تجارت با گزینه‌‌های باینری

مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟

مدیریت استراتژیک

illuminative management

مزاياي مديريت استراتژيك و برنامه ريزي استراتژيك

مزاياي مديريت استراتژيك:

رويكرد مديريت استراتژيك بر مبناي تعامل مديران در همه سطوح سازماني و كسب و كار تاكيد نموده و نتايج رفتاري مشخصي را به همراه دارد كه مشخصه نظام تصميم گيري مشاركتي است به همين علت بررسي تشخيص و ارزيابي دقيق تاثير فرموله كردن استراتژي بر عملكرد سازمان و يا كسب و كار اغلب نيازمند مجموعه اي از معيارهاي مالي و غيره مي باشد كه اثربخشي مديران را مورد ارزيابي قرار مي دهند .

به هر حال سودآوري ناشي از طرحهاي استراتژيك و مديريت تغييرات محيطي را مي توان در توسعه فعاليتها و افزايش بهره وري و تحقق اهداف و اثربخشي فرآيند مديريت علمي جستجو نمود . علاوه بر اين موارد زير را نيز مي توان در سودآوري مديريت استراتژيك مطرح نمود .

1) فرآيند فرموله كردن استراتژي ، توانائي هاي سازمان و كسب و كار را براي حل مسائل افزايش مي دهند . مديران با تشويق و پاداش دادن به زيردستان موجب توجه آنها به ملاحظات برنامه ريزي گرديده و بدين طريق در پيش بيني و هدايت كار بوسيله كاركنان ياري و كمك مي شوند.

2) تصميمات استراتژيك مبتني بر گروه شامل تعامل ميان همه سطوح احتمالاً بهترين راه حل را در اختيار مديران قرار مي دهد و به علت تصميمات بهتري احتمالاً محصول اين فرآيند خواهد بود . نخست اينكه توليد استراتژيهاي مختلف از طريق تعامل گروهي تسهيل مي گردد و ديگر اينكه بررسي و ارزيابي انتخابها بهبود مي يابد چرا كه اعضاي گروه پيش بيني هايي را بر اساس برداشتهاي تخصصي ارائه مي نمايند .

3) انگيزش كاركنان جهت درك بهتر آنها از رابطه بهره وري كه در هر طرح استراتژيك روشن مي گردد بهبود مي يابد به عبارت ديگر زماني كه كاركنان و يا نمايندگان آنها در فرآيند فرموله كردن استراتژي مشاركت داشته باشند فهم بهتري از اولويتها و سيستم پاداش سازمان و يا كسب و كار داشته و بنابراين انگيزه بيشتري براي رفتار در جهت اهداف خواهند داشت .

4) شكاف و اصطكاك در فعاليتها و در ميان افراد و گروههاي گوناگون به دليل مشاركت آنها در فرموله كردن استراتژي بايد كاهش مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ يابد چرا كه فرآيند مذكور به روشن كردن نقشهاي مختلف كمك مي نمايد و شكل گيري جلسات گروه كه در مراحل مختلف فرآيند فرموله كردن استراتژي بوجود مي آيد فهم مسئوليتهاي افراد گروههاي فرعي را افزايش داده و مشخص تر مي نمايد .

5) مقاومت در مقابل تغيير كاهش مي يابد و مشاركت مورد نياز به حذف عدم اطمينان كه با هر تغيير همراه بوده و ريشه اصلي مقاومتها است كمك مي نمايند اگر چه مشاركت بدون اختيار و اقتدار تصميم گيري ممكن است چندان مطلوب نباشد .

مزایای برنامه ریزی استراتژیک:

مزاياي برنامه ريزي استراتژيك بشرح زير ميباشد .

1- برنامه ريزي استراتژيك هدايت كننده ميباشد و جهت مسير فعاليتها و عمليات سازمان را مشخص ساخته و بعنوان راهنماي سازمان عمل مي نمايد

2- جهت گيري آينده ، اولويت ها را مشخص نمود و تصميمهاي امروز را در پرتو پيامدهاي آينده اتخاذ مي نمايد

3- نقش هماهنگ كننده بين برنامه مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ هاي عملياتي سازمان را انجام مي دهد و اقدامات واحدهاي مختلف را در يك مسير قرار مي دهد

4- با اوضاع و شرايطي كه بسرعت دستخوش تغيير ميشوند به روش كارساز برخورد نموده و كار تيمي و تخصصي كارشناسي ايجاد مي نمايد

5- با نگرش بلند مدت به پيش بيني آينده مي پردازد و ازاين رو اطلاعاتي را در خود دارد كه براي اقدامات دراز مدت مديران مفيد ميباشد

6- پيش بيني استراتژيك در سراسر واحدهاي سازماني از جمله كليه سيستمهاي اداري ميسر بوده و بجاي اينكه عملي مكانيكي باشد نقش محوري افراد ، گروهها و نفوذ فرهنگ سازماني را به رسميت مي شناسد .

حرکت به سوی بهبود و تعالی یک سفر بیپایان است. تعالی همیشه قلهای است که ما از جایی که ایستادهایم در افق دید خود میبینیم. هرچه افق دید ما وسیعتر و اندیشه ما متعالیتر میگردد قلههای جدیدتری نیز در منظر دیدهگان ما ظاهر میشوند.

مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک چیست؟ مدیریت استراتژیک مجموعه ای از اقدامات مدیریتی را در بر می گیرد که می تواند عملکرد راهبردی و بلندمدت یک سازمان را تعیین نماید.

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک چیست؟ در علم مدیریت نوین، مفاهیمی وجود دارد که در حقیقت پایه و اساس مدیریت به شمار رفته و هر یک از آن ها باید توسط مدیران ابتدا به خوبی درک شده و همچنین در هنگام تصمیم گیری مدنظر قرار گیرند. از مفاهیم اساسی و در مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ زمینه مدیریت، استراتژی است که باید که در زمینه مدیریت کلان برای سازمان ها و به ویژه کسب و کارها بسیار بسیار دارای اهمیت است.

در حقیقت درک مفهوم عبارت مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی در شکل دهی و ترسیم اهداف آینده کسب و کارها و سازمان ها و تدوین روش هایی برای نیل به اهداف ترسیم شده نقشی اساسی دارد. از این رو قصد داریم در این مطلب به تفصیل به این موضوع بپردازیم که مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک چیست؟

تعریف مدیریت استراتژیک

همان طور که از نام این عبارت بر می آید، مدیریت استراتژیک مجموعه ای از اقدامات و تصمیم سازی های مدیریتی را در بر می گیرد که می تواند عملکرد راهبردی و بلندمدت یک سازمان را تعیین نماید. در حقیقت مباحثی که روی هم مدیریت استراتژیک را می سازند عبارتند از بررسی محیطی محیط داخلی و خارجی، تدوین استراتژی، اجرای استراتژی های تدوین شده، و در نهایت ارزیابی و کنترل. در مدیریت استراتژیک به فرصت ها و همچنین تهدیدات خارجی در معرض سازمان و همچنین پرداخته شده و نقاط قوت و ضعف شرکت در برابر آن ها مورد ارزیابی و کنترل قرار می گیرد.

به طور کلی مدیریت استراتژیک ناظر به مقوله اهداف کلان یک سازمان است و با در نظر گرفتن آن جهت گیری اساسی آن سازمان تدوین می شود. مدیریت راهبردی فرآیندی کوتاه مدت نیست و همواره و به صورت دائمی باید در جریان باشد. در واقع نیاز به بررسی و ارزیابی و کنترل متغیرها، هیچ وقت برای یک سازمان از بین نمی رود.

در مدیریت راهبردی، بحث دیگری که همواره در دستور کار است، بررسی رقبا به منظور شناخت نقاط قوت و ضعف آن ها و مقایسه با وضع موجود سازمان خودی است.

افراد دیگری در مبحث مدیریت استراتژیک فقط مدیران سازمان نمی باشند. در حقیقت در بحث مدیریت استراتژیک یک سازمان، هم مدیران آن و هم کارکنان آن درگیر و دخیل می باشند. چون هر یک از افراد این دسته ها می توانند استراتژی اجرایی را از منظر خود ببینند. همچنین کمک کارکنان به مدیریت در بهبود عملکرد که مربوط به افزایش مهارت مسئولیت پذیری می شود، بسیار مفید می تواند باشد. به عنوان مثال ممکن است در گام خاصی از استراتژی، مشکلی توسط کارمندان تشخیص داده شود که مدیریت اصلا متوجه آن نشده باشد.

مدیریت استراتژیک

عناصر مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک و روند و فرآیند آن از چهار عنصر اصلی تحلیل موقعیت، فرمول بندی استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی تشکیل یافته است. این عناصر برای ایجاد یک پلن جدید و یک نقشه روند مدیریت استراتژیک جدید، به ترتیب تشکیل می شوند. البته سازمان ها و کسب و کارهای موجود هم با تغییر و افزایش نیازهایشان، چهار عنصر مدیریت استراتژیک را باید مورد بازبینی و تغییر قرار دهند تا موقعیت خود را حفظ کرده و بهبود بخشند.

تحلیل موقعیت :

اولین گام در روند مدیریت استراتژیک، تحلیل موقعیت می باشد که شامل ارزیابی درون سازمانی بدنه سازمان، ارزیابی محیط سازمانی و ارزیابی محیط خارجی می باشد. ” کارکنان سازمان با هم، کارکنان سازمان با مدیریت، مدیران سازمان با یکدیگر و ارتباط متقابل مدیریت و سهامداران سازمان. ”

ارزیابی سازمان در بین تمام موارد بالا به عنوان شاخصه مهم برای رسیدن به دیگر اهداف استراتژی سازمانی استفاده می شود. چرا که وقتی شما کارکنان و نیروهای کاری یک سازمان را مورد سنجش قرار می دهید به نواقصات، مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ و وضعیت داخل سازمان از نظر مدیریت، اجرایی و عملیاتی و مراحل رشد سازمانی و بهره وری سازمانی پی می برید. یکی از روش های ارزان و تخصصی استفاده از تست رایگان MBTI برای شناخت کامل افراد در یک سازمان و برنامه ریزی برای اصلاح و بهبود آنها است.

فرمول بندی استراتژی :

بحث فرمول بندی استراتژی، طراحی استراتژی های سازمان را در بر دارد. در این مرحله تعیین دقیق نقاط قوت سازمان، می تواند کمک شایانی به فرمول بندی استراتژی نماید. فرمول بندی استراتژی در سه سطح سازمانی عملیاتی، رقابتی و شرکت دسته بندی می شود. برای فرمول بندی استراتژی باید چند سوال را مطرح کنید سپس به آن پاسخ دهید :

  • می خواهم به کجا برسیم؟ همان چشم انداز سازمانی
  • می خواهیم به چه چیزی دست یابیم؟ بیانیه ماموریت
  • برای اهداف سازمانی چگونه دست خواهیم یافت؟ دستورالعملی برای توسعه سازمان
  • تعیین اولویت های سرمایه شامل رشد مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ ارگانیک و ادغام و تملیک

اجرای استراتژی :

در این گام به استراتژی های تدوین شده جامه عمل پوشانده می شود. این مرحله شامل ایجاد گام ها و روش ها برای اجرای استراتژی است. همچنین اولویت اجرای استراتژی ها هم در این بخش بر اساس اهمیت آن ها تعیین شده و در دستور اجرا قرار می گیرند.

ارزیابی استراتژی :

این مرحله در حقیقت بررسی کیفیت اجرای استراتژی های تدوین شده است. در این گام باید قابلیت اجرای ضرب الاجل ها، گام ها و روندهای اجرایی و دستیابی به نتایج مورد نظر مورد بررسی قرار می گیرد. اگر بعد از بررسی نتیجه حاصل شود که روند به خوبی جواب نمی دهد، ضرب الاجل ها انجام شدنی نیستند و یا نتایج در راستای اهداف واقعی نمی باشد، باید استراتژی مورد بازبینی و اصلاح قرار گیرد.

کلینیک مدیریت

در تعریف کلاسیک مدیریت استراتژیک ، آنرا بدین شکل شرح دادیم :

فرآیند اخذ تصمیمات استراتژیک ، اجرای اقدامات استراتژیک ، تحقق تغییرات استراتژیک برای رسیدن به نتایج استراتژیک

مفهوم استراتژیک را که پیش از این روشن نمودیم. پس تعریف مدیریت استراتژیک مشخص است.

در این بین نتایج و منافع استراتژیک است که برای ما حائز اهمیت است و علتی که ما فرآیند را طی می‌کنیم برای رسیدن به همین عوامل است.

این نتایج و منافع حاصل اقدامات و تغییرات استراتژیک ما هستند.

ما بر اساس اهداف این تغییرات و اقدامات را انجام می‌دهیم.

و هدف و استراتژی ها را بر اساس یک سری تحلیل ها ( محیط درونی ، بیرونی ، تحلیل پستل ، محیط رقابتی پنجگانه ، محیط سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی ، فشار رقابتی رقبا ، تازه واردها ، قدرت چانه زنی تامین کنندگان و خریداران ، قدرت محصولات جایگزین ، تحلیل روندها ، تحلیل محیط داخلی و تحلیل ذینفعان ) بدست آورده و به تصمیمی استراتژیک رسیدیم و بر مبنای آن اقدامات استراتژیک و تغییرات استراتژیک را اتجام خواهیم داد.

خب چرا این تحلیل ها را انجام دادیم و از کجا متوجه میشویم که نقاط قوت و ضعف ما در آن چیست ؟ چرا متغییر دیگری را بررسی نکردیم؟

وزن یک ورزشکار اگر زیاد باشد خوب است یا بد؟

برای یک اسب سوار خیر

ولی کسی که در رشته پرتاب وزنه فعالیت می‌کند وزن و جثه بزرگ بهتر است.

قبل از تحلیل محیطی باید

بنیاد استراتژیک سازمان یا ارکان جهت ساز را بدانیم.

و آن شامل سه مورد است ،

ماموریت : که هستیم ، چه هستیم ، چه چیزی تولید می‌کنیم ، فلسفه وجودی و مقصود بنیادی ما چیست.

چشم انداز : نقطه مطلوب ما کجاست ، به کجا قرار است برسیم

ارزش‌ها : برای تحقق ماموریت به چه چیزهایی پایبندیم و چه ارزشهایی داریم.

این سه بنیان و جهت گیری سازمان را مشخص می‌کند

مبتنی بر این ارکان جهت ساز ما نحلیل محیط درونی ، بیرونی و ذینفعان را انجام می‌دهیم و مبتنی بر این تحلیل ما اهداف استراتژیک و استراتژی ها را مشخص می‌کنیم و مبتنی بر آن اقدامات و تغییرات استراتژیک را انجام می‌دهیم.

در کتابها همه چیز خط کشی است ولی دنیای واقعی خط خطی است.

در دنیای واقعی هیج چیز روتین نیست.

در دنیای واقعی بین چهار عامل ( بنیاد استراتژیک سازمان ، تحلیل های محیط درونی بیرونی و ذینفعان ، هدف گذاری و طراحی استراتژیک ، اقدامات و تغییرات استراتژیک ) به شدت رابطه رفت و برگشتی وجود دارد.

شما چشم اندازی را مشخص میکنید ( فروش 30 هزارتایی) اما پس از تحلیل محیط مشخص می‌شود که قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده اید ، پس به جای اینکه به گام بعدی بروید ، باز می‌گردید و چشم اندازتان را تغییر می‌دهید.

ممکن است در هنگام طرح ریزی اهداف استراتژیک و یا در هنگام اجرای اقدامات استراتژیک به نتایجی برسید که مجبور به تغییر ماموریت یا چشم انداز بکنید و ….

در این میان ارزش‌ها به نسبت سایر عناصر جز با ثبات ترین عوامل هستند که معمولا تغییر نمی‌کنند مگر با گذشت زمان نسبتا طولانی و تغییر باورها و اعتقادات.

فرآیند مدیریت استراتژیک مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ فرآیندی است همیشه پویا ، زنده و بی پایان.

مصطفی کرمانی

مهندس شیمی صنایع نفت و گاز - MBA دانشگاه شهید بهشتی - مدیر پروژه ، برنامه ریز و کنترل پروژه شرکت دوام انرژی

مطلب قبلی

دیگر ویژگی‌های مدیریت استراتژیک

مطلب بعدی

مطالب مرتبط :

دیگر ویژگی‌های مدیریت استراتژیک

دیگر ویژگی‌های مدیریت استراتژیک ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

جنبه روانی مدیریت استراتژیک

جنبه روانی مدیریت استراتژیک ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

طلايه داران صنعت ايران

طلايه داران صنعت ايران ۲۴ خرداد ۱۳۹۶

فیسبوک بزرگترین شبکه‌ی اجتماعی دنیا – قسمت هفتم

فیسبوک بزرگترین شبکه‌ی اجتماعی دنیا – قسمت هفتم ۲۱ خرداد ۱۳۹۶

مانور روی برند در اینستاگرام

مانور روی برند در اینستاگرام ۲ خرداد ۱۳۹۶

تعریف کلاسیک مدیریت استراتژیک

تعریف کلاسیک مدیریت استراتژیک ۲۳ خرداد ۱۳۹۶

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب

مطالب روز

پیام تسلیت

با سلام و احترام جناب آقای دکتر شعبانی خبر درگذشت پدر گرانقدرتان ما را اندوهگین ساخت. از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحوم، غفران و رحمت الهی و برای حضرتعالی و دیگر سوگواران صبر و شکیبائی خواهانیم. کارگروه های کلینیک مدیریت

میلاد رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک و خجسته باد

با سلام و احترام سروران عزیز و بزرگوار فرا رسیدن ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) را خدمت شما و خانواده محترم تبریک عرض می نمائیم. سربلند و پیروز باشید.

جنبه روانی مدیریت استراتژیک

ما همواره با این سه عامل روبرو هستیم . پس در مدیریت استراتژیک هیچ چیز قطعی و صد در صدی نیست و همراه با ریسک همراه است.

تعریف کلاسیک مدیریت استراتژیک

فرآیند اخذ تصمیمات استراتژیک ، اجرای اقدامات استراتژیک ، تحقق تغییرات استراتژیک برای رسیدن به نتایج استراتژیک

اهداف برنامه ریزی اطلاعات

دو نظر متفاوت درباره اثرات رسانه های همگانی در جامعه وجود دارد. منتقدان بر این باورند که رسانه های جمعی مسئول جنایت های روزافزون و تضعیف روحیه عمومی از یک سو و کاهش حس خلاقیت و نگرش صحیح سیاسی از سوی دیگرند.

آخرین مقالات

معرفی کتاب هفته : كتاب دانشگاه سازماني

كتاب "" دانشگاه سازماني "" دستنامه اي (HAND BOOK ) است گردآوري شده از تجربيات مديران منابع انساني و مديران آموزش و توسعه ي سازمانهاي پيشرو ، كه اقدامات مربوط به آموزش و توسعه منابع انساني خود را در يك چارچوب مدون و يكپارچه به نام دانشگاه سازماني ، سازماندهي نموده اند . هدف از گردآوري و تأليف اين كتاب توسط "" دكتر مارك آلن "" اين بوده است كه براي ساير مديراني كه هنوز اقدامي براي يكپارچه سازي فعاليتهاي آموزش و توسعه منابع انساني خود بصورت استراتژيك نكرده اند ، يك راهنماي عملي فراهم نمايد . اين راهنما ، تجربيات گرانبهائي از صنايع مختلف را در قالب فعاليتهاي استاندارد آموزش و توسعه در خود گنجانده است . فصل هاي مهم اين كتاب عبارتند از : روزشمار راه اندازي داشنگاه سازماني تويوتا اداره دانشگاه سازماني ، به مثابه يك بنگاه اقتصادي دانشگاه سازماني به مثابه يك اهرم استراتژيك در سازمان شركاي استراتژيك دانشگاه سازماني بهترين تجربه ها در دانشگاه هاي سازماني كاركردهاي دانشگاه سازماني در زمينه آموزش استفاده از تكنولوژي براي افزايش يادگيري در دانشگاه سازماني ارزيابي اثربخشي در دانشگاه سازماني اندازه گيري ROI در دانشگاه سازماني دانشگاههاي سازماني بين المللي در اروپا ، استراليا وآسياي جنوب شرقي

معرفی کتاب هفته – راهنمای عملی محاسبه بازگشت سرمایه در آموزش ROI

این کتاب با همت آقای دکتر کورش فتحی واجارگاه و هومن دوستی در 4 بخش، 11 فصل و 131 صفحه تالیف شده است و شرح دقیق مطالب آن عبارت اند از: خاستگاه، مفهوم و جایگاه بازگشت سرمایه در آموزش متدولوژی بازگشت سرمایه برنامه‌ریزی برای ارزیابی گردوری داده‌ها حین اجرا گردآوری داده‌ها بعد از اجرا تفکیک اثرات آموزش تبدیل داده‌ها به ارزش مالی محاسبه هزینه‌های آموزش محاسبه بازگشت سرمایه آموزش شناسایی منافع نامشهود آموزش تهیه و تدوین گزارش ارزشیابی

چطور گرفتار موارد کلاهبرداری در عرضه‌های اولیه سکه نشویم؟

مهم است بدانیم که هر کسی می‌تواند دروغ بگوید. در هر بخشی، افراد خوب و بد وجود دارند. استارتاپی به‌نام Condido، مقدار مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ ۳۷۵۰۰۰ دلار جمع‌ کرد و بعد ناپدید شد. وب‌سایت آنها حذف شد و تا حالا هیچ‌کس نتوانسته است مؤسسان آن را پیدا کند. در صورت مشاهده این موارد، حتما از پذیرش پیشنهاد ارائه‌شده بپرهیزید: تیم کاری ناشناس است. با اینکه بلاک چین دنیای غیرمتمرکز و بدون نظارت است، اما آیا شما پول خود را به یک فرد کاملا غریبه می‌دهید؟ پیشنهاد آنها خیلی خوب است. اگر میزان درآمد خیلی بالاتر از حد متوسط است، باید دلایل خیلی خوبی برای آن وجود داشته باشد، درغیر این صورت حتما کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. نقشه مشخصی وجود ندارد. اگر یک استارتاپ قوی باشد، یک نقشه راه با جزئیات کامل برای سال آینده دارد.

چرا باید برای خرید این توکن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم؟

این توکن‌ها طبق قرارداد هوشمند به شما سود می‌رسانند. قیمت توکن‌ها به‌سرعت افزایش می‌یابد. با خریدوفروش آنها می‌توانید سود کنید. پس این عرضه‌ها نیز ساختاری شبیه به سهام دارند؛ دلیل این همه سروصدا چیست؟ به این اعداد دقت کنید: Plutus نام اپلیکیشن پرداختی براساس بیت کوین است که توکن‌های آن در ماه ژوئن ۲۰۱۶ با قیمت ۱٫۱۸۳ دلار منتشر شدند. قیمت کنونی این توکن‌ها ۱۵٫۲۲ دلار است که نشان از رشد ۱۱۷۸ درصدی دارد. شما می‌توانستید با سرمایه‌ اندکی، سود خوبی داشته باشید.

قرارداد هوشمند عرضه اولیه سکه چیست؟

همان استارتاپی که قول رشد درختی با نام شما روی برگ‌هایش را داد، به‌یاد می‌آورید؟ آنها باید به قول خود عمل کنند. قول آنها می‌تواند شامل یک درخت مجانی برای شما، ۲ درصد درآمد آینده شرکت یا هر سرویس باارزش دیگری باشد. قرارداد هوشمند، قراردادی بین صادرکننده عرضه اولیه سکه و مالک توکن است. این قرارداد شامل یک‌سری کد رایانه‌ای است که در صورت محقق شدن شرایط ازپیش‌تعیین‌شده، یک سری اعمال ازپیش‌تعیین‌شده را انجام می‌دهد. به‌عنوان مثال هر کسی که توکن این درخت را قبل از سال ۲۰۲۰ خریداری کرده است، می‌تواند آن را برای یک قیمت ثابت بفروشد. وقتی فرستنده، توکن را ارسال می‌کند، هزینه آن نیز به‌صورت خودکار محاسبه می‌شود.

عرضه اولیه سکه یا ICO چگونه است؟

اول از همه، شما به ایده‌ای نیاز دارید که مرتبط با بلاک چین باشد. اجازه بدهید مثالی عجیب‌وغریب بزنم! استارتاپی ادعا می‌کند که شما با خرید و کاشت درختی که از نظر ژنتیکی دست‌کاری شده، می‌توانید روی برگ‌های درخت، نام خود را مشاهده کنید! قیمت این کار هم یک بیت کوین است. این استارتاپ بازاریابی را شروع می‌کند و از شما دعوت می‌کند که توکن‌های آنها را خریداری کنید. توکن عرضه اولیه سکه چیست؟ توکن یک شیء فیزیکی نیست. بیشتر شبیه بازی‌های فکری مثل مونوپولی است. شما چیزهایی را خریدوفروش می‌کنید که درواقع وجود ندارند، اما در این بین، عده‌ای برنده و بازنده می‌شوند.

خطاهای رایج در برنامه ریزی استراتژیک

از دهه شصت میلادی به این سو که مفهوم برنامه ریزی استراتژیک وارد ادبیات مدیریت شده است تاکنون به طور گسترده مورد توجه سازمان ها واقع شده و متخصصان و اندیشمندان بسیاری در این زمینه کارهای ارزشمندی انجام داده اند.

به طور طبیعی به مانند سایر مفاهیم و ابزارهای مدیریتی، استراتژی نیز متناسب با مسائل و چالش های محیط های کسب و کار و تلاش سازمانها برای توفیق در مواجه با این محیط کاری در طول زمان رشد و تکامل یافته است. از اینرو در طول تاریخ استراتژی شاهد رویکردها و متدلوژی های مختلفی بوده ایم. سازمان های ایرانی نیز به مانند سایر سازمان ها توجه ویژه ای به برنامه ریزی استراتژیک داشته اند. برخی از آنها فرایند سیستمی برای این کار داشته و بارها اقدام به تدوین سند استراتژی خود نموده اند. برخی از آن ها نیز به صورت موردی اقدام به این کار می نمایند. (البته ذکر این نکته نیز ضروری است که استراتژی از جمله مفاهیم مدیریتی است که فراگیری گسترده ای یافته است و حتی سازمان هایی که سند رسمی استراتژی نیز ندارند نیز به کرات از مفاهیم مرتبط با آن استفاده می نمایند.)

در این مطلب تلاش شده است مبتنی بر تجارب برنامه ریزی استراتژیک در سازمان ها ایرانی و همچنین بررسی متون و گزارشهای مرتبط، برخی از مهمترین خطاهای رایج در برنامه ریزی استراتژیک در سازمانهای ایرانی فهرست شوند. البته این خطاها الزاما مختص سازمان های ایران نبوده و تا حدودی در سازمانهای مختلف مشترک می باشند. محدوده این مقاله سازمان هایی است که سند رسمی برنامه ریزی استراتژیک دارند. چرا که به طور طبیعی حتی سازمان ها که فاقد سند رسمی استراتژی هستند نیز ممکن است کاملا استراتژیک رفتار کرده و دارای استراتژی باشند.

۱- برنامه ریزی استراتژیک قابل تفویض است

برنامه ریزی استراتژیک یکی از وظایف مهم مدیران ارشد هر سازمانی می باشد، خوشبختانه این موضوع به طور روز افزونی مورد پذیرش مدیران قرار گرفته است. در گذشته به برنامه ریزی استراتژیک به عنوان کاری جانبی که قابل تفویض به یکی از واحدهای سازمانی یا مشاوران مدیریت بود نگریسته می شد. اما بعدها تحقیقات گسترده نشان داد آنچه در این شیوه تدوین می شد استراتژی به معنای واقعی آن نبوده و اساسا قابل اجرا نیز نبود. بعدها متفکرانی مانند مینتزبرگ نشان دادند که استراتژی محصول اندیشه مدیران سازمان بوده که در کوران اداره کسب و کار خود می باشند، نه تحلیل و تحقیق صرف. او بر این مبنا استراتژی را وظیفه مدیران ارشد سازمان دانست و مشاوران به عنوان متخصصان فرایند برنامه ریزی استراتژیک ضمن راهبری این فرایند به سازمان در انجام مطالعات و تحلیلهای مرتبط یاری می رسانند.

۲- استراتژی های شعاری و پرطمطراق، توخالی و بدون پشتوانه

یکی از رایجترین رفتارها در هنگام برنامه ریزی استراتژیک نگارش اهداف و استراتژی ها شعاری است، بی آنکه به چگونگی تحصیل این اهداف متناسب با وضعیت و قابلیتهای سازمان به قدر کفایت اندیشیده شود. مشاهده چشم اندازهایی که قرار است سازمان به جایگاه اولین در منطقه یا کشور برسد به وفور مشاهده می شود. اهدافی دلنشین که مورد پسند مخاطبان می باشد، اما در همان برنامه هیچ اقدام و یا سیاستی که بیانگر حرکت سازمان به این اهداف و چشم انداز باشد مشاهده نمی شود.

۳- تحلیل های محیطی ضعیف

استراتژی شیوه رقابت شرکتها را تعیین می کند، از اینرو طبیعتا یکی از مهمترین پارامترهای تاثیر گذار بر انتخاب استراتژی، محیط کسب و کار یعنی رقبا، تامین کنندگان، مشتریان، روندهای اقتصادی، فناوری، اجتماعی و … است. به همین خاطر بررسی و شناخت عمیق محیط و رقبا سهم جدی در پروژه های برنامه ریزی استراتژیک دارند. با این وجود در اغلب پروژه های برنامه ریزی استراتژیک در سازمانهای ایرانی این بخش به صورت سطحی و کلیشه ای انجام می شود.

۴- برنامه ریزی استراتژیک دوره ای چند ساله

سالهاست که در بسیاری از سازمانهای دنیا و همینطور ایران، برنامه ریزی استراتژیک به یک فعالیت مستمر و سالیانه تبدیل شده و به ندرت می توان در سازمان های پیشرو برنامه ریزی استراتژیک را به عنوان پروژه ای که هر چند سال یک بار انجام می شود مشاهده کرد. منطق این رفتار هم کاملا روشن است، سرعت تغییرات محیط کسب و کار به قدری زیاد است که نمی توان با اتکا به برنامه ای که فرضیات آن تغییر یافته است توفیقی در بازار کسب نمود.
با این حال هنوز هم در بیشتر سازمان های ایرانی برنامه ریزی و کنترل استراتژیک به فرایند مستمر تبدیل نشده است. آنها در دوره های زمانی چند سال یک بار اقدام به برنامه ریزی استراتژیک می نمایند.

۵- استراتژی خوب تغییر نمی مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ کند

یکی از خطاهای بسیار رایج در سازمان‌های ایرانی در برنامه‌ریزی استراتژیک زمانی رخ می دهد که در پی تغییرات محیط کسب و کار به نظر می رسد استراتژی منتخب قبلی مناسب شرایط جدید نیست. در محیط پر تغییر یا متلاطم امروز وقوع این امر بسیار معمول می باشد و به طور طبیعی انتظار می رود در جلسات تیم مدیران ارشد، استراتژی مورد بازبینی قرار گیرد. حال آنکه در عمل در بسیاری از سازمانهای ایرانی اصل فرایند تدوین استراتژی و طراحان آن، برای مثال مشاور مورد تردید قرار می گیرد و کل سند استراتژی کنار گذاشته می شود. در واقع به نظر این مدیران، طراحان استراتژی باید در زمان تدوین آنقدر تیزبین و جامع نگر می بودند که همه این تغییرات را پیش بینی می کردند. اگر چه همانگونه که در بند ۳ اشاره شد تحلیل عمیق محیط از الزامات برنامه ریزی استراتژیک است، با این وجود با هر میزانی از دقت هیچ تحلیلگری قادر نخواهد بود تمام تغییرات در بلند مدت را پیش بینی نموده و در ضمن اثر آن بر فعالیت کسب و کار خود را به دقت برآورد نماید.

۶- اصرار به حفظ و پایبندی به استراتژی قبلی با وجود تغییرات جدی در فرضیات

همان گونه که پیش از این نیز مطرح شد، تغییر از جمله ویژگی های لاینفک محیط های کسب و کار در سال های اخیر، نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا است. از اینروست که در بندهای قبلی اشاره شده که باید متناسب با تغییرات اقدام به بازنگری در برنامه ها نمود. با این وجود، برخی مدیران به پایبندی و ایستادن در برنامه هایی که پیش از این تدوین شده است اما فرضیات آنها به شدت تغییر یافته است، اصرار بیش از حد دارند. منطق رایج و قابل دفاع آنها این است که، عدم پایبندی به برنامه ها مانع از حرکت برنامه محوری در سازمان می شود و همواره بهانه ای برای عدم پی گیری برنامه های مصوب خواهد بود. همانگونه که بیان شد، این منطق قابل درک و دفاع است، در عین حال این رویکرد می تواند سبب انحرافهای جدی و تلاش های بی اثر سازمان شود. و این هنر و رهبری مدیر ارشد سازمان است که با توسعه تفکر استراتژیک در سازمان و بازنگری های موثر برنامه ، برنامه محوری و تعهد به برنامه را به فرهنگی فراگیر در سازمان تبدیل نماید.

۷- کم توجهی به فرایند برنامه ریزی استراتژیک به عنوان فرایند خلق استراتژی، اقناع و هم سویی

یکی از نتایج مهم فرایند برنامه ریزی استراتژیک در سازمانها ایجاد فضایی برای تعامل و گفتگو و پرسش گری بین اعضای مختلف سازمان می باشد که در طول این فرایند ضمن خلق استراتژی، باور همگانی به اهداف و استراتژی های ایجاد می شود. با این وجود هنوز هم در بسیاری از سازمان ها این فرایند از سوی مدیران ارشد همراهی نمی شود و به طور طبیعی اثر بخشی لازم را نیز نخواهد داشت.

۸- عدم اتصال بودجه و اهداف سالانه به استراتژیها و برنامه های بلند مدت

فراگیر شدن کارت امتیازی متوازن تا مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟ حدودی به سازمان ها کمک کرده است که اهداف و استراتژی های خود را به سطوح مختلف سازمان و برنامه ها و اقدامات آنها تسری دهند. امروزه خوشبختانه ضرورت این کار به ویژه تنظیم بودجه و برنامه های سالیانه با استراتژی ها درک شده است. اما هنوز هم در بسیاری از سازمان ها این اتصال به خوبی برقرار نیست.

۹- عدم رابطه نظام ارزیابی عملکرد مدیران با برنامه و کنترل استراتژیک

بی شک یکی از دشوارترین و پیچیده ترین اقدامات در نظام های برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی طراحی نظام مدیریت عملکرد می باشد به گونه ای که از اهداف و استراتژی های سازمان پشتیبانی نماید. در واقع ما در فرایند برنامه ریزی استراتژیک تلاش می نماییم برنامه ها و اقدامات واحدها و اعضای مختلف سازمان را در مسیر استراتژی همسو نماییم، اما در نظام ارزیابی و عملکرد سازمان به معیارهای دیگری از تلاش های واحدها و افراد توجه نموده و به آنها پاداش می دهیم و از آنها تقدیر می کنیم. در این شرایط به طور طبیعی استراتژی و برنامه های مرتبط با آن به حاشیه رانده می شود.

مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟

سه ابزار برای مدیریت استراتژیک

بر طبق این تحقیقات برخی ابزارهای مربوط به برنامه‌ریزی استراتژیک در سطح جهانی به‌وفور استفاده می‌شوند و به همین خاطر رتبه نخست ابزارهایی را کسب کردند که شرکت‌ها در سرتاسر جهان از آن‌ها استفاده می‌کنند. شرکت مشاوره مدیریت ره بین قصد دارد بر مبنای این رتبه‌بندی به بررسی ابزارهای روز مورداستفاده در حوزه مدیریت تحت عنوان ابزارهای مدیریت بپردازد.


سه ابزار مرتبط با برنامه‌ریزی استراتژیک (strategic planning) :

کارت امتیاز متوازن
کارت امتیاز متوازن چارچوبی است که دکتر رابرت کاپلان و دکتر دیوید نورتون آن را ایجاد کردند. سه حوزه در این کارت موردبررسی قرار می‌گیرد:
اهداف: اهداف سازمانی در سطوح بالادستی.
اقدامات: به شما کمک می‌کند درک کنید که آیا به اهدافتان را با دیدی استراتژیک به سرانجام می‌رسانید.
ابتکارات: برنامه‌های عملی کلیدی شما هستند که به شما کمک می‌کنند به اهدافتان برسید.
راه‌های زیادی برای ایجاد کارت امتیاز متوازن وجود دارد، مثلاً برنامه‌هایی مثل اکسل، گوگل شیت، یا استفاده از نرم‌افزارهای گزارش. به‌عنوان‌مثال تصویر ذیل برنامه ClearPoint’s reporting software را نشان می‌دهد.

6003 11

این نمایه ای از کارت امتیاز متوازن است. کارت امتیاز متوازن جزئیات مربوط به اقدامات و ابتکارات شمارا نشان می‌دهد. کارت امتیاز متوازن راهی مؤثر و ثابت‌شده برای همگام‌سازی استراتژی در سطح سازمانی است.

نقشه استراتژی
نقشه استراتژی ابزار بصری است که مشخصاً به‌منظور نشان دادن برنامه استراتژیک و دستیابی به اهداف کسب‌وکار در سطوح بالا طراحی‌شده است. کشیدن نقشه راه استراتژی بخش عمده ای از کارت امتیاز متوازن است (نمی‌توان این ابزار را جدا از بحث کارت امتیاز متوازن تعریف کرد.) و راهی بسیار عالی به‌منظور انتقال اطلاعات در سرتاسر سازمانتان به شما ارائه می‌دهد.


مزایای استفاده از نقشه استراتژی:
ارائه ساده، شفاف و بصری را فراهم می‌آورد که به‌سادگی می‌توانید به آن ارجاع دهید.
اهدافتان را به یک استراتژی واحد تبدیل می‌کند.
به کارکنانتان هدفی شفاف می‌دهد تا به هنگام انجام وظایفشان و اقدامات مربوطه، آن را در ذهن داشته باشند
به شما کمک می‌کند هدف کلیدی‌تان را شناسایی کنید.
بهتر درک می‌کنید که کدام جزء از استراتژی شما نیاز به بررسی بیشتری دارد.
می‌بینید که کدام هدفتان بر روی دیگری تأثیر می‌گذارد.

آنالیز SWOT مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی چیست؟

آنالیز SWOT (ماتریکس SWOT) مدلی بسیار پیشرفته است که به هنگام آغاز برنامه‌ریزی استراتژیک سازمان از آن استفاده می‌شود. نام این مدل مخفف کلمات قدرت ( strengths )، ضعف ( weaknesses )، فرصت ( opportunities ) و تهدید ( threats ) است. قدرت و ضعف عوامل داخلی محسوب می‌شوند، فرصت و تهدید هم عوامل بیرونی هستند. در ادامه تصویری از این مدل را می‌بینید.

6003 22


با استفاده از آنالیز SWOT سازمان شما می‌تواند نواحی را شناسایی کنید که خوب کار انجام می‌دهند و یا حوزه‌هایی را که نیاز به بهبود دارند ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

مطالعه این مطلب را به دوستان خود هدیه دهید (لینک کوتاه): rmcg.ir/6003

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا