تحلیل بنیادی

سیگنال واگرایی

آموزش واگرایی

یکی از مزایای استفاده از اندیکاتور این است که میتوانیم واگرایی و همگرایی را مشخص کنیم. از آنجایی که این بحث بسیار مهمی است، پس این بحث را بصورت جداگانه در یک مقاله بررسی میکنیم. در این مقاله قدرت واگرایی را بررسی خواهیم کرد. در ابتدا مفهوم واگرایی را تعریف میکنیم، سپس بررسی میکنیم که چرا واگرایی و همگرایی ابزار بسیار مهم و قدرتمندی است.

واگرایی و همگرایی چیست؟

همگرایی یعنی دو خط بهم نزدیک شوند. واگرایی یعنی دو خط از هم دور شوند. وقتی یک جفت ارز همگرا میشود بدین معنی است که قیمت و مونتوم در یک جهت هستند و قیمت حرکات آرامی دارد.

وقتی جفت ارز واگر میشوند، بدین معنی است که قیمت و مومنتوم در یک جهت نیستند. این منجر به حرکات تند قیمتی میشود و احتمال برگشت افزایش میابد.
تحلیل همگرایی-واگرایی، در واقع قدرت یک دارایی در یک زمان را با قدرت آن در زمان دیگر مقایسه میکند.

سپس آنها را با هم مقایسه میکند. سپس تحلیلگر شخیص میدهد که آیا دارایی مورد نظر قوی شده است یا تضعیف شده است؟

چرا این بحث اهمیت دارد؟

ابزار واگرایی و همگرایی، یک روش بسیار قدرتمند است. مزیت اصلی این روش این است که یک متد تاخیری نمیباشد.

بلکه همانند پرایس اکشن، متد واگرایی و همگرایی نیز ابزار بسیار قدرتمندی در پیش بینی حرکات آتی قیمت میباشد.

که این برخلاف اندیکاتورهاست که تاخیری میباشند و بعد از شکل گیری پرایس اکشن، سیگنال میدهند.

واگرایی و همگرایی یک متد بسیار قدرتمند است. مزیت اصلی واگرایی این است که منجر به نوسانات شدید میشود.

به عبارت دیگر، قیمت یک دارایی زمانی واگرایی شدید دارد که در مرحله تغییر جهت باشد یعنی قرار است یک سوئینگ ماژور شکل بگیرد.

افزایش نوسانات، منجر به ایجاد فرصت های معاملاتی زیادی میشود. پرایس اکشن همیشه جدیدترین اطلاعات را در اختیار ما قرار میدهد.

درک قیمتها، یک هنر است و کار آسانی نیست. استفاده از سایر متدها برای تایید یک استراتژی و تحلیل میتواند خیلی مفید باشد.

واگرایی و همگرایی بر روی چارت به چه شکل است؟

بر شروع تحلیل میتوانید از MACD استفاده کنید. مک دی نیز همانند اسیلاتور AO، از میانگین های مختلف در چند زمان مختلف استفاده میکند.

اما برخلاف AO، مک دی از قیمتهای پایانی و میانگین متحرک نمایی استفاده میکند. به این دلیل از میانگین متحرک نمایی استفاده میشود که تاکید بیشتری بر آخرین روند داشته باشیم.

تایم فریم مورد استفاده در مک دی عبارتست از ۹ دوره، ۱۲ دوره و ۲۶ دوره. معامله با واگرایی یک قانون کلیدی و مهم دارد.

اگر قیمتها، سقف بالاتر شکل میدهند، آنگاه اسیلاتور نیز باید سقف بالاتر شکل بدهد. اگر قیمتها، کف پایینتر شکل بدهند، آنگاه اسیلاتور هم باید کف پایینتر شکل بدهد.

این جمله را باید پرینت بگیرید و آن را در کنار صفحه کاپیوتر خود بچسبانید. در مواقعی که این اتفاق نیوفتد(یعنی سقف و کف اسیلاتور در راستای قیمت نباشد)، به این معنی است که اتفاقات مشکوکی در حال رخ دادن است.

در اینحالت تحلیلگر باید بدنبال شواهد بیشتری بگردد که رفتار قیمت را تایید کنید و حرکت آتی را تشخیص دهد.

واگرایی-همگرایی زمانی قابل بررسی است که قیمت یکی از حالات زیر را شکل داده باشد:

  1. سقف بالاتر داشته باشیم
  2. کف پایینتر داشته باشیم
  3. سقف دوقلو داشته باشیم
  4. کف دوقلو داشته باشیم

اندیکاتور مک دی و AO، بهترین اندیکاتورها برای بررسی چنین حالاتی هستند. RSI نیز متد دیگری است که میتوانیم از آن استفاده کنیم.

من استفاده از AO را ترجیح میدهم. طبق این اندیکاتور واگرایی زمانی اتفاق می افتد که هیستوگرام ها نشان دهند که مومنتوم کاهش یافته است و خط صفر رسیده است.

اگر دو تا کف یا سقف متوالی داشته باشیم که در آنها هیستوگرام به سمت خط صفر برنگشته باشد، آنگاه این بدین معنی است که واگرایی درستی نداریم.

به اینها میگوییم واگرایی بد. اکثر اوقات اگر تریدر در چارت ۱ دقیقه ای زوم کند، آنگاه میتوانید واگرایی مناسبی را ببیند.

شکل1 - آموزش واگرایی

چگونه از واگرایی-همگرایی معمولی استفاده کنیم؟

وقتی واگرایی-همگرایی را تحلیل میکنیم، باید به این دقت کنیم که نقاط چرخش بازار در طی زمان چگونه تغییر میکند.

یعنی در طی زمان، آیا سقف ها افزایش میابند یا کاهش؟ کف ها چطور؟ اگر بتوانیم ارتباط بین نقاط چرخش را درک کنیم، آنگاه میتوانیم تریدر خوبی شویم.

واگرایی نشانه توقف روند و برگشت روند است. واگرایی مثبت زمانی اتفاق می افتد که قیمتها، کف پایینتر شکل دهند، اما در اسیلاتور، کف بالاتر داشته باشیم.

معمولا این اتفاق در انتهای یک روند نزولی رخ میدهد. به عبارت دیگر بصورت پیشفرض انتظار داریم که قیمتها و مونتوم در یک جهت حرکت کنند.

یعنی اگر قیمتها، کف پایینتر شکل میدهند، اما اسیلاتور نمیتواند کف پایینتر شکل دهد، آنگاه احتمالا قیمتها برگردند.

عکس اینحالت برای واگرایی منفی صدق میکند. در اینحالت قیمتها، سقف بالاتر شکل میدهند، در حالی که اسیلاتور، سقف پایینتر شکل میدهد.

این نوع واگرایی در روند صعودی رخ میدهد. در چنین حالتی، احتمالا قیمتها برگردند.

واگرایی و همگرایی را میتوان به شیوه های مختلف مورد استفاده قرار داد:

  1. وقتی همگرایی داریم، آنگاه احتمالا روند مورد نظر ادامه یابد. یعنی برگشت روند محتمل نیست(البته این روش در تایم فریم های پایینتر اعتبار کمتری دارد).
  2. وقتی واگرایی داریم، احتمالا روند مورد نظر ادامه نیابد. یعنی برگشت روند محتمل است.
  3. وقتی واگرایی دوگانه یا سه گانه داریم، آنگاه احتمالا روند مورد نظر ادامه نیابد. یعنی برگشت روند محتمل است.

اسیلاتورها، تغییرات مومنتوم را به ما نشان میدهند. یعنی هر چند قیمتها، سقف و کف جدید را نشان میدهند، اما احتمال اینکه مونتوم افزایش یافته باشد کم است.

واگرایی معمولی ابزار مفیدی است که از طریق آن میتوانیم انتهای روند را پیش بینی کنیم. فقط گاهی اوقات، دارایی مورد نظر در جهت مخالف حرکت خواهد کرد.

به همین دلیل باید مراقب باشیم چون استفاده از واگرایی مهارت بالایی میخواهد.

به همیت دلیل همیشه بهتر است از روش های دیگری نیز استفاده کنیم که انتهای روند را تایید کنند.

سایر روش ها برای تایید واگرایی:

یک روش برای تحلیل واگرایی این است که از خط روند و کانال استفاده کنیم. وقتی واگرایی رخ دهد، آنگاه خط روند میتواند نشان دهد که روند مورد نظر به پایان رسیده است.

و میتواند نشاندهنده پایان روند باشد. پس یک روش برای معامله با واگرایی این است که صبر کنیم خط روند شکسته شود.

همچنین در اندیکاتورها هم میتوانیم از خط روند استفاده کنیم(یعنی در همان نقطه ای که بر روی قیمتها خط روند رسم کردیم، میتوانیم در همان نقطه بر روی اندیکاتور هم خط روند رسم کنیم).

خط روند مومنتوم، ابزار مهمی برای تشخیص نقاط برگشت و شکست روند است.
نکته مهم، بحث انتظارات در روش واگرایی است.

یعنی تفاوت خیلی زیادی بین اندازه پیپ در برگشت و در اصلاح وجود دارد. پس هر دو را د رک کنید و در برنامه معاملاتی خود لحاظ کنید.

یک راه برای تمیز دادن این دو این است که تایم فریم مورد نظر را بررسی کنید. اگر تریدر، واگرایی را در تایم فریم ۱ ساعته و ۱۵ دقیقه ای بررسی میکند، آنگاه احتمالا واگرایی منجر به توقف و یا اصلاح در درون یک روند بزرگتر گردد.

اگر واگرایی در تایم فریم بالاتر شکل بگیرد، آنگاه احتمال برگشت روند بیشتر است. به عبارت دیگر، هر چه تایم فریم بالاتر باشد، تحلیل معتبرتر است.

همچنین اگر واگرایی دوگانه یا سه گانه داشته باشیم، آنگاه احتمال برگشت روند افزایش میابد.

در امواج الیوت، اینحالت در قالب واگرایی بین موج ۳ و ۵ در موج بزرگتر ۳ رخ میدهد. و بعد واگرایی بین موج بزرگتر ۳ و ۵ رخ میدهد.

همچنین برای کاهش ریسک معامله با واگرایی، میتوانیم زمانی که واگرایی در چند تایم فریم رخ میدهد، فقط از تحلیل واگرایی استفاده کنیم.

هر چه واگرایی بین قیمت و مونتوم در تایم فریم های بیشتری رخ دهد، آنگاه احتمال برگش ت روند بیشتر خواهد بود.

چگونه از واگرایی مخفی استفاده کنیم؟

هر چند واگرایی معمولی ابزار مناسبی برای پیش بینی پایان روند است، اما واگرایی مخفی نشاندهنده ادامه روند است.

واگرایی مخفی مثبت زمانی رخ میدهد که قیمتها، کف بالاتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، کف پایینتر داریم.

واگرایی مخفی در روند صعودی، زمانی رخ میدهد که قیمتها، کف بالاتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور کف پایینتر داریم.

واگرایی مخفی منفی زمانی رخ میدهد که قیمتها، سقف پایینتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، سقف بالاتر داریم.

در روند نزولی، واگرایی مخفی زمانی رخ میدهد که قیمتها، سقف پایینتر شکل میدهند، اما در اسیلاتور، سقف بالاتر داریم.

همانند سایر استراتژی های معاملاتی، باید بخاطر داشته باشیم که واگرایی-همگرایی نیز با ریسک همراه است.

تفاوتی ندارد که از چه ابزاری استفاده میکنید(AO،مک دی،RSI)، در هر صورت باید ریسک را پوشش دهید.

در هر صورت، با استفاده از این استراتژی ساده، میتوانید وینریت خود را بالا ببرید و فرصت های معاملاتی زیادی را پیدا کنید.

پس لطفا بک تست بگیرید و از ابزارهای دیگر و تحلیل مولتی تایم فریم استفاده کنید تا بتوانید واگرایی و همگرایی را به درستی تایید کنید.

میانگین واگرایی همگرایی متحرک چیست؟

واگرایی همگرایی متحرک (MACD) چیست؟ و چه کاربردهایی دارد؟

واگرایی همگرایی متحرک (MACD) یک شاخص حرکت روند است که رابطه بین دو میانگین متحرک قیمت را نشان می‌دهد. MACD با کسر میانگین متحرک نمایی 26 دوره (EMA) از EMA 12 دوره محاسبه می‌شود.

نتیجه این محاسبه خط MACD است. سپس یک EMA نه روزه از MACD به نام «خط سیگنال» در بالای خط MACD رسم می‌شود، که می‌تواند به عنوان محرک سیگنال‌های خرید و فروش عمل کند. معامله گران ممکن است هنگام عبور MACD از خط سیگنال خود، خریداری کنند و هنگام عبور MACD از زیر خط سیگنال، بفروشند – یا شاخص‌های متحرک همگرایی میانگین (MACD) را می‌توان به روش‌های مختلفی تفسیر کرد، اما روش‌های متداول کراس اوور، واگرایی و افزایش / سقوط سریع است.

نکات کلیدی نمودار MACD

میانگین واگرایی همگرایی متحرک (MACD) با کسر میانگین متحرک نمایی 26 دوره (EMA) از EMA 12 دوره محاسبه می‌شود.
MACD هنگام عبور از خط سیگنال خود از بالا (برای خرید) یا از پایین (برای فروش) سیگنال‌های تکنیکال را تحریک می‌کند.
سرعت کراس اوورها نیز به عنوان سیگنال خرید بیش از حد یا فروش بیش از حد بازار در نظر گرفته می‌شود.
MACD به سرمایه گذاران کمک می‌کند تا درک کنند که آیا حرکت صعودی یا نزولی قیمت تقویت یا ضعیف می‌شود.
MACD با کسر EMA بلند مدت (26 دوره) از EMA کوتاه مدت (12 دوره) محاسبه می‌شود. میانگین متحرک نمایی (EMA) نوعی میانگین متحرک (MA) است که اهمیت بیشتری را برای جدیدترین نقاط داده قائل می‌شود.

یادگیری از MACD

MACD هر زمان که میانگین متحرک نمایی 12 دوره ای (که با خط قرمز روی نمودار قیمت نشان داده شده‌است) بالاتر از EMA دوره 26 دوره است (خط آبی رنگ در نمودار قیمت)، مقدار مثبت MACD وجود دارد (به عنوان خط آبی در نمودار پایین نشان داده می‌شود) و هنگامی که میانگین متحرک نمایی 12 دوره ای زیر میانگین متحرک نمایی 26 دوره ای باشد، یک مقدار منفی است. هرچه فاصله MACD بالاتر یا پایینتر از خط پایه باشد نشان می‌دهد که فاصله بین دو EMA در حال افزایش است.

در نمودار زیر، می‌بینید که چگونه دو EMA اعمال شده در نمودار قیمت با MACD (آبی) عبور از بالا یا زیر خط پایه آن در شاخص زیر نمودار قیمت مطابقت دارد.

MACD اغلب با هیستوگرام نمایش داده می‌شود (نمودار زیر را ببینید) که فاصله بین MACD و خط سیگنال آن را ترسیم می‌کند. اگر MACD بالاتر از خط سیگنال باشد، هیستوگرام بالاتر از خط مبنای MACD خواهد بود. اگر MACD زیر خط سیگنال خود باشد، هیستوگرام زیر خط مبنای MACD خواهد بود. معامله گران برای تشخیص زمان حرکت صعودی یا نزولی، از هیستوگرام MACD استفاده می‌کنند.

MACD در مقابل مقاومت نسبی

شاخص قدرت نسبی (RSI) نشان می‌دهد که آیا یک بازار نسبت به سطوح اخیر قیمت بیش از حد خریداری شده یا بیش از حد فروخته می‌شود. RSI نوسانی است که میانگین سود و زیان قیمت را در یک بازه زمانی مشخص محاسبه می‌کند. دوره زمانی پیش فرض 14 دوره با مقادیر محدود از 0 تا 100 است.

MACD رابطه بین دو EMA را اندازه‌گیری می‌کند، در حالی که RSI تغییرات قیمت را در رابطه با بالا و پایین‌ترین قیمت اخیر اندازه‌گیری می‌کند. این دو شاخص اغلب با هم استفاده می‌شوند تا تصویر فنی کامل تری از بازار را به تحلیلگران ارائه دهند.

این شاخص‌ها هر دو حرکت در بازار را اندازه‌گیری می‌کنند، اما، از آنجا که عوامل مختلفی را اندازه‌گیری می‌کنند، گاهی اوقات موارد متضادی ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، RSI ممکن است یک بازه زمانی بالاتر از 70 را برای یک دوره پایدار نمایش دهد، نشان می‌دهد که بازار نسبت به قیمت‌های اخیر بیش از حد به سمت خرید تمایل دارد، در حالی که MACD نشان می‌دهد بازار همچنان در حرکت خرید در حال افزایش است. هر یک از شاخص‌ها ممکن است با نشان دادن واگرایی از قیمت، تغییر روند آینده را نشان دهند (قیمت بالاتر می‌رود در حالی که شاخص کم می‌شود، یا بالعکس)

محدودیت‌های MACD

یکی از مشکلات اصلی واگرایی این است که غالباً می‌تواند علامت معکوس احتمالی را نشان دهد اما در واقع هیچ معکوس واقعی اتفاق نمی‌افتد – یک مثبت کاذب ایجاد می‌کند. مشکل دیگر این است که واگرایی همه معکوس‌ها را پیش‌بینی نمی‌کند. به عبارت دیگر، این مقدار بسیاری از معکوس‌ها را که رخ نمی‌دهد و معکوس قیمت واقعی را به اندازه کافی پیش‌بینی می‌کند.

واگرایی «مثبت کاذب» اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک دارایی به یک طرف حرکت می‌کند، مثلاً در یک دامنه یا الگوی مثلث به دنبال یک روند. کاهش سرعت حرکت قیمت باعث می‌شود که MACD از افراط قبلی خود فاصله گرفته و به سمت خطوط صفر گرایش پیدا کند حتی در صورت عدم بازگشت واقعی.

نمونه ای از کراس اوورهای MACD

هنگامی که MACD زیر خط سیگنال قرار می‌گیرد، این یک سیگنال نزولی است که نشان می‌دهد زمان فروش فرا رسیده‌است. برعکس، هنگامی که MACD از خط سیگنال بالا می‌رود، شاخص سیگنال صعودی را نشان می‌دهد، که نشان می‌دهد قیمت دارایی احتمالاً حرکت رو به بالا را تجربه خواهد کرد. برخی از معامله گران قبل از ورود به موقعیت منتظر عبور متقابل بالای خط سیگنال هستند تا احتمال «جعل» و ورود زود هنگام به موقعیت را کاهش دهند.

عوامل موثر بر قدرت و اعتبار واگرایی

ورژانس در روندهای صعودی بر روی قله‌ها تشکیل می‌شود، در حالی که دیورژانس در روندهای نزولی بر روی دره‌ها تشکیل می‌شود. در روند صعودی، دیورژانس یک سیگنال نزولی و نشانگر منفی شدن بازار می‌باشد. به همین جهت آن را دیورژانس منفی یا اصطلاحا RD- می‌نامیم که مخفف عبارت Regular Divergence است. اما دیورژانس در روند نزولی، یک سیگنال صعودی و نشانگر مثبت شدن بازار می‌باشد و آن را اصطلاحا دیورژانس مثبت یا RD+ می‌نامیم.

در تصویر، تشکیل دیورژانس منفی را بر روی قله‌های روند صعودی مشاهده می‌کنید. ابتدا نکات موثر بر قدرت و اعتبار واگرایی را در حالتی که دیورژانس در روند صعودی رخ داده باشد بررسی می‌کنیم و سپس آن را به روندهای نزولی نیز تعمیم می‎‌دهیم. نخستین نکته مهم هنگام تشخیص واگرایی، انتخاب صحیح قله‌ها و دره‌های قیمت و قله‌ها و دره‌های متناظر بر روی اندیکاتور است. قله‌هایی که در یک روندصعودی مورد بررسی قرار می‌گیرند باید حتما متوالی، ماژور و مجاور باشند، و چه بر روی قیمت و چه بر روی اندیکاتور، نباید هیچ قله سومی در بین دو قله اصلی قرار داشته باشد. قله‌ها و دره‌ای که بین آنها قرار دارد، همگی باید ماژور و اصلی باشند، به همین دلیل علامت جبری مکدی باید بر روی قله‌های قیمت، مثبت و بر روی دره قیمت، منفی باشد

نکته مهم بعدی، تاثیر اختلاف ارتفاع قله‌های مکدی بر روی قدرت و اعتبار واگرایی است. هرچه اختلاف ارتفاع عمودی قله‌های مکدی نسبت به هم بیشتر باشد میزان قدرت و اعتبار واگرایی نیز بیشتر خواهد شد. اندازه قله‌های مکدی نشان‌دهنده قدرت روند است، پس میزان کاهش ارتفاع قله‌های مکدی درواقع شدت کاهش قدرت روند را نمایش می‌دهد.

به همین ترتیب فاصله افقی بین قله‌ها نیز حایز اهمیت است. این فاصله باید معقول و متناسب باشد و به عنوان مثال نباید این فاصله آنقدر زیاد بشود که قله‌ها و دره‌ها کاملا حالت غیرمرتبط پیدا کنند. در بین دو قله مکدی باید شاهد تشکیل یک دره بر روی اندیکاتور باشیم، زیرا وجود تغییر فاز بر روی مکدی، برای اطمینان از ماژور بودن قله‌ها و دره‌ها، لازم است. با این حال رسیدن مکدی به خط صفر را نیز می‌توان به عنوان حداقل مورد پذیرش برای اطمینان از صحت واگرایی مورد قبول دانست.

به عنوان مثال در تصویر زیر نمونه‌ای از تشخیص صحیح واگرایی را در انتهای روند صعودی بر روی نمودار Eurusd ملاحظه می‌کنید.

واگرایی و کاربرد آن در تحلیل تکنیکال

واگرایی در تحلیل تکنیکال

درگذشته‌ای نه‌چندان دور استفاده از تحلیل تکنیکال رواج چندانی نداشت و حتی عده کمی هم که از آن برای خرید و فروش سهام و … استفاده می‌کردند را دیوانه و حتی شعبده‌باز قلمداد می‌کردند؛ اما با گذر زمان کم‌کم به اهمیت این روش تحلیل بازار توجه بیشتری شد و امروز کمتر معامله گری است که از تحلیل تکنیکال استفاده نکند. تحلیل تکنیکال با روش‌ها و ابزارهای متعدد و فراوان منجر به ایجاد صدها استراتژی مختلف با ترکیب این ابزارها گشته است. واگرایی ها جزء مهم‌ترین و مؤثرترین ابزارها و استراتژی های تحلیل تکنیکال در تمام بازارهای مالی دنیا محسوب می‌شوند. لذا من سیگنال واگرایی در این مقاله به توضیح استراتژی معاملاتی واگرایی پرداخته‌ام. این استراتژی در عین سادگی کاربرد بالایی می‌تواند در تحلیل های ما داشته باشد امیدوارم این مقاله برای شما خواننده عزیز مفید باشد.

واگرایی در تحلیل تکنیکال

مفهوم واگرایی چیست؟

واگرایی را می‌توان نوعی ناهمگونی میان قیمت و اندیکاتور دانست در حالت عادی زمانی که نمودار سقف و یا کف جدیدی می‌زند اندیکاتور نیز همین کار را می‌کند. یعنی کف و یا سقف جدید تشکیل می‌دهد حال زمانی که نمودار سقف جدید زد اما اندیکاتور نتوانست سقف جدیدی بزند یا بلعکس. در اینجا گفته می‌شود که واگرایی بین قیمت و اندیکاتور شکل‌گرفته است.

در این مقاله برای بررسی واگرایی ها از دو اندیکاتور RSI و MACD استفاده می‌کنم که به‌طور مختصر توضیحی در مورد آن‌ها در ادامه بحث خواهم داد.

اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI یا Relative Strength Index شاخص قدرت نسبی توسط Wells Wilder توسعه‌یافته است. این اندیکاتور یک اندیکاتور اسیلاتور مومنتوم است. (نوسان گر نمایی که میزان قدرت بازار را نشان می‌دهد) و برای محاسبه سرعت و تغییر حرکات قیمتی بازار استفاده می‌شود. RSI همواره بین صفر و ۱۰۰ واحد در نوسان است. به‌طور سنتی سطوح ۷۰ و ۳۰ واحدی RSI نشانگر سطوح اشباع خرید و اشباع فروش هستند. معمولاً سطح ۵۰ درصد نیز به‌صورت دستی به آن افزوده می‌شود.

مسیر افزودن اندیکاتور RSI

Indicators>>Oscillators>>Relative Strength Index

اندیکاتور rsi در واگرایی و تحلیل تکنیکال

عدد Period روی ۱۴ باشد آن را تغییر ندهید.

اندیکاتور rsi در تحلیل تکنیکال

در سربرگ Levels گزینه Add را انتخاب کرده و سطح ۵۰ را اضافه کنید.

تنظیمات اندیکاتور rsi در تحلیل تکنیکال

اندیکاتور rsi در تحلیل تکنیکال و واگرایی

اندیکاتور مووینگ اوریج MACD

اندیکاتور مووینگ اوریج MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence Divergence است. این عبارت به معنی همگرایی (Convergence) و واگرایی (Divergence) میانگین متحرک است. این اندیکاتور ابداع آقای جرالد بی اپل است. از این اندیکاتور در تحلیل تکنیکال برای به دست آوردن قدرت، جهت و شتاب در یک‌روند استفاده می‌شود. این اندیکاتور در اغلب موارد با استفاده از قیمت پایانی محاسبه می‌شود. برخلاف اندیکاتورهای دیگر اندیکاتور MACD فرمول سختی برای محاسبه خود ندارد.

مسیر افزودن اندیکاتور MACD

اندیکاتور مووینگ اوریج MACD و واگرایی در تحلیل تکنیکال

اعداد پارامتر اندیکاتور را تغییر ندهید و به همین شکل گزینه ok را بزنید.

اندیکاتور مووینگ اوریج MACD و واگرایی در تحلیل تکنیکال

اندیکاتور مووینگ اوریج MACD و واگرایی در تحلیل تکنیکال

انواع واگرایی

واگرایی ها بر اساس حالت‌های مختلفی که بین اندیکاتور و قیمت اتفاق می‌افتد انواع مختلفی داشته و به دودسته واگرایی معمولی و واگرایی مخفی تقسیم می‌شود که به‌اختصار به هرکدام از آن‌ها خواهم پرداخت. واگرایی‌های معمولی به دو نوع مثبت و مخفی تقسیم می‌شوند. در حالت عادی زمانی که قیمت کفی پایین‌تر از کف قبلی یا سقفی بالاتر از سقف قبلی می‌سازند اندیکاتور هم باید به پیروی از آن همین رفتار را داشته باشد.

واگرایی معمولی (Regular Divergence)

واگرایی های معمولی به معنای ضعیف شدن روند و اخطار بازگشت است و در نوع سیگنال های بازگشتی دسته‌بندی می‌شوند.

واگرایی معمولی (Regular Divergence)

الف- واگرایی معمولی مثبت (RD+):

واگرایی معمولی مثبت زمانی هست که قیمت کفی پایین‌تر از کف قبلی یا کفی هم‌تراز با کف قبلی ساخته اما اندیکاتور کفی رو بالاتر از کف قبلی ساخته است

این موضوع به معنی این هست که روند نزولی قیمت تضعیف‌شده اما به این معنی نیست که دقیقا از همان نقطه بازخواهد گشت ممکن است این روند منفی ضعیف شده هم مدت‌ها ادامه داشته باشد. به همین دلیل سیگنال واگرایی برای استفاده از این واگرایی برای خرید نیاز هست که از ابزار و استراتژی کمکی نیز استفاده کرد که در بخش استراتژی خرید به توضیح آن خواهم پرداخت.

واگرایی معمولی مثبت (RD+) در تحلیل تکنیکال

ب- واگرایی معمولی منفی (RD-):

این نوع از واگرایی زمانی هست که قیمت سقفی بالاتر از سقف قبلی و یا سقفی هم‌تراز با سقف قبلی زده اما اندیکاتور سقفی پایین‌تر از سقف قبلی زده است که نشان‌دهنده تضعیف روند صعودی هست اما بازهم نمی‌توان گفت که ریزش دقیقاً از همین نقطه شروع می‌شود.

در انواع دسته‌بندی‌ها معمولاً زمانی که قیمت سقف یا کفی برابر با سقف و کف قبلی خود بسازد را در دسته‌ای جدا قرار می‌دهند اما در این مقاله برای سهولت در تقسیم‌بندی این نوع از واگرایی ها را در همین دسته‌ها قرار می‌دهم.

واگرایی معمولی منفی RD- در تحلیل تکنیکال

واگرایی مخفی (Hidden Divergence)

این نوع از واگرایی‌ها نشان‌دهنده تقویت روند و ادامه روند موجود هستند و در دسته سیگنال های ادامه‌دهنده محسوب می‌شوند.

واگرایی مخفی Hidden Divergence در تحلیل تکنیکال

الف- واگرایی مخفی مثبت (HD+):

این نوع از واگرایی زمانی اتفاق می‌افتند که قیمت کفی بالاتر از کف قبلی بزند اما اندیکاتور کفی پایین‌تر از کف قبلی زده باشد که نشان‌دهنده ادامه‌دار شدن روند صعودی قیمت هست.

 واگرایی مخفی مثبت HD+ در تحلیل تکنیکال

ب- واگرایی مخفی منفی (HD-):

این نوع از واگرایی زمانی اتفاق می‌افتند که قیمت سقفی پایین‌تر از سقف قبلی بزند اما اندیکاتور سقفی بالاتر از سقف قبلی زده باشد که نشان‌دهنده ادامه‌دار شدن روند نزولی قیمت هست.

 واگرایی مخفی منفی در تحلیل تکنیکال

استراتژی خرید یک

واگرایی ها را می‌توان به‌عنوان اخطار جهت تغییر روند یا نشانه‌ای برای ادامه روند دانست. اما نمی‌توان با آن‌ها به‌تنهایی خرید کرد. چراکه مشخص نیست این واگرایی دقیقاً تا چه نقطه ادامه می‌یابد. همان‌طور که می‌دانید بازار سهام ایران فقط امکان خرید دارد و نمی‌توان معامله فروش باز کرد و از آن سود برد. لذا ما باید در روند صعودی خرید کنیم برای این موضوع باید واگرایی‌های مثبت را تشخیص دهید.

در واگرایی RD+ برای خرید ابتدا خط روند نزولی سهم را رسم می‌کنیم. هر زمان که قیمت با یک کندل قوی و مثبت و حجم بالا موفق به عبور از این خط شد می‌توان خرید را انجام داد.

حد ضرر در این نوع ورود را زیرخط روند قرار سیگنال واگرایی داده و هر زمان قیمت خط روند را مجدد به سمت پایین قطع کرد از سهم خارج شوید.

استراتژی خرید یک در تحلیل تکنیکال

اما برای خرید در واگرایی ها HD+ بهترین راه این است که قله پیش روی سهم را به‌عنوان مقاومت سهم در نظر گرفته و در صورت عبور قیمت از آن وارد سهم سیگنال واگرایی شد. حد ضرر در این نوع ورود را ۲ درصد زیرخط مقاومت قرار داده. هر زمان قیمت پایانی سهم به این نقطه رسید از سهم خارج شوید.

واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست

استراتژی خرید دو

دومین استراتژی خرید بر اساس اندیکاتور RSI است. زمانی که اندیکاتور خط ۵۰ را به سمت بالا قطع کرد می‌توانید وارد سهم شوید. حد ضرر خود را در این استراتژی زمانی قرار دهید که RSI خط ۵۰ درصد را به سمت پایین قطع کند. در این صورت از سهم خارج شوید.

استراتژی خرید دو به کمک اندیکاتور RSI در تحلیل تکنیکال

استراتژی خرید سه

بهترین و کم ریسک ترین نقطه ورود را می‌توان این استراتژی دانست. هرچند که نقطه ورود آن با تأخیر بیشتری همراه خواهد بود اما ریسک خطا آن در ورود کمتر و احتمال موفقیت آن بیشتر است. در این استراتژی شما منتظر هستید تا قیمت سقفی جدید بزند. بعدازاین اتفاق سقف جدید را مقاومت پیش روی سهم در نظر می‌گیرید و هر زمان که قیمت از این سقف عبور کرد وارد می‌شوید. حد ضرر در این نوع ورود ۲ درصد زیرخط مقاومتی است که خرید را با آن انجام داده‌اید. زمانی که قیمت پایانی سهم به این نقطه رسید از سهم خارج شوید.

استراتژی خروج از سهم به کمک RSI و MACD

استراتژی خروج از سهم

برای خروج از سهم نمی‌توان از واگرایی های منفی استفاده کرد. چراکه در همه شرایط واگرایی الزاماً رخ نمی‌دهد. لذا برای خروج از سهم باید طرح و برنامه‌ای از قبل تعیین‌شده داشت.

برای این مورد پیشنهاد می‌کنم حد سودی معادل ۱۵ تا ۲۰ درصد رو در نظر گرفته و هر زمان که قیمت پایانی سهم به این هدف و تارگت رسید حد ضرر خود را به ۵ تا ۷ درصد زیر بالاترین قیمت پایانی سهم منتقل کنید.

تا زمانی که قیمت رشد کند حد ضررتان را به قیمت پایانی به سمت بالاتر انتقال دهید تا زمانی که قیمت بازگشته و حد ضرر شما را رد کند. در این شرایط با سیو سود از سهم خارج شوید.

نتیجه‌گیری

در پایان باید خدمت شما متذکر شوم که تحلیل تکنیکال به‌تنهایی کافی نیست و نیاز دارید تا برای انتخاب سهام درست از تحلیل بنیادی نیز استفاده کنید اگر سهمی بنیاد خوبی داشته باشد قطعاً شانس موفقیت شما چند برابر خواهد شد. بعد از آن قطعاً مدیریت سرمایه نقش مهمی در موفقیت کلی شما در بازار بورس خواهد داشت.

هر استراتژی و روش تحلیلی را که در بازار بورس انتخاب کنید قطعاً شامل معاملات موفق و معاملات ناموفق خواهد بود و هیچ استراتژی نیست که تمام معاملات آن موفق باشد. یکی از بزرگ‌ترین خطاهای معامله گران این است که وقتی استراتژی جدیدشان در یک یا دو معامله شکست می‌خورد استراتژی خود را تغییر می‌دهند و گمان می‌کنند که مشکل از استراتژی‌شان است. درحالی‌که این موضوع کامل طبیعی بوده و آن‌ها انتظار غلطی از بازار بورس و روش معامله داشته‌اند لذا توصیه می‌کنم حتماً این روش را در ۲۰ معامله پیاپی به‌صورت کاملاً صحیح اجرا کنید و معاملات خود را بر روی کاغذ بنویسید تا متوجه شوید که از ۲۰ معامله چند معامله به سود رسیده به این شکل شما بازدهی استراتژی‌تان را به دست خواهید آورد.

مهم‌ترین بخش از موفقیت معامله‌گری در تسلط بر ذهن و روان و اصول رفتارشناسی معامله‌گر و بازار هست. پس برای موفق شدن لازم است مباحث روانشناسی معامله‌گری را نیز بیاموزید.

از خوانندگان این مطلب می‌خواهم تا اگر تجربه مشابهی در استفاده از استراتژی واگرایی و مطالب این مقاله دارند آن را با ما در میان بگذارند.

معرفی اندیکاتور RSI و سیگنال های آن

واگرایی ها در اندیکاتور RSI

شاخص مقاومت نسبی یا اندیکاتور RSI ، طراحی و ساخته شده توسط والز ویلدر بوده و یک نوسانگر حرکت می باشد که تغییر و سرعت حرکت قیمت را نمایش داده و اندازه گیری می کند.اندیکاتور RSI بین صفر و 100 در حرکت است و به طور کلی RSI در بیش از 70 در منطقه اشباع خرید بوده و بیشتر معامله گران تصمیم به فروش داشته و در زیر 30 در منطقه اشباع فروش قرار داشته و معامله گران تصمیم به خرید خواهند داشت . سیگنال های اندیکاتور RSI را میتوان از واگرایی ها و موارد مختلف دیگری دریافت کرد. RSI همچنین می تواند برای شناسایی روند کلی استفاده شود.

معرفی اندیکاتور RSI و سیگنال های آن

نحوه عملکرد اندیکاتور RSI

در اندیکاتور RSI در صورتی که بیش از 70 باشد اشباع خرید و یا بیش از خرید شده و در زیر 30 نیز اشباع فروش یا بیش از حد فروخته شده است. همچنین می توان سیگنال واگرایی به اندیکاتور قدرت نسبی ، سطح دلخواه خود را نیز تنظیم کرده تا با امنیت بیشتری از آن استفاده کنید. به عنوان مثال ، اگر به طور مکرر به سطح خرید بیش از 70 رسیده باشد ، ممکن است بخواهید این سطح را روی 80 تنظیم کنید.
یک نکته مهم : در طی روندهای سریع، RSI شاید در بازه های طولانی مدت در اشباع خرید و فروش شود.

اندیکاتور RSI همچنین اغلب الگوهای نمودار را تشکیل می دهد که ممکن است در نمودار قیمت اساسی نشان داده نشود ، مانند الگو دو سقف و دو کف و خطوط روند. همچنین از اندیکاتور RSI میتوانید در پیدا کردن خطوط حمایت و مقاومت استفاده کنید. در یک روند صعودی یا بازار گاو نر ، RSI تمایل دارد که در محدوده 40 تا 90 نوسان داشته باشد و منطقه 40-50 به عنوان پشتیبانی عمل کند. در طی روند نزولی RSI دوست دارد بین محدوده 10 تا 60 نوسان داشته و منطقه 50-60 به عنوان مقاومت عمل کند. این دامنه ها بسته به تنظیمات RSI و قدرت روند یا بازار متفاوت خواهد بود.

سیگنال واگرایی ها در اندیکاتور RSI

اگر قیمت ها باعث افزایش یا پایین آمدن جدیدی شوند که توسط اندیکاتور RSI تأیید نشوند ، این واگرایی می تواند نشان دهنده تغییر قیمت باشد. اگر RSI بالاترین سطح را نشان دهد و سپس با یک حرکت نزولی به پایین ترین سطح قبلی برسد ، یک شکست نوسان بالا رخ داده است. اگر RSI پایین تر باشد و سپس با یک حرکت صعودی نسبت به بالاترین سطح قبلی دنبال شود ، شکست پایین چرخش رخ داده است.

واگرایی نشان می دهد که روند قیمت فعلی در حال ضعیف شدن است که نشان دهنده این موضوع می باشد که زمان حرکت برای خرید یا فروش آن سهام و یا جفت ارز خاص فرا رسیده است. وقتی اندیکاتور قدرت نسبی با قیمت مخالف است ، این عدم همزمانی نشان دهنده تغییر احتمالی نمودار است.

واگرایی ها در اندیکاتور RSI

ترسیم خط روند برای واگرایی RSI

خط های روند RSI کمی متفاوت از خطوط روند معمولی است. زمانی که به دنبال واگرایی هستید ، از بالاترین یا کمترین سطح به بالاترین سطح بالایی یا پایین ترین سطح ، یک خط بکشید. تغییرهای کوچکتر بین این سقف ها و کف ها را نادیده بگیرید. این خطوط را با خطوط روند قیمت آن سهام یا جفت ارز مقایسه کنید. مطمئن شوید که سقف ها را با بالاترین و پایین ترین ها را با پایین ترین ها و نه بالاترین ها را به پایین ترین ها یا بالعکس مقایسه می کنید. اگر شیب خط نشانگر متفاوت از شیب خط قیمت باشد ، واگرایی پیدا کرده اید!

مثلا در تصویر بالا شما یک واگرایی را مشاهده میکنید که در نمودار قیمت (نه اندیکاتور RSI) دو سقف را مشاهده میکنید که دومی از اول بالاتر بوده ولی در دو سقف نمایش داده در اندیکاتور سقف دومی از اولی پایین تر است که اینجا یک تفاوت را مشاهده میکنید در نمودار و همین مسئله نمودار یک هشدار برای شما می دهد که احتمالا روند تغییر کرده و به زودی روند نزولی آغاز خواهد شد.

در واگرایی های مثبت دقیقا این روند برعکس می باشد و نمودار دو کف را به شما نشان می دهد ولی در اندیکاتور RSI دو کف را مشاهده میکنید ولی همانند نمودار نبوده و با اینکه باید همانند نمودار کف دومی از کف اولی پایین تر باشد این طور نیست و کف دوم از کف اول بالاتر است و این نشان دهنده شروع یک روند صعودی خواهد بود.

فرمول محاسبه اندیکاتور RSI

RSI یک فرمول نسبتاً ساده است .

RSI = 100 – [100 / (1+ (میانگین تغییر قیمت صعودی / میانگین تغییر قیمت نزولی))]]

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا