودی [۱۴] قبل از توقف و بازگشت / یا معکوس شدن، تا یک سطحِ پایدار افزایش یابد، گفته می شود که معامله به سطح مقاومت رسیده است.

اگر به نظر رسد که معامله ی نزولی [۱۵] قبل از اینکه دوباره به طور مداوم به سمت بالا حرکت کند، در یک نقطه ی قیمتِ خاص به کف برخورد کند، گفته می شود که معامله به سطح حمایت رسیده است.

معامله گران، از طریقِ سطح های شناسایی شده‌ی حمایت و مقاومت، به عنوانِ نشانه‌ای از توسعه‌ی روندهای جدید و شانس دست یافتن به سود سریع، به دنبالِ شکسته شدنِ قیمت ها می باشند. تعداد زیادی از استراتژیهای معاملاتی، بر خط های حمایت / و مقاومت تکیه می کنند.

سطوح پیوت

محاسبه ی پیوت ها

چندین فرمولِ مشتق وجود دارد که به ارزیابی نقاط پیوتِ حمایت و مقاومت بینِ جفت ارزها در بازار فارکس، کمک می کنند. می توان این مقادیر را در طول زمان دنبال کرد تا در مورد احتمال گذشتنِ قیمت ها از سطح های معین، قضاوت کرد. محاسبه با قیمت های روزِ قبل شروع می شود:

نقطه ی پیوت فعلی = سقف (قبلی)+ کف (قبلی )+ قیمت پایانی [۱۶] (قبلی) ۳

سپس می توان از نقطه ی پیوت برای محاسبه ی سطح حمایت و مقاومتِ تخمین زده شده برای روز معاملاتی فعلی، استفاده کرد.

  • مقاومت ۱= (۲* نقطه ی پیوت ) – کف (دوره ی قبل)
  • حمایت ۱= (۲x نقطه ی پیوت ) – سقفِ (دوره ی قبل)
  • مقاومت ۲= (نقطه ی پیوت – حمایت ۱ ) + مقاومت ۱
  • حمایت ۲= نقطه ی پیوت – ( مقاومت ۱- حمایت ۱ )
  • مقاومت ۳ = (نقطه پیوت – حمایت ۲) + مقاومت ۲
  • حمایت ۳= نقطه پیوت – (مقاومت ۲- حمایت ۲)

برای درکِ کاملِ اینکه نقاط پیوت چقدر خوب می توانند کار کنند، آمارهای جفت ارز EUR/USD (یورو/ دلار آمریکا) را جمع آوری کنید تا متوجه شوید که فاصله ی هر کف و سقف از هر سطحِ مقاومت (R1, R2, R3) و حمایت (S1, S2, S3) محاسبه شده، چقدر می باشد.

برای اینکه خودتان محاسبه کنید:

  • نقاط پیوت، سطح های حمایت و مقاومت را برای x روز محاسبه کنید.
  • نقاط پیوت حمایت را از کفِ قیمتِ واقعی روز کم کنید (قیمت کف – S1 ، قیمت کف – S2، قیمت کف– S3).
  • نقاط پیوت حمایت را از سقف قیمت واقعی روز کم کنید (سقف قیمت- R1، سقف قیمت – R2، سقف قیمت – R3).
  • میانگین را برای هر تفاضل، محاسبه کنید.

نتایج از زمانِ آغازِ معامله با یورو (۱ ژانویه، با اولین روز معاملاتی در ۴ ژانویه ۱۹۹۹)

  • کف واقعی، به طور میانگین، ۱ پیپ پایین تر از سطح حمایت ۱ می باشد.
  • سقفِ واقعی، به طور میانگین، ۱ پیپ پایین تر از سطح مقاومتِ ۱ می باشد.
  • کف واقعی، به طور میانگین، ۵۳ پیپ بالاتر از سطح حمایت۲ می باشد.
  • سقفِ واقعی، به طور میانگین، ۵۳ پیپ پایین تر از سطح مقاومتِ ۲ می باشد.
  • کف واقعی، به طور میانگین، ۱۵۸ پیپ بالاتر از سطح حمایت ۳ می باشد.
  • سقفِ واقعی، به طور میانگین ، ۱۵۹ پیپ پایین تر از سطح مقاومتِ ۳ می باشد.

قضاوت احتمالها

آمار نشان می دهد که نقاط پیوت محاسبه شده ی S1 و R1، یک معیار مناسب برای قیمت سقف و کفِ واقعیِ روز معاملاتی می باشند.

یک گام عقب تر می رویم، ما تعداد روزهایی را محاسبه کرده ایم که کف، نسبت به S1، S2 و S3 پایین تر بود و تعداد روزهایی که سقف نسبت به R1 ، R2و R3 بالاتر بود.

نتیجه: از زمان آغاز معامله با یورو از ۱۲ اکتبر ۲۰۰۶ ،۲۰۲۶ روز معاملاتی می باشد.

  • کفِ قیمتِ واقعی، ۸۹۲ برابر، یا ۴۴ % از مواقع، نسبت به S1 پایین تر می باشد.
  • سقف قیمت واقعی ۸۵۳ برابر، یا ۴۲% از مواقع، نسبت به R1 بالاتر می باشد.
  • کفِ قیمتِ واقعی، ۳۴۲ برابر، یا ۱۷ % از مواقع، نسبت به S2 پایین تر می باشد.
  • سقف قیمت واقعی ۳۵۴ برابر، یا ۱۷% از مواقع ، نسبت به R2 بالاتر می باشد.
  • کفِ قیمتِ واقعی، ۶۳ برابر ، یا ۳ % از مواقع ، نسبت به S3 پایین تر می باشد.
  • سقف قیمت واقعی ۵۲ برابر ، یا ۳% از مواقع، نسبت به R3 بالاتر می باشد.

این اطلاعات برای یک معامله گر مفید می باشند؛ اگر شما بدانید که در ۴۴% مواقع، جفت ارز از S1 پایین تر رفته است، با دانستنِ اینکه آن احتمال به نفعِ شما می باشد، می توانید یک حد ضرر را با اطمینان در پایین S1 قرار دهید. علاوه براین، شما ممکن است حد سود را درست در پایینِ R1 قرار دهید چون می دانید که سقف قیمت در آن روز، فقط ۴۲ % مواقع، از R1 فراتر رفته است. همچنین، این احتمالات با شما هستند.

با این وجود، درک این موضوع مهم است که اینها احتمال هستند و قطعی نیستند. به طور میانگین، سقف قیمت، ۱ پیپ زیر R1 قرار دارد و ۴۲% مواقع از R1 فراتر می رود. این نه به این معناست که سقف قیمت چهار روز از ۱۰ روزِ بعدی از R1 بیشتر می شود، و نه به این معنی است که سقف قیمت همیشه ۱ پیپ پایین تر از R1 باقی می ماند.

نقطه ی قوتِ این اطلاعات در این حقیقت نهفته است که شما می توانید با اطمینان، از قبل، سطوح احتمالیِ حمایت و مقاومت را اندازه گیری کنید، نقاط عطف را برای تعیین محل توقف ها و حدها داشته باشید، و از همه مهمتر، درحالیکه خودتان را در موقعیتِ سود دهی قرار می دهید، ریسک را محدود کنید.

به کار بردن اطلاعات

نقطه ی پیوت و مشتقات آن، سطوح احتمالیِ حمایت و مقاومت می باشند. مثالِ زیر، یک راه اندازی (یا ست آپ) را نشان می دهد که از یک نقطه ی پیوت به همراه نوسان گر نمای [۱۷] مشهور RSI استفاده می کند.

برای کسبِ اطلاعات بیشتر ” مومنتوم و شاخصِ قدرتِ نسبی [۱۸] ” و “آشنایی با نوسان گر نماها – بخش ۲: RSI [۱۹] “را مشاهده کنید.

واگرایی RSI در سطح حمایت / یا مقاومت

این معمولا یک معامله با نسبت سود به زیان بالا می باشد. زیان (یا ریسک) بر اساسِ آخرین سقف (یا کف برای یک خرید)، به خوبی تعریف شده است.

واگرایی RSI

نقاط پیوت در مثالهای بالا با استفاده از داده های هفتگی محاسبه می شوند.

مثال بالا نشان می دهد از ۱۶ تا ۱۷ آگوست، R1 به عنوانِ مقاومتِ قابل اطمینان (اولین دایره ) در نقطه ی ۱٫۲۸۴۵ حفظ شده است، و واگرایی RSI نشان می دهد که حرکت صعودی، محدود شده است.

این نشان می دهد که، که در شکستِ پایینِ R1 با یک توقف در آخرین سقف و یک حد [۲۰] در نقطه ی پیوت، که اکنون سطحِ حمایت می باشد، یک فرصت برای اقدام به فروش وجود دارد:

  • فروش استقراضی [۲۱] در نقطه ی ۲۸۵۳
  • توقف در آخرین سقف در نقطه ی ۲۸۸۵
  • حد در نقطه ی پیوت در ۲۷۸۴

اولین معامله ۶۹ پیپ سود با ۳۲ پیپ زیان کسب کرده است. نسبتِ سود به زیان ، ۲٫۱۶ بود .

هفته ی بعد ، دقیقا همین تنظیمات مشابه انجام شده. هفته با افزایش قیمت [۲۲] به بالاتر از R1 در نقطه ی ۱٫۲۹۰۸ شروع شد، که با واگراییِ نزولی نیز همراه بود.

سیگنالِ فروش با نزول به پایینِ R1 در نقطه ای ایجاد شده است که ما می توانیم با یک توقف در آخرین سقف و یک حد در نقطه ی پیوت (که اکنون سطح حمایت می باشد) ، فروش استقراضی انجام دهیم:

  • فروش استقراضی در نقطه ی ۲۹۰۷
  • توقف در آخرین سقف در ۲۹۳۹
  • حد در نقطه ی پیوت در ۲۸۰۲ .

این معامله ۱۰۵ پیپ سود و فقط ۳۲ پیپ زیان، داشته است. نسبتِ سود به زیان ۳٫۲۸ بود.

قوانین راه اندازی (ست آپ) [۲۳]

برای معامله گرانی که خرسی (یعنی فروشنده) هستند و در بازار اقدام به فروش می کنند، روشِ تنظیمِ نقاط پیوت نسبت به معامله گر گاوی (یعنی خریدار) که اقدام به خرید می کند، تفاوت دارد.

    نقاط پیوت Pivot در فارکس
  1. واگراییِ نزولی را در نقطه ی پیوت شناسایی کنید، چه در R1 ، R2 یا در R3 (که معمولا در R1 متداولتر می باشد).
  2. وقتی که قیمت به پایین نقطه ی عطف کاهش یافت (می تواند نقطه ی پیوت R1, R2, R3 باشد )، یک پوزیشن فروش[۲۴] را با یک حد ضرر در آخرین سقفِ نوسان[۲۵] ، باز کنید.
  3. یک دستور حد (حدِ سود) را در سطح بعدی قرار دهید. اگر در سطح R2 اقدام به فروش کرده اید، هدف اول شما R1 می باشد. در این صورت ، سطح مقاومت قبلی، به سطح حمایت تبدیل می شود و برعکس.

برای فروش ها

  1. واگراییِ نزولی را در نقطه ی پیوت شناسایی کنید، چه در R1 ، R2 یا در R3 (که معمولا در R1 متداولتر می باشد).
  2. وقتی که قیمت به پایین نقطه ی عطف کاهش یافت (می تواند نقطه ی پیوت R1, R2, R3 باشد )، یک پوزیشن فروش[۲۶] را با یک حد ضرر در آخرین سقفِ نوسان[۲۷] ، باز کنید.
  3. یک دستور حد (حدِ سود) را در سطح بعدی قرار دهید. اگر در سطح R2 اقدام به فروش کرده اید، هدف اول شما R1 می باشد. در این صورت ، سطح مقاومت قبلی، به سطح حمایت تبدیل می شود و برعکس.

برای خریدها

  1. واگراییِ صعودی را در نقطه ی پیوت شناسایی کنید، چه در S1، S2 یا در S3 (که معمولا در S1 متداولتر می باشد).
  2. وقتی که قیمت به بالای نقطه ی عطف افزایش یافت (می تواند نقطه ی پیوت S1, S2, S3 باشد )، یک پوزیشنخرید[۲۸] را با یک حد ضرر در آخرین کفِ نوسان[۲۹] ، باز کنید.
  3. یک دستور حد (حدِ سود) را در سطح بعدی قرار دهید. اگر در سطحS2 اقدام به خرید کرده اید، هدف اول شما S1 می باشد…سطح حمایت قبلی، به سطح مقاومت تبدیل می شود و برعکس.

نتیجه نهایی

نقاط پیوت در جهتِ معامله ی بازار تغییر می کنند، وقتی که به طور متوالی در نمودار رسم شوند، می توان از آنها برای شناساییِ روندهایِ کلیِ قیمت استفاده کرد.

آنها از اعداد مربوط به سقف، کف و قیمت های پایانی استفاده می کنند تا سطح حمایت یا مقاومت را در آینده ی نزدیک ارزیابی کنند.

نقاطِ پیوت ممکن است متداولترین اندیکاتورهای راهنما یی باشند که در تحلیل تکنیکال از آنها استفاده می شود.

نقاط پیوت بسیار متفاوتی وجود دارند، که هر یک فرمولهای خود یا فرمولهای مشتق خود را دارند، اما فلسفه ی معاملاتیِ ضمنیِ آنها، مشابه می باشد.

نقاط پیوت وقتی که با ابزارهای تکنیکال دیگر ترکیب می شوند، می توانند نشان دهند که چه زمانی سیل عظیم و ناگهانیِ معامله گران، به طور همزمان وارد بازار می شود.

این جریان های ورودی اغلب به شکست ها و فرصت هایی برای کسب سود برای معامله گرن فارکس که دامنه ی محدودی را برای خود تعیین کرده اند، منجر می شود.

نقاط پیوت به آنها این امکان را می دهد تا حدس بزنند از کدام نقاط مهم قیمت باید برای ورود، خروج یا تعیینِ حد ضرر، استفاده کنند.

نقاط پیوت می توانند برای هر تایم فریمی محاسبه شوند.

یک معامله گر روزانه می تواند از داده های روزانه برای محاسبه ی نقاطِ پیوت هر روزاستفاده کند، یک معامله گر سویینگ می تواند از داده های هفتگی برای محاسبه ی نقاط پیوت برای هر هفته استفاده کند و یک معامله گر پوزیشن می تواند از داده های ماهانه برای محاسبه ی نقاط پیوت در آغاز هر ماه استفاده کند.

سرمایه گذاران حتی می توانند از داده های سالیانه استفاده کنند تا سطح های مهم را برای سال پیش رو، تخمین بزنند.

تحلیل و فلسفه ی معاملاتی صرفنظر از تایم فریم، یکسان باقی می ماند.

یعنی، نقاط پیوت محاسبه شده به معامله گر می گوید که در دوره ی پیش رو، سطح حمایت و مقاومت در کجا قرار می گیرند، اما معامله گر همیشه باید آماده ی فعالیت باشد – چون هیچ چیز در معامله گری مهم تر از آمادگی نیست.

پاورقی ها:

[۵] moving average convergence divergence (MACD)

[۶] relative strength index

[۷] margin call به معنای بسته شدن اجباری معاملات توسط بروکر در صورت رسیدن زیان به سطح معینی نقاط پیوت Pivot در فارکس می‌باشد.

[۱۴] bull trading یا معامله ی گاوی

[۱۵] bear trading یا معامله ی خرسی

[۱۶] Close: قیمت پایانی ، یا قیمت بسته شدن معامله

[۱۷] Oscillator: اسیلاتور یا نوسان گر نما

[۱۸] “Momentum and the Relative Strength Index”

[۱۹] “Getting to Know Oscillators – Part 2: RSI.”

[۲۳] Setup ست اپ، تنظیمات،

جهت دریافت پی دی اف این کتاب لطفا نام خود را به همراه آدرس ایمیلتون از طریق فرم زیر ارسال کنید تا فورا لینک دانلود برای شما ایمیل شود

دانلود ابزارهای ترسیم سطوح پیوت Pivot

ترسیم سطوح پیوت

ترسیم سطوح پیوت Pivot به خوبی سطوح مناسبی از معاملات را به ما می دهند. این پیوت ها، سطوحی هستند که توسط فرمولهای خاص و بر اساس کندل روز قبل یا هفته قبل یا ماه قبل و حتی سال قبل محاسبه می شوند. عموما معامله گران از خطوط حاصل از ترسیم سطوح پیوت به عنوان خطوط حمایت و مقاومت استفاده می کنند و استراتژی های معاملاتی خاص به خود را دارند. البته توجه داشته باشید که ترازهای پیوت با نقاط پیوت که در اصل نقاط گردش قیمت هستند متفاوت هستند.

به طور کلی از سطوح پیوت برای معاملات روزانه استفاده می کنند و با انجام محاسبه بر روی قیمت های روز گذشته ساپورت و رزیستنس های روز آتی را به دست می آورند. ولی افرادی نیز هستند که این خطوط را برای بازه های زمانی بزرگتر مانند هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه استفاده می کنند. برای محاسبه خطوط پیوت به چهار پارامتر روز گذشته (بازه زمانی قبلی) نیاز است. این چهار پارامتر عبارتند از بیشترین قیمت، کمترین قیمت، نقطه باز شده و نقطه بسته شده روز گذشته که مورد نیاز هستند. البته در مورد بازارهای 24 ساعته مانند مبادلات ارز که بازار زمان بسته شدن شبانه ندارد نقطه باز شدن قیمت لحاظ نمی شود و تنها از نقطه بسته شدن قیمت استفاده می گردد. نحوه محاسبه آن به شکل زیر است:

PP=Pivot Point=High+Low+Close/3
R1=(2*PP)-Low
R2=PP+(High-Low)
S1=(2*PP)-High
S2=PP-(High-Low)

ترازهای پیوت بر اساس نوع فرمول داخلی آنها به موارد زیر دسته بندی می شوند:

آموزش محاسبه خطوط پیوت

به طور کلی از خطوط پیوت برای معاملات روزانه استفاده می کنند و با انجام محاسبه بر روی قیمت های روز گذشته ساپورت و رزیستنس های روز آتی را به دست می آورند. ولی افرادی نیز هستند که این خطوط را برای بازه های زمانی بزرگتر مانند هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه استفاده می کنند. برای محاسبه خط پیوت به چهار پارامتر روز گذشته (بازه زمانی قبلی) نیاز است. این چهار پارامتر عبارتند از بیشترین قیمت، کمترین قیمت، نقطه باز شده و نقطه بسته شده روز گذشته که مورد نیاز هستند. البته در مورد بازارهای 42ساعته مانند مبادلات ارز که بازار زمان بسته شدن شبانه ندارد نقطه باز شدن قیمت لحاظ نمی شود و تنها از نقطه بسته شدن قیمت استفاده می گردد. نحوه محاسبه آن به شکل زیر است:

در محاسبه پیوت بازارهای 42ساعته، قیمت بسته شدن(Close) از اهمیت بالایی برخوردار است به علت اینکه در ساعتی خاص بازار بسته نمی شود، معامله گران می توانند از ساعات مختلفی استفاده کنند. اغلب افراد با ساعت 42بروکر خود پیوت را محاسبه می کنند که می تواند کاری اشتباه باشد برای بهترین جواب عموما نقاط پیوت Pivot در فارکس ساعت 24نیمه شب گرینویچ یا ساعت 24نیمه شب به وقت نیویورک مورد استفاده قرار می گیرد که بازده بهتری نسبت به دیگر ساعات بازار دارد. بالاترین و پایینترین قیمت(High-Low) نیز در بازه زمانی بین 24نیمه شب روز گذشته تا24نیمه شب روز جاری محاسبه می‌گردد.

کار با خطوط پیوت

استفاده از خطوط پیوت دقیقا به مانند استفاده از خطوط ساپورت و خطوطرزیستنس است بدین صورت که پس از ترسیم، هر کدام از خطوط می تواند قابلیت عکس العمل به قیمت را داشته باشند. در شکل زیر پس از محاسبه داده های روز 18 July خطوط پیوت و ساپورت برای روز 21July محاسبه می گردد در ساعات اولیه روز کاری اروپای مرکزی (بازار توکیو) قیمت نمودار پوند به دلار به خط پیوت می رسد اما با فشار خریداران قیمت به سطوح بالا می رود. تا اینکه در ساعت 21:01به وقت اروپای مرکزی با اعلام خبری مربوط به انگلستان قیمت با گپی رو به پایین از خط پیوت می گذرد. در کندل بعد لحظاتی قیمت به پیوت می رسد و در ادامه روز، قیمت به خط ساپورت اول می رود. قیمت توانایی رد شدن از ساپورت یک را نداشته و دوباره رو به بالا حرکت می کند. این بار نقش حمایتی خط پیوت پوینت تبدیل به مقاومت می شود و نقاط پیوت Pivot در فارکس قیمت در اواخر روز در بین خط پیوت وS1 بسته می شود.

آموزش محاسبه خطوط پیوت

در نمونه ای دیگر قیمت پس از رسیدن بهخط پیوت در ادامه روز حرکت صعودی را نمایش می دهد. با اینکه خطوطR1 تاR3 برای دوره ای جلوی حرکت صعودی قیمت را می گیرند اما فشار خریداران صعود قیمت را رقم می زند.

چگونه برگشت های قیمتی در نمودار را تشخیص دهیم؟ – پله 6 (روانشناسی بازار)

پیوت پوینت ها و استفاده از آن در نمودارها یکی از رایج ترین تحلیل های مورداستفاده توسط معامله گران به منظور تشخیص نقاط مناسب ورود به یک معامله و خروج از آن است.

به طور کلی شکل گیری قیمت ها بر اساس خرد و تفکر جمعی در بازار است.

پس برای سود کردن بر اساس رفتار معامله گران در بازار دو راه وجود دارد.

راه اول جهت دهی به سهم بر اساس قدرت و منابع مالی شخصی (ایجاد موج) و راه بعدی تشخیص جهت حرکتی غالب در بازار و حرکت با آن (موج سواری) است.

البته شناخت رفتار شکل گرفته در سهم بر اساس عرضه و تقاضا بسیار مهم است؛

چون گاهی‌اوقات باور داریم که جهت‌حرکت سهم روبه‌بالاست،ولی بعداز خرید سهم، قیمت سهم درمسیر کاهشی قرارگرفته و متضرر می‌شویم.

تعریف پیوت پوینت ها

یکی‌از مهم‌ترین وظایف معامله‌گر در شناسایی موقعیت‌معاملاتی درست، تشخیص نقاط شکل‌گیری پیوت پوینت‌ها در سهام است.

پیوت پوینت ها، نقاطی در نمودارهای قیمتی هستند که خرد جمعی بازار، باور بهتری نسبت به برگشت قیمتی سهم دارد.

خرد جمعی شکل گرفته در بازار هم می تواند در جهت خریدار باشد و هم در جهت فروشنده که در این حالت شاهد تقابل بین خریدار و فروشنده در سهم هستیم (در نقاط پیوت پوینت چرخش و تغییر جهت در سهام ایجاد شده و شاهد تغییر روند صعودی به روند نزولی و تغییر روند نزولی به روند صعودی هستیم)

در تقابل بین خریدار و فروشنده، در صورت عدم برآورده شدن توقعات یک سمت معامله، معامله گر تسلیم و در نهایت بازنده معامله بوده و جهت حرکتی نمودار هم به آسانی تغییر می کند.

اینجاست که شاهد شکل گیری نقطه پیوت در سهم هستیم و هر چقدر این نقاط قوی تر باشد (برگشت های قیمتی محسوس تر باشد) معامله گران با جابجایی از یک موقعیت به موقعیت مخالف، تاثیر بیشتری بر روند حرکت قیمتی سهم ایجاد می کنند.

پس واضح است که اهمیت این نقاط برای هر دو طرف خریدار و فروشنده مهم می باشد .

انواع پیوت پوینت ها

پیوت های مینور :

پیوت های مینور عموما اصلاح های قیمتی کوچکی هستند که در آن شاهد توقف روند کوتاه مدت اصلی هستیم.

این پیوت‌ها نوسانات‌قیمتی کوچک هستند که‌ عمدتا مورد پسند نوسان‌گیران بازار است ولی در تحلیل، از این پیوت‌ها استفاده نمی‌کنیم.

پیوت های ماژور :

پیوت‌های ماژور، برگشت‌های قیمتی هستند که روند حرکتی در نمودار را تغییر داده و روند صعودی را به روند نزولی و روند نزولی را به صعودی تبدیل‌ می‌کنند.

تشخیص این پیوت از اهمیت‌ بالایی برخوردار است چون در این حالت قادر به تشخیص‌ جهت حرکت‌ نمودار و اخذ موقعیت معاملاتی مناسب هستیم .

در شکل بالا برخی از نقاط پیوت ماژور و مینور نشان داده شده است.

محدوده های سبز رنگ محدوده ماژور و محدوده های قرمز رنگ محدوده مینور را نشان می دهد.

پس شناخت و شناسایی نقاط پیوت در نمودارها از اهمیت بالایی برخوردار است که هر سرمایه گذاری باید به تکنیک های شناسایی این نقاط آگاه باشد.

حال سرمایه گذاری که دیدگاه کوتاه مدت دارد میتواند از پیوت های مینور و سرمایه گذارانی که دیدگاه میان مدت به سهم دارند باید از پیوت ماژور استفاده کنند .

حال سرمایه گذاران باید در نمودارهای قیمتی به دنبال نقاط پیوت ماژور باشند تا بتوانند به راحتی برگشت های قیمتی را تشخیص داده و بیشترین سود را در بازار کسب کنند.

به طور کلی دو روش برای تشخیص نقاط پیوت ماژور در بین سرمایه گذاران معمول است .

روش اول: قیمت بیش از 38 درصد گام قبل را اصلاح کند و اندیکاتور MACD تغییر فاز دهد.

روش دوم: نمودار به لحاظ زمانی حداقل به اندازه 83 درصد گام قبلی باشد و اندیکاتور MACD تغییر فاز دهد.

سطوح پیوت پوینت ها

برای محاسبه سطح پیوت پوینت در هر بازی زمانی از فرمول زیر استفاده میکنیم

P.P= (High+Low+2*close)/4

HIGH : بیشترین قیمت
LOW : کمترین قیمت
CLOSE: قیمت بسته شدن سهم در آخرین روز دوره زمانی

سطوح پیوت را برای هر دوره زمانی میتوان مورد استفاده قرار داد.

به عنوان مثال اگر قرار باشد سطح پیوت سالانه را حساب کنیم کلیه دیتاها باید مربوط به سال گذشته باشد.

به عنوان مثال اگر بالاترین قیمت یک سال گذشته 450 تومان و کمترین قیمت آن 340 تومان و قیمت بسته شدن سهم در آخرین روز سال 390 تومان باشد سطح پیوت سالیانه سهم طبق فرمول بالا 392 تومان خواهد بود.

در کل سهامی که بالاتر از سطح پیوت سالانه خود معامله میشوند دارای ریسک پایین تری می باشند و باید به دنبال فرصت های معاملاتی خرید در آن بود .

سرمایه گذارانی که دیدگاه میان مدت و بلند مدت در هم دارند بهتر است از سطح پیوت سالیانه برای خرید سهام استفاده کنند .

تشخیص سطوح حمایت و مقاومت با استفاده از پیوت پوینت ها

با استفاده از پیوت پوینت ها میتوان یک سری سطوح حمایت و مقاومت را در نمودار تعیین کرد که برای خرید و فروش سهم بسیار کارا می باشد. سطوح حمایت و مقاومت با استفاده از پیوت پوینت به صورت زیر تعیین می شوند .

سطوح مقاومت :

R1= ( 2 * PP ) – L
(R2 = PP + ( H – L
(R3 = L + 2 * ( H – PP

سطوح حمایت :

S1= ( 2 * PP ) – H
(S2 = PP – ( H – L
(S3 = L – 2 * ( H – PP

بنابراین در صورت که با استفاده از تحلیل تکنیکال در بازار معامله میکنیم پیوت پوینت ها می توانند یک روش کارا برای خرید و فروش سهم در موقعیت های مناسب باشند که با استفاده از آن می توان محدوده های پر ریسک و کم رییسک سرمایه گذاری را شناسایی کرد.

پیوت در بورس چیست؟ چند روش استفاده و شناسی انواع پیوت در بازار

پیوت در بورس چیست؟ چند روش استفاده و شناسی انواع پیوت در بازار

پیوت در بورس را شاید ساده‌ترین و درعین‌حال مهم‌ترین مفهومی بتوان دانست که در دنیای سرمایه‌گذاری و بورس وجود دارد. اصل داستان پیوت در بورس بر اساس یک جمله و یک اصل ساده بناشده است: هیچ روند (صعودی، نزولی) پایدار نیست و تا آخر ادامه پیدا نمی‌کند. این سخن ما را به این نکته می‌رساند که یک روند صعودی روزی به روند نزولی و یک روند نزولی روزی به یک روند صعودی تبدیل می‌شود. ما برای ساده‌تر کردن بحث روند رنج کشیدن یا همان نه صعودی – نه نزولی را کنار گذاشته‌ایم؛ اما نقش پیوت در بورس دراین‌بین کجاست؟

پیوت در بورس

درواقع پیوت بورس نقطه‌ای است که یک روند صعودی به نزولی و یا برعکس تبدیل می‌شود. در کلام ساده‌تر زمانی که یک روند صعودی به انتهای خود می‌رسد و با چند کندل شروع به روند نزولی می‌کند یک پیوت را تشکیل می‌دهد. این موضوع در مورد تبدیل روند نزولی به صعودی نیز صدق می‌کند.

نکته بسیار مهم و کاملاً حساس اینجاست که کل داستان سرمایه‌گذاری، معامله گری و تمام داستان‌های تحلیل تکنیکال دقیقاً برای تشخیص همین نقاط پیوت در بورس است. درواقع شما اگر بتوانید تشخیص دهید که یک روند نزولی قرار است در کدام نقطه پیوت صعودی ایجاد کند می‌توانید در آن نقطه – یعنی در کف و پایین‌ترین قیمت روند – اقدام به سرمایه‌گذاری کنید. زمانی هم که بتوانید تشخیص دهید پیوت در نقطه صعود قرار است کجا تشکیل شود می‌توانید در قله از سهم خارج شوید. در این حالت شما ماکسیمم سود را به دست خواهید آورد.

بنابراین به زبان ساده‌تر بگوییم نقش پیوت در تحلیل و شناسایی نمودار پیوت می‌تواند شمارا تبدیل به ثروتمندترین سرمایه‌گذار جهان کند! این موضوع بستگی به نظر و بینش شما از این نقاط و تعریف شما از آن دارد. درست است که امروز هیچ‌کس نمی‌تواند به‌صورت کامل و قطعی این نقاط را شناسایی کند اما به‌هرحال یادتان باشد کل هدف دنیای تحلیل و معامله‌گری برای پیدا کردن همین نقاط پیوت در بورس است. پس سعی کنید آن را دقیق و درست بفهمید.

پیوت در بورس

مفهوم پیوت در بورس(نقش پیوت در تحلیل)

پیوت در بورس شاید تعریف ساده‌ای داشته باشد ولی مفهوم نسبتاً پیچیده‌ای دارد. بگذارید کمی دقیق‌تر دراین‌باره صحبت کنیم. یک روند صعودی بر چه اساس ایجاد می‌شود؟ زمانی که تقاضا بیشتر از عرضه باشد و این موضوع باعث می‌شود که روند سهم افزایشی باشد. در مورد یک روند نزولی نیز عرضه بیشتر از تقاضا است.
حال اگر یک روند صعودی بخواهد بشکند و تبدیل به یک روند نزولی شود، مسلمان باید عرضه بر تقاضا پیشی بگیرد و این روند را عکس کند. در مورد تبدیل روند صعود به نزولی نیز همچنین اتفاقی رخ می‌دهد، یعنی تقاضا بر عرضه غلبه می‌کند و روند سهم به صعودی تبدیل می‌شود.(به نظر شما فکر میکنید دلیل افزايش سرمايه چیست؟ و آیا میدانید ایچیموکو چیست ؟ اگر نمیدانید حتما این مقاله را بخوانید.)

پس ما در نقاط پیوت در بورس شاهد یک نوع جنگ میان عرضه و تقاضا هستیم. درصورتی‌که در این جنگ جای عرضه و تقاضا عوض شود پیوت شکل می‌گیرد.
اما نکته اصلی و مهم که کمتر به آن توجه می‌شود این است که این جنگ بین عرضه و تقاضا و به‌طورکلی هر اتفاقی که در بازار بورس رخ می‌دهد توسط انسان‌ها صورت می‌گیرد؛ یعنی این انسان‌ها هستند که این موقعیت را ایجاد می‌کنند. پس باید دید که چه اتفاقی در نقاطی خاص رخ می‌دهد که عمده سهامداران خرده یا سهامداران کلان یک سهم را وادار به تغییر موضع و چرخش می‌کند.

بنابراین در اینجای داستان پیوت در بورس ما با دو نکته روبه‌رو هستیم:

۱- پیوت بورس بر اساس تغییر تقاضا و عرضه صورت می‌گیرد.
۲- این تغییر عرضه و تقاضا یا توسط عمده سهامداران خرده صورت گرفته است یا این‌که به‌واسطه سهامداران کلان و حقوقی این کار رخ‌داده.
بر اساس این دو مفهوم کلی می‌توان دید دیگری نسبت به پیوت در بورس پیدا کرد.

پیوت در بورس

پیوت در بورس از دید سهام‌داران خرده

همان‌طور که در بالاتر گفتیم یک سهم زمانی می‌تواند تغییر وضعیت دهد که عرضه و تقاضا تغییر وضعیت دهد و به‌نوعی قدرتشان تغییر کند. این موضوع می‌تواند از سمت عمده سهامداران خرده رخ بدهد. چرا ما در اینجا اصرار داریم که این کار باید توسط عمده سهامداران خرده صورت بگیرد؟ علت ساده است خریدوفروش سهامداران خرده بر خلاق روند بازار و سهم همیشه وجود دارد، اما این خریدوفروش‌ها و عرضه و تقاضاهای معکوس به‌اندازه‌ای نیست که بتواند یک پیوت بورس به شکل قوی ایجاد کند. یک پیوت در بورس قوی ایجاد می‌شود که تعداد بیشتری از این سهامداران دست به تغییر وضعیت بزنند؛ بنابراین یک نوع هماهنگی عمومی لازم است؛ اما سؤال اینجاست که این هماهنگی چگونه ایجاد می‌شود؟
به‌طورکلی سؤال این است که چگونه یک هماهنگی میان سهامداران خرد در یک نقطه خاص شکل می‌گیرد و باعث نقاط پیوت Pivot در فارکس ایجاد پیوت در بورس می‌شود؟ پاسخ به این سؤال می‌تواند گزینه خوبی برای پیدا کردن پیوت بورس محسوب شود.

پیوت در بورس

در پاسخ به این سؤال می‌توان گزینه‌های زیادی را مطرح کرد. ازجمله اخبار، اطلاعیه‌های شرکت و ده ها دلیل دیگر؛ اما برای این‌که بتوانیم پاسخ کارآمدتری به این سؤال بدهیم سهم را در شرایط عادی تصور می‌کنیم؛ یعنی این‌که فکر می‌کنیم هیچ خبر یا اطلاعیه‌ای برای سهم وجود ندارد و بازار روند عادی خودش را طی می‌کند. در این حالت چگونه می‌توان متوجه شد که سهامداران عادی چگونه به‌صورت هم‌زمان عمل می‌کنند. با استفاده از چند نشانه زیر می‌توان این حرکت و ایجاد پیوت در بورس را مشخص کرد:

۱- سهامداران عادی به عددهای رند حساس‌تر هستند؛ یعنی عددهای مانند ۱۰۰، ۳۰، ۴۰ و … می‌تواند نقاط مهمی برای ایجاد پیوت در بورس باشد.
۲- سهامداران عادی هنگام صعودی بودن سهم ترسو می‌شوند؛ یعنی این‌که عملاً بعد از چند ده درصد سود منتظر یک نشانه برای خروج هستند. این یعنی روند صعودی کوتاه‌تر است.
۳- سهامداران در سیر نزولی منفعل‌تر می‌شوند و عملاً دوست ندارند با ضرر از سهم خارج شوند. همین موضوع باعث می‌شود که روند نزولی طولانی‌تر شود.
این موارد در کنار یکدیگر می‌تواند یک نوع نقشه راه با تشخیص پیوت در بورس به شما بدهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا